شعری از توحید شیرازی

مجموعه: شعر
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 500 out of 5)
Loading...
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعری از توحید شیرازی
  •  

    شعری از توحید شیرازی

    شعری از توحید شیرازی

     

    بازی زلف تو امشب به سر شانه ز چیست؟

    خانه بر هم زدن این دل دیوانه ز چیست؟

    گر نه آشفتگی این دل مسکین طلبی

    الفت زلف پریشان تو با شانه ز چیست؟

    هرکسی از لب لعلت سخنی میگوید

    چون ندیده ست کسی اینهمه افسانه ز چیست؟

    حالت سوخته را سوخته دل داند و بس

    شمع دانست که جان دادن پروانه ز چیست

    دوش در میکده حسرت زده میگردیدم

    پیر پرسید که این گریه ی مستانه ز چیست؟

    گفتم: از هست در این خانه کسی روی نمای

    ور کسی نیست بنا کردن این خانه ز چیست؟

    گفت: جامی ز می ناب به “توحید” بده

    تا بداند که نهان ماندن جانانه ز چیست

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعری از توحید شیرازی”

    دیدگاه ها بسته شده اند.

    }