افسانه پاکرو

افسانه پاکرو

مجموعه: اختصاصی, بازیگران
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • افسانه پاکرو
  •  

    افسانه پاکرو

    افسانه پاکرو

     

    نام : افسانه
    نام خانوادگی : پاکرو
    متولد : 11/2/1362
    محل سکونت : تهران
    تحصیلات : لیسانس نقاشی (آخه اینم شد رشته)
    معروفترین اثر : رویای خیس

     

    بیوگرافی افسانه پاکرو

     

    بیوگرافی افسانه پاکرو

     

    خبر خوب اینکه مجرده خبره بدم اینکه میگن خانم ماشین نداره (اما داره خوبشم داره)

    هنگام تحصیل در دبستان در چند نمایشنامه ایفای نقش کرده بود که در یکی از آن نمایشنامه ها نقش یک قورباغه را بازی کرده است.

    پس از آن دوره اصلا به بازیگری فکر نکرده است ، بعد از راهنمایی به هنرستان رفته و در آنجا رشته گرافیک را انتخاب کرده و در ادامه هم رشته نقاشی را تا مقطع کارشناسی خوانده است.

    خانم افسانه خانم با فیلم سینمایی ((محکومین بهشت)) که در اسفند ماه سال ۱۳۸۵ اکران شد به اهالی سینما معرفی شد.
    البته بازیگری را از کلاس های استاد سمندریان فرا گرفته است.

    بیوگرافی افسانه پاکرو :

    افسانه پاکرو متولد ۴ اردیبهشت ۱۳۶۱ در تهران است ،یک خواهر بزرگتر و یک برادر کوچکتر از خود دارد ،مجرد است ،فوق دیپلم گرافیک دارد ،آرام و کم حرف است ،عاشق بازیگری است و از شهرت بیزار است و بازیگری را فقط به خاطر اینکه بتواند نقش یک انسان متفاوت با خود را بازی کند دوست دارد ،بعد از گرفتن فوق دیپلم و گذراندن یک دوره کلاسهای استاد سمندریان برای بازی در فیلم محکومین بهشت در سال ۸۳ انتخاب شد و بعد از آن برای بازی در سریال رسم عاشقی دعوت شد و شهرت خود را در این سریال به دست آورد، از جمله فعالیتهای هنری اش عبارتند از:محکومین بهشت ،پیدا و پنهان ،رسم عاشقی ،رویای خیس ،محاکمه ،زندگی شیرین ،شیر و عسل و……

    —– —– —– —– —– —– —– —– —– —–

    از صفحات دیگر نیز بازدید فرمائید : استخاره

    —– —– —– —– —– —– —– —– —– —–

    مصاحبه ۱

    این مصاحبه مربوط به زمان بعد از پخش سریال رسم عاشقی می شود.

    خانم پاکرو ،به نظر کمی خجالتی میرسید؟

    البته خجالتی که نیستم ولی کمتر حرف می زنم ،خیلی شیطنت نمی کنم و معمولا سرم به کار خودم گرم است.

    خب فکر میکنید این خصیصه با شغلی که انتخاب کردید هم خوانی دارد؟

    شغل ما مگر چگونه است (می خندد) البته وقتی نقشی به من بدهند که مثل طوبی شیطان و حاضر جواب باشد مجبورم خودم را به او نزدیک کنم و اصلا باید خودم را فراموش کنم ،آن وقت است که هنرم را نشان داده ام و می توانم بگویم بازیگرم ،البته این بستگی به موقعیتی دارد که در این زمینه کسب میکنم.

    چطور شد که برای نقش طوبی انتخاب شدید؟

    سر فیلمبرداری یک فیلم سینمایی به نام محکومین بهشت بودم و کار تقریبا در مراحل پایانی بود که آقای سلطانی از من خواستند که برای نقش طوبی به دفتر ایشان بروم و تست بدهم و با توجه به فیزیک و چهره ام که به یک دختر ۱۶ ساله شباهت داشت بعد از گرفتن تست انتخاب شدم و باتوجه به فشردگی کار فردای همان روز جلوی دوربین رفتم.

