آداب و رسوم مردم همدان

آداب و رسوم مردم همدان

مجموعه: فرهنگ زندگی
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • آداب و رسوم مردم همدان
  •  

    آداب و رسوم مردم همدان

    آداب و رسوم مردم همدان

     

    فصل زمستان در همدان
    شهر بسیار قدیمی همدان وآبادیهای اطراف آن، زمستانی طولانی وخیلی سرد دارد . هوا از اول ماه آذر چنان سرد می شود که مردم ناچارند کرسی بگذارند . در بعضی خانه ها با آنکه بخاری دارند کرسی هم می گذارند زیرا داشتن کرسی از واجبات است و تا زیر کرسی نروند حسابی گرم نمی شوند.
    اگر کف اتاق هم سطح زمین باشد وزیر آن زیر زمین یا اتاق دیگری نباشد بهتر آن است که در زمین چاله بکنند.

    چون چاله آتش را بهتر گرم می کند اما اگر بخواهند در اتاق های فوقانی کرسی بگذارند ناچار از منقل استفاده میکنند. وقتی هم هوا گرم شد وکرسی را برداشتند ، یک تخته را به اندازه دهانه چاله روی آن می اندازند و اتاق رافرش میکنند .

    بعضی ها خاکستر چاله را دور نمی اندازند وبرای سال بعد نگه می دارند زیرا نگاه داشتن خاکستر اجاق وچاله را مایه برکت و شگون می دانند .
    در همدان که سرکه های خوب خانگی فراوان است زنان با سلیقه همدانی هنگامی که کرسی گذاشتند کمی سرکه در ظرفی می ریزند وزیر کرسی می گذارند تا بخار سرکه هوای کرسی و دود زغال را بگیرد و سر درد نیاورد .

    در همدان بچه های کوچک وشیر خواره را که تحمل سرما ندارند روی کرسی می خوابانند تا جای گرم ونرمی داشته باشند وسرما نخورند .
    رسم است که شب اول که کرسی می گذارند باید روی آن پلو بخورند به همین جهت شب اول کرسی گذاران در همه خانه ها پلو می خورند و علاوه بر ان ظرفی پر از مویز یا شانی یا هر دو را بر روی آن می گذارند تا دوستان وآشنایان که می آیند بخورند وشادی کنند ومبارک باد بگویند .

    در همدان زمستان را به چله بزرگه وچله کوچکه تقسیم می کنند . چله بزرگه چهل روز است واز اول دی شروع می شود وچله کوچکه بیست روز است که از یازدهم تا آخر بهمن ادامه دارد .
    چهار روز از آخر چله بزرگه وچهار روز اول چله کوچکه را چار چار می گویند.« ۶ تا ۱۴ بهمن ماه هر سال » در چله کوچگه هوا بقدری سرد می شود که اغلب حوض ها می ترکد .

    چله کوچک گفته : اگر عمر من زیاد بود بچه را در گهواره از سرما می کشتم ودست زنان را نیز در تنور خشک میکردم. ده روز که از چله کوچک گذشت کوسه در می آید بعد از آن هم اسفند می رسد که ده روز اولش را اهمن وده روز دومش را بهمن و نه روز آخرش را « آفتاب به هود » می گویند .
    چهل وپنج روز که از زمستان می رود نفس دزده می زند وپنجاه روز که گذشت نفس آشکار می زند نفس دزده که میزند یخها از زیر آب می شوند ولی نفس آشکار یخها را از رو هم آب می کند . اهمن وبهمن دو برادرند وآفتاب به هود خواهر آنهاست واین کوسه بچه های ننه پیرزن هستند .

    اهمن وبهمن می روند سر کوه هیزم بیاورند اما برنمی گردند بعد ننه پیرزن دخترش را می فرستند او هم می رود وبر نمی گردد آنوقت ننه سرما با اینکه از سرما می لرزد از زیر کرسی بیرون می آید وبه طرف کوه میرود دنبال بچه هایش .
    اما آنها را پیدا نمی کند سه روز در کوه می ماند وسرما را زیاد می کند بعد جارویی را آتش می زند ودور سرش می چرخاند ومی گوید « کو اهمنم ؟ کوبهمنم ؟ دنیا راآتش می زنم » آنوقت جارو را پرتاب می کند .

    مردم معتقدند اگر جارو به آب افتد سال جدید پر از آب وباران می شود واگر به خشکی بیفتد خشکسالی در پیش است . مردم عقیده دارند شش ، هفت روز اول اسفند هوا گرم می شود وبعد دوباره سرد می شود که به این سرما اجوج ومجوج یعنی یاجوج وماجوج می گویند.