    تستی که آقای سلطانی از شما گرفتند به چه نحوی صورت گرفت ؟

    از من خواستند سکانسهای حسی که انتخاب کرده بودند را اجرا کنم

    از اینکه با بازیگران حرفه ای و پیشکسوت همبازی بودید نگرانی نداشتید ؟

    تا جایی که یادم می آید فقط خشحال و ذوق زده بودم البته از آن بابت که نتوانم نقش را آنطوری که باید ایفا کنم کمی میترسیدم که آن هم برای یک بازیگر طبیعی است.

    با توجه به تجربه کمی که داشتید کار با یک کارگردان موفق و سخت گیر تلویزیونی سخت نبود ؟

    اتفاقا من خیلی نگران این موضوع بودم اما آقای سلطانی آنقدر خوش اخلاق و مهربان بودند که سختیهای کار به چشم نمی آمد ومن جلوی دوربین ایشان خیلی راحت بودم و این در باور کردن نقشم خیلی موثر بود.

    نقش اکتیو طوبی هیچ تاثیری روی کاراکتر آرام و مظلوم شما نداشت ؟

    مدتی که مشغول فیلمبرداری سریال بودیم من واقعا خودم نبودم و تمام حرکاتم حتی در منزل مثل طوبی شده بود ،اما سریال که تمام شد دوباره همانی شدم که بودم!(با خنده)

    سیت و سماخی یعنی چه ؟

    فکر میکنم یعنی سرخ و سفید و بانمک!

    برخورد مردم بعد از این کار چطور بود ؟

    عالی بود ،همه به من لطف داشتند ،البته به من که نه ،طوبی را خیلی دوست داشتند و این برای من بسیار ارزشمند بود و انگیزه ای برای ادامه راه…

    نگفتید که چطور شد که بازیگر شدید ؟

    خب شما نپرسیدید..من در ۱۴ سالگی قرار بود وارد این عرصه شوم اما قست نشد ،در واقع به خاطر درس و مشق ،خودم و خانواده ام خیلی با این کار موافق نبودیم ،بعد از گرفتن فوق دیپلم و گذراندن یک دوره کلاسهای استاد سمندریان برای فیلم محکومین بهشت و بعد از آن سریال رسم عاشقی انتخاب شدم که فکر می کنم این هم خواست خدا بود وگرنه خودم اصلا فکرش را نمی کردم که بتوانم به این زودی به نتیجه برسم از این به بعد هم خودم را دست خدا سپردم البته تمام تلاشم را می کنم تا بتوانم در این راه صاحب سبک و با تجربه ای موفق باشم اما می دانم که اگر او نخواهد اصرار من بی مورد و بی نتیجه است.

    عاشق بازیگری هستید ؟

    بله ،با تمام وجود این کار را دوست دارم اما اگر روزی دیگر بازی نکنم خیلی ناراحت نمی شوم چون می دانم به صلاحم بوده و خواست خداوند بوده.

    شهرت چقدر برایتان لذت بخش بوده ؟

    از شهرت بیزارم ،این را بدون اغراق می گویم . من واقعا به خاطر حس شهرت طلبی به سراغ این حرفه نیامدم.

    پس در این عرصه به دنبال چه چیزی هستید ؟

    فقط این که بنوانم در نقش یک آدم بیگانه با خودم زندگی و حسو حال آنها را جلوی دوربین تجربه کنم برایم لذت بخش است و بس.

    به شانس و اقبال خیلی معتقدید ؟

    نه آنقدر که تمام نشریات از زبان من بنویسند :تمام زندگی من شانس است ،که متاسفانه عده ای از نشریات نمی دانم به چه دلیل این کار را کردند ،من نه به شانس و اقبال بلکه به مشیت الهی اعتقاد ویژهای دارم.

    اگر روزی بخواهید ازدواج کنید و همسرتان از شما بخواهد این شغل را کنار بگذارید چه می کنید ؟

    اصلا به مقوله ازدواج فکر نمی کنم.