    همچنین می گویند پیرزنی شتری داشت شتر آن در سرما آبستن می شود شتر پیرزن در سرما آبستن نشده بود پیرزن وقتی دید هوا گرم شده به سر کوه رفت وگفت: « خداوندا چرا سرما را نگه نداشتی تا شتر من آبستن بشود ؟ »

    خداوند سرما را دوباره فرستاد تا شتر پیرزن آبستن شود . این سرمای پیرزن تا عید ادامه دارد همدانیها معتقدند که محل زندگی غول بیابانی سر کوه الوند است و وقتی که هوا مه آلود می شود می گویند غول بیابانی قلیان می کشد تا هوا گرم شود ودرختان میوه بیدار شوند ومیوه دهند .
    وقتی آب از نودان می آید ویخ می زند می گویند آب چولور بسته «یعنی قندیل بسته .»
    اگر کسی دستهایش را زیاد در آب سرد بزند ویخ کند می گویند دستهایش شده مثه چلور . وقتی کسی در هوای سرد از خانه بیرون بیاید وبخار دهانش یخ ببندد می گویند سرش یا ریشش وسبیلش قرول بسته است .

    مثل مشهوری می گوید چهل و پنج زمستان بهتر از چهل وپنج تابستان است .
    بیست روز به عید مانده باد نسبتا” گرمی می وزند که به آن شمل بادی می گویند که از زبان او اشعاری می خوانند که یکی از آنها این است :

    شمل بادم ، شمل بادم ، شمل باد غم از دل می برم برف از بیابان
    بگردم کوه به کوه ، دره به دره نیلم برف ویخ ما نه یه ذره

    در نهاوند: موقعی که باران پائیزی جهت کشت وزراعت می بارد می گویند یک فرزند ومادری که هر دوی آنها اولین فرزند وپدر ومادرشان وبه اصطلاح اهل محل « نور چشمی » باشند باید کله یک الاغی را بشورند واعتقاد دارند بعد از برگزاری مراسم شستن سر الاغ ، حتما” باران خواهد بارید عقیده دیگر آنها این است که دعا کنند ودعای باران بخوانند .

    عقیده دیگری نیز دارند که با ریختن آب بوسیله آفتابه در لانه سار باران خواهد آمد . در نهاوند چله بزرگ را آمل ، چله کوچک را ممل و به مادرشان دا میگویند . اگر در چله بزرگ وچله کوچک تگرگ بیاید می گویند چون دا احساس کرده که عمر بچه هایش رو به اتمام است در مرگ انها گردنبند خودش را پاره کرده و سوگواری می کند

    مراسمی چون شب زنده داری شب یلدا یا شب چله بزرگ، کوسه گردی یا کوسه گلین،چله کوچک،چهارشنبه سوری و عرفه ازجمله مراسم زمستانی،سمنو پزان و چره گردان ازمراسم فصل بهار،خرمن کوبی وشیرواره از مراسم تابستانی و پاییزانه و قازیان از مراسم فصل پاییز است.
    چمچمه خاتون،گاوبر،حشلی محلی از دیگر مراسمی است که برای باران خواهی یا افزایش خیرو برکت محصولات انجام می شود.علاوه بر این مراسم مذهبی چون مراسم سینه زنی و تعزیه خوانی ماه محرم و نیز اعیاد مذهبی و مراسم ماه رمضان و همچنین عید نوروزو آیین های خاص آن،در هر منطقه با توجه به سنت ها و فرهنگ خاص آن منطقه انجام می شود.

    نوروز
    مردم استان همدان با شروع ماه اسفند به خانه تکانی می پردازند و به استقبال عید وسال جدید می روند.نوروز عملاً از آخرین چهارشنبه سال با افروختن آتش در هر کوی وبرزن آغاز می شود. در این شب مراسم دیگری چوم فالگوش ایستادن- توسط زنان- وقاشق زنی که به صورت پوشیده و پنهان بر در خانه های اهل محل وآشنا صورت می گیرد.فال مهره که با خواندن شعرهای عامیانه ومحلی همراه می شود،از دیگر مراسم چهارشنبه سوری است.

    روز عرفه
    از دیگر مراسم قبل از تحویل سال،روز عرفه است که در آخرین پنجشنبه سال،اجرا می شود.در این روز مردم با خرما،مویز و حلوا بر سر مزار درگذشتگان می روند و خیرات می دهند

    تحویل سال نو
    شب عید با آماده شدن سفره هفت سین که عموماً عبارت از سیب، سیر، سبزه سرکه ، سنجد و سماق و آیینه و آب وسکه است،از راه می رسد.در این شب کودکان و نوجوانان مراسم شال اندازی یا شال دورکی را نیز انجام می دهند.
    در این مراسم آنها شالی را از لبه بام یا روزنه تعبیه شده در سقف (باجه)به پایین می آویزند و با اشعار یا جملاتی ساده از صاحب خانه درخواست هدیه می کنند.صاحب خانه نیز تخم مرغ،پول و تنقلات و…در شال می پیچد وآن را تکان می دهد تا بالا بکشند.

    هنگام تحویل سال،با روشن شدن شمع سفره هفت سین،همه اعضای خانواده گرد سفره جمع می شوند و با خواندن دعای تحویل سال و به جای آوردن نماز حاجت،سال جدید را آغاز می کنند.
    پس از تحویل سال معمولاً افراد کوچکتر خانواده به دیدار بزرگان فامیل می روند وآن ها نیز متقابلاً به بازدید آنها می پردازند.دید و بازدید تا روز سیزده فروردین ادامه می یابد.

    سیزده به در
    روز سیزدهم عید مردم عموماًبرای گردش از خانه بیرون می آیندو به طبیعت روی می آورندو این روز را در باغ و دشت سر می کنند.در این روز برای دور ریختن قضا و بلا،سبزه نوروز را نیز از خانه بیرون می آورند و آن را در آب روان رها می کنند.

    روز سیزده به در معمولاً غذا و تنقلات خاص خود را نیز دارد که شامل کوفته و آبگوشت است.مخلفات داخل کوفته شامل خرما،گردو، تخم مرغ،آلو،پیاز داغ و ادویه های مختلف است.با پایان سیزده به در،نوروزه نیز پایان می یابد.
    دروغ روز سیزده به در و گره زدن سبزه از دیگر مراسم این روز است.

    عزاداری
    مراسم عزاداری ماه محرم وصفر در کلیه نقاط استان همدان تقریباً به یک شکل برگزار می شود.مردم استان در ایام محرم،در روزهای تاسوعا،عاشورا،سومین روز شهادت حضرت امام حسین(ع) و روز اربعین با تشکیل دسته های عزاداری به تکرار مرثیه هایی می پردازند که توسط مداحان خوانده می شود.

    در هیات های عزاداری نیز به طور عام،از وسایلی چون علم،کجاوه،پالکی،چهل چراغ،پرچم،خیمه گاه،بیرق و گهواره علی اصغربه عنوان نماد عزا و سوگواری استفاده می شود.مراسم شبیه خوانی و تعزیه نیز در روزهای عاشورا و سوم در هر محله و هیات به نوعی اجرا می شود.

    دو گروه از دسته های سینه زنی قدیمی همدان معروف به حیدری ها و نعمتی ها مربوط به دو محله قدیمی همدان،یعنی محله جولان و امامزاده یحیی هستند.هریک از این دوگروه دارای مراسم ویژه ای بودند.آن ها در روز عاشورا در محله جولان به اجرای مراسم عزاداری می پردازند و در سوم شهادت امام حسین (ع) از محله امامزاده یحیی بیرون می آیند.

    مراسم ازدواج
    مراسم ازدواج همدان در گذشته شامل موارد خاصی بود که امروزه بیشتر آنها تقریباً منسوخ شده است.این مراسم با خواستگاری (خازمنی کنان) شروع می شد و پس از آن نوبت بله برون،رخت بران،حنابندان،رخت داماد،عقدکنان و گرداندن عروس،شب عروسی وپاتختی روز بعد از عروسی و داماد سلام بود.هریک از این مراسم به تبعیت از سنت های هر روستا یا شهر انجام می شد.

    خواستگاری:برای انجام مراسم خواستگاری چند نفر از بزرگان به خانه عروس می روند و مساله خواستگاری را مطرح می کنند.

    بله برون:بعد از مراسم خواستگاری و دریافت جواب مثبت،تعدادی از فامیل درجه یک به خانه عروس می روند و در مورد تعیین مهریه و چگونگی برگزاری مراسم و نوع و مقدار خرید برای عروس صحبت می کنند و به توافق می رسند.