    به خانه داری علاقه مند هستید ؟

    من تمام غذاها را می توانم بپزم اما معمولا مادرم در خانه از من و خواهرم خیلی کمک نمی خواهد.

    خانواده ات با شغلی که انتخاب کرده ای مخالف نبوده اند ؟

    نه ،در واقع مشوق اصلی من خانواده ام هستند ،البته پدرم اوایل خیلی این شغل را دوست نداشت و دلش می خواست من حرفه ی دیگری را انتخاب کنم اما حالا خیلی هم علاقه مند شده و با شوق کارم را دنبال می کند.

    با خواندن و نوشتن هم میانه ای داری ؟

    البته خاطراتم را هر روز می نویسم اما خیلی فرصت اینکه بیشتر به آنها بپردازم را ندارم ،مدتی هم به رمان خیلی علاقه مند شده بودم و اکثر آثار دانیال استیل را خوانده ام.

    به سفر چقدر علاقه مندید ؟

    بر عکس خانواده ام خیلی به سفر علاقه ندارم ،اگر قرار باشد به مسافرت بروم شمال کشور را انتخاب می کنم.

    در زندگی بیش از همه برای چه چیزی ارزش و احترام قایل هستید ؟

    برای خانواده ام و خواسته های آنها.

    بیشتر فرد آینده نگری هستید یا به امروز خیلی فکر می کنید ؟

    اتفاقا به آینده خیلی فکر می کنم و تا حدی هم رویایی هستم.

    برای جوانان هم سن وسال خودت که دوست دارند وارد این عرصه شوند چه پیامی داری ؟

    اینکه اگر این شغل را واقعا به خاطر خودش دوست دارند ،از راه درستش وارد بشوند و مطمئن باشند که به یاری خداوند حتما موفق می شوند.

     

    —– —– —– —– —– —– —– —– —– —–

    از صفحات دیگر نیز بازدید فرمائید : هواشناسی

    —– —– —– —– —– —– —– —– —– —–

     

    عکس افسانه پاکرو

     

    عکس افسانه پاکرو

     

    همسر افسانه پاکرو

    (صحت عکس تایید نشده است)

    همسر افسانه پاکرو

     

     

    کلمات کلیدی : از افسانه این مصاحبه محل ((محکومین (آخه (اما (صحت (می ، ،آرام ،آن ،از ،البته ،اما ،اگر ،این ،با ،بعد ،به ،خودم ،خیلی ،در ،رسم ،رویای ،زندگی ،شیر ،طوبی ،عاشق ،فوق ،مجرد ،محاکمه ،مدتی ،من ،همه ،پیدا ،که ،یک ؟ اتفاقا ؟ از ؟ اصلا ؟ البته ؟ اینکه ؟ بر ؟ برای ؟ بله ؟ تا ؟ خب ؟ عالی ؟ فقط ؟ فکر ؟ مدتی ؟ من ؟ نه آثار آدم آرام آقای آمد آن آنجا آنطوری آنقدر آنها آنها بیشتر آورد، آید آینده ات اثر اجرا احترام اخلاق ادامه اردیبهشت ارزش ارزشمند از ازدواج ازمحکومین است است با است بیوگرافی است خانم است خب است عاشق است پس است) استاد استخاره استیل اسفند اش اصرار اصلا اصلی اعتقاد اغراق افسانه افسانه نام اقبال البته الهی ام ام به اما امروز انتخاب اند انسان انگیزه اهالی او اوایل اکتیو اکثر اکران اگر ای ایشان ایفا ایفای این اینم اینکه با بابت باتوجه بازدید بازی بازیگر بازیگران بازیگرم بازیگری باشد باشم باشند بانمک برخورد باور باید بتواند بتوانم بخش بخواهد بخواهید بدم بدهم بدهند بدون برادر برای برایتان برایم برسم بروم بزرگتر بس به بستگی بسیار بشوند بعد بلکه بنوانم بنویسند به بهشت بهشت)) بود بود نقش بودم بودم(با بودند بوده بوده شهرت بودید بودیم بپردازم بپزم بگذارید بگویم بی بیزار بیزارم بیش بیشتر بیوگرافی بیگانه تا تاثیری تایید تجربه تحصیل تست تقریبا تلاشم تلویزیونی تمام تهران تهران تحصیلات توانم توجه جایی جلوی جمله جواب جوانان حاضر حال حالا حتما حتی حدی حرف حرفه حرکاتم حس حسو حسی خاطر خاطراتم خانم خانه خانواده خانوادگی خبره خجالتی خدا خداوند خشحال خصیصه خندد) خنده) سیت خواست خواستند خواسته خواندن خوانده خوانی خواهد خانواده خواهر خواهرم خوب خوبشم خود خودت خودش خودم خوش خیس خیس خیلی داده دارد دارد؟ شغل دارم دارم اگر دارند داره داره) هنگام داری داشت داشتند داشتید دانم دانیال دبستان دختر در درس درستش دست دعوت دفتر دلش دلیل دنبال دوباره دوربین دوره دوست دیپلم دیگر دیگری ذوق را راحت راه راهنمایی راه… نگفتید رسم رشته رشته) معروفترین رفتم تستی رفته رمان روز روزی روی رویای رویایی زبان زده زمان زمینه زندگی زنم زودی سال ساله سالگی سبک سخت سختیهای سراغ سرخ سرم سریال سفر سفید سلطانی سماخی سمندریان سن سپردم سکانسهای سکونت سینما سینمایی شانس شباهت شد شد البته شدم شده شدید شدید؟ سر شغل شغلی شما شمال شهرت شود خانم شوق شوم شوند شوند شیرین شیطان شیطنت صاحب صفحات صلاحم صورت طبیعی طلبی طوبی عاشقی عبارتند عده عرصه عسل علاقه عکس غذاها فرا فراموش فرد فردای فرصت فرمائید فشردگی فعالیتهای فقط فوق فکر فکرش فیزیک فیلم فیلمبرداری قایل قرار قست قورباغه لذت لطف لیسانس ما مادرم ماشین ماه متاسفانه متفاوت متولد مثل مجبورم مجرده محکومین مخالف مراحل مربوط مردم مسافرت مشغول مشق مشوق مشیت مصاحبه مطمئن مظلوم معتقدید معرفی معمولا مقطع مقوله من مند مندید منزل مهربان موافق موثر مورد موضوع موفق موقعیتی مگر می میانه میترسیدم میرسید؟ البته میکنم میکنم چطور میکنید میگن ناراحت نام نبود نبودم نبوده نبودیم نتوانم نتیجه نحوی نخواهد ندارم نداره نداشت نداشتید نزدیک نشان نشد نشده نشریات نظر نقاشی نقش نقشم نقشی نمایشنامه نمی نه نوشتن نویسم نپرسیدیدمن نکرده نکنم نگران نگرانی نگری نیامدم پس نیز نیستم ها های هر هستم برای هستند هستید هم همان همانی همبازی همسر همسرتان همه هنرستان هنرم هنری هواشناسی هیچ و وارد واقع واقعا وجود وسال وقت وقتی ولی ومن وگرنه ویژهای و…… پاکرو پاکرو پاکرو پاکرو خبر پاکرو نام پاکرو متولد پایانی پخش پدرم پنهان پیامی پیشکسوت چشم چطور چقدر چند چه چهره چون چگونه چیزی کار کاراکتر کارشناسی کارم کارگردان کردم کردن کردند کرده کردید کسب کشور کلاس کلاسهای کم کمتر کمک کمی کنار کند کند با کنم کنم از کنم به کنم در کنید که کوچکتر گذراندن گرافیک گرفت گرفتن گرفتند گرفته گرم گویم گیر ی یا یادم یاری یعنی یک یکی

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “افسانه پاکرو”

    دیدگاه ها بسته شده اند.