    رخت بران: چند نفر از زنان فامیل برای اندازه گیری و دوختن لباس رای عروس به خانه عروس می روند و مقدار زیادی پارچه و شیرینی های مختلف چون نقل و نبات همراه می برند.

    حنابندان:یک شب قبل از عروسی وبا شرکت جوانان فامیل برگزار می شود.عروس از این حنا به دست تمام مدعوین می زند.

    رخت داماد:صبح روز عروسی تعدادی از جوانان پسر و دوستان داماد به گرد وی جمع می شوند و تحفه ها و لباسهایی را که از طرف خانواده عروس برای او فرستاده شده،به داماد نشان می دهندو از میان لباس دامادی را به تن او می کنند.

    عقد کنان:مراسم عقدکنان قبل از عروسی بر سر سفره عقد انجام می شودو تعدادی از دختران مجرد سفره ای بربالای سر عروس می گیرند و بر سر عروس قند می سابند و آرزوی برکت وشیرینی برای زندگی آینده عروس می کنند.

    عروس چرخان:شب عروسی تعدادی از بزرگان و فامیل داماد به خانه عروس می روند و دو نفر از بزرگان ،عروس را از زیر قرآن رد می کنند و با صلوات از خانه بیرون می آورند و با شادی و سرور به خانه بخت می برند.

    پاتخت:فردای روز عروسی فامیل و زنان کهنسال عروس به دیدن او می روند و تحفه هایی را که تدارک دیده اند به عنوان هدیه برای عروس می برند.همچنین مرسوم است که از طرف خانواده عروس شیرین پلو و شیرینی برای عروس برده شود.

    داماد سلام:چند روز بعد که معمولاً بین ۱۰ تا ۱۵ روز است،خانواده عروس،زوج جوان را به عنوان پاگشا به خانه خود دعوت می کنند.در این مهمانی هدیه ای به آنها تقدیم می شود.

    شب هفت نوزادان:از جشنهای بسیار مرسوم در سطح استان جشن شب هفت نوزاد می باشد . این مراسم همراه با میهمانی برگزار می شود . به هنگام اذان مغرب ، اذان و اقامه را همراه با شهادتین در گوش نوزاد می خوانند و نامهایی را که برای او برگزیده اند در لای اوراق قرآن کریم قرار داده و سپس اسمی را که از لای ورق قرآن مجید بیرون آید ، روی نوزاد می گذارند.

    غذا های سنتی
    الگوی خوراک و مواد غذایی تشکیل دهنده آن تابع انواع محصولات کشاورزی و بومی موجود در منطقه است. در رژیم غذایی استان همدان معمولاً محصولات کشاورزی به صورت خشکبار و تازه استفاده می شود. انواع آش شامل بروش، تله کنجی، تاماشی، سرکوله، آبگوشت،بخچه گوشت،چنجه، نان شامل گرده، کاک، کولره، ساجی و فتیر و اقسام شیرینی ها مانند برساقی، سوجوق، باسوق، واگردک و پیکه چو و مرباها و ترشی ها نشان دهنده تنوع غذایی مردم استان است.

    ورزش باستانی و زور خانه ای
    منش و خصلت پهلوانی و جوانمردی همواره در فرهنگ ملی ایرانیان جایگاه ویژه ای داشته. و این خصلت در ورزشهای زورخانه ای نیز تجلی یافته است. دراین رشته ورزشی مرشد ها به طور سنتی در زورخانه ها برای ورزشکاران ضرب می نوازند و علاوه بر اشعار فردوسی در مدح علی ( ع ) نیز مداحی می کنند. این ورش ملی، مذهبی و سنتی دارای آداب و روسوم و اصطلاحات خاصی است، که فقط به ذکر آنها بسنده می گردد مانند : ورزش باستانی، زور خانه، سردم، مرشد، پهلوان، نوچه، نوخواسته، پیش کسوت، و دارای وسایلی است مثل: میل، تخته شنا، کباده، سنگ، لنگ، شلوار کشتی وبازو بند. ورزش باستانی دراستان همدان نیز دارای سابقه دیرینه ایست. و همیشه خاستگاه پهلوانان وارستهای بوده است.

    مانند : فیله همدانی، علی میرزای همدانی، احمد کوهکش، سید احمد بطحایی، عزت الله گودرزی، پدر پهلوان علی اصغر گودرزی، پهلوان فتحعلی، پهلوان سید میرزا آقا سجادی ، پهلوان حاج مهدی بکتاشی، سید حجت تویسرکانی و … در حال حاضر شهر همداندارای پنج زورخانه و در هر یک از شهر ستانهای تابعه نیز، دارای یک یا دو زورخانه فعال می باشند.

    پوشاک استان شامل تن پوش،سرپوش و پای افزار است.با این که چهار محور فرهنگی در استان همدان قابل تمیز است،اما انواع و شیوه های پوشاک زنان و مردان اغلب مشابه است.بافت پارچه وکفش به ویژه گیوه قبل از ورود اجناس خارجی یا انواع کارخانه ای آن در روستاها و آبادی های استان متداول بود و به خصوص گیوه های شهرستان ملایر که “آجیده” نام دارد،از دست بافته های شاخص استان محسوب می شود.

    پوشاک مردان
    سرپوش:شامل انواع کلاه های پشمی و نخی است که در طرح های گرد وساده و رنگ های نخودی،خاکستری و مشکی دیده می شود. کلاه نمدی یاکلاو کرکی،لنگی یا شاپو،بخارایی،گنجه بورک،دری بورک و ایپ بورکی سرپوش های مردانه است که به فراخور فصل،کار و مناسبت های مختلف،به سر گذاشته می شود.

    تن پوش:عمده ترین تن پوش مردانه که در تمام مناطق استان به نام های مختلف دیده می شود،”کونیک” است که در زبان کردی “کراس” خوانده شده وپیراهنی است که با یقه آخوندی که بلندای آن تاپایین کمر می رسد وجلوباز است.این تن پوش اغلب ازجنس کرباس است.جلیقه،سرداری،شلوار یا شووال،دن یا قوا،و کرک از دیگر تن پوش های مردانه محسوب می شود.

    پاپوش:پای افزارهای مردان در گذشته که محصولات دیگر نقاط کشور کم تر به استان راه می یافت،عبارت بود از چاروق که در شهر اسدآباد به آن “آجی” می گفتند و رویه و کف آن از چرم گاو بود،گیوه یا “کلاش” که در نواحی ترک نشین به آن “تخته جوراب” نیز می گفتند ورویه آن نخی و کف آن از چرم بود و گاه به جای چرم از  پارچه های کهنه فشرده نیز استفاده می شدو “گالش” که اغلب در فصل زمستان استفاده می شد.گالش امروزه نیز مورد استفاده قرار می گیرد.

    پوشاک زنان
    سرپوش:سرپوش های زنانه شامل چارقد،روبند،عرقچین و”کل ایاغی” یا”شده” بود.

    چارقد:چارقد درمناطق کردنشین استان چون اسدآباد و تویسرکان “سربین” یا “سرکی” نامیده می شود و از جنس متقال،نجمه،اطلسی وابریشم است.چارقد معمولاً به رنگ مشکی با گل ها یا خطوط قرمز است.

    روبند:از روبند امروزه بسیار کم استفاده می شود،در حالی که در گذشته اغلب زنان هنگام آمد وشد در مناطق شلوغ از آن استفاده می کردند.

    عرقچین:عرقچین کلاه زنانه ای از جنس متقال یا مخمل بود که در رنگ های سفید یا مشکی مورد استفاده زنان قرار می گرفت.زنان با ذوق روستایی گاه دور عرقچین های خود را با سکه یا اشرفی تزیین می کردند.

    “شده”:نوع دیگری از سرپوش زنانه است که امروزه به خصوص در مراکز شهری استفاده نمی شود.جنس آن از ابریشم و رنگ آن اغلب قرمز است ومعمولاً زنان مسن آن را به سر می کنند.

    تن پوش
    کونیک:تن پوش زنان استان همدان در گذشته نه چندان دور از پیراهنی آستین دار و جلوبسته تشکیل می شد که بلندی آن تا پایین کمر بود.یقه این پیراهن اغلب گرد بود و در جلوی سینه سه دکمه داشت.به این پیراهن “کونیک”یا “کراس” می گفتند.زنان جوان یا افراد متمول روی کراس جلیقه یا کلنجه هایی برتن می کردند که اغلب ازجنس ساتن یا مخمل بودو حاشیه های آن را بانوارهای رنگی و سکه تزیین می شد.

    تومبان:تومبان یا”پاتول” را زنان زیر دامن های چین دارکوتاهی به نام شوال قری یا قرقره تومبان،می پوشیدند.جنس تومبان قری متقال یا گودری بودو در رنگ های سفید یا آبی استفاده می شد.

    آرخالق:درفصول سرد،زنان کت های مردانه را که معمولاًپشمی یا مخملی است،برتن می کردند.این کت ها که آرخالق نامیده می شود هنوز هم از سوی روستاییان همدان مورد استفاده قرار می گیرد.

    دوش لوق:دوش لوق پیش بندی از جنس متقال است که هنگام کار در مزرعه یا فعالیت های دامداری استفاده می شود.

    پاپوش
    بوتون:بوتون،پای افزاری زنانه که تمام قسمت های آن از جنس چرم است.این پای افزار جرباشماق،نلک وپاله نیز نامیده می شد.

    ساغری:نوع دیگر پاپوش زنان ساغری نامیده می شد.ساغری رویه ای بافته شده از ریسمان و کفی چرمی داشت.

    ارسی:ارسی پای افزاری پاشنه دار بود و شکل رسمی تری داشت و اغلب در مراسم و مناسبت ها پوشیده می شد.

    گالش:گالش در زمستان یا هنگام کار مورد استفاده قرار می گرفت.امروزه زنان روستایی و شهری پای افزارهای تقریبا مشابه و منطبق بر مدل های روز به پا می کنند.

    با توجه به حضور اقوام مختلف در این استان،پراکندگی زبان ها و لهجه های گوناگون در سطح استان به خوبی مشاهده می شود؛
    زبان فارسی:اغلب ساکنان مرکز استان به زبان فارسی تکلم می کنند.
    زبان آذری:اغلب ساکنان شمال غرب استان،به ویژه در شمال و غرب به زبان ترکی سخن می گویند.
    گویش لری ولک:ساکنان ملایر،نهاوند وسامن به این گویش ها تکلم می کنند.
    گویش کردی:اغلب ساکنان شمال غرب و غرب استان که در مجاورت استان های کرمانشاه و کردستان قرار دارند به زبان کردی صحبت می کنند.

     

    کلمات کلیدی : اهمن بعضی در شمل عقیده مثل مردم چله اما بیست در رسم وقتی چهار چهل ( (باجه)به (خازمنی (ع) ) « «یعنی » » خداوند » اگر ، ،عروس ؟ آب آبادی آبستن آبگوشت آبگوشت،بخچه آبی آتش آخر آخرش آخرین آخوندی آداب آذر آذریاغلب آرخالق آرزوی آستین آش آشکار آغاز آفتاب آفتابه آقا آلود آماده آمد آمل آن آن، آن،در آنها آنهاست آنوقت آنکه آوردن آورند آورندو آویزند آید آیند آیند مراسم آینده آیندو آیین آیینه ابریشم اتاق اتمام اجاق اجرا اجرای اجناس اجوج احساس احمد ادامه ادویه اذان اربعین از از  ازجمله ازجنس ازدواج ازدواج مراسم ازمراسم است است روبنداز است روز است عزاداری مراسم است مانند است ورزش است چمچمه است، است،از است،اما است،برتن است،خانواده استان استان،به استان،پراکندگی استاین استبا استبافت استجلیقه،سرداری،شلوار استفاده استقبال استمخلفات استچارقد اسدآباد اسفند اسمی اشرفی اشعار اشعاری اصطلاح اصطلاحات اصغر اصغربه اطراف اعضای اعیاد اغلب افتد افراد افروختن افزار افزارهای افزاری افزایش اقامه اقسام اقوام الاغ الاغی الله الوند اما امام امامزاده امروزه ان انجام اند اندازند اندازه اندازی انها انواع اهل اهمن اهمنم او اوراق اول اولش اولین اگر ای ای منش ایاغی” ایام ایرانیان ایست ایستادن این اینکه ایپ با باد بادم بادی باران بارد بارید بازدید باستانی باستانی، باسوق، باشد باشند باشند پوشاک باغ بافته بالا بام بانوارهای باید ببندد بخار بخاری بخت بخوانند بخواهند بخورند بر برادرند بران بران،حنابندان،رخت برای بربالای برتن برداشتند برده برساقی، برف برم برند حنابندانیک برند پاتختفردای برندهمچنین برنمی بروش، برون،رخت برونبعد برکت برگزار برگزاری برگزیده بزرگ بزرگ، بزرگان بزرگه بزند بسته بسنده بسیار بشود بشورند بطحایی، بعد بعضی بقدری بلا،سبزه بلندای بلندی بله بند بندی به بهار،خرمن بهتر بهمن بود بود چارقدچارقد بود،گیوه بودندآن بوده بودهریک بودو بودیقه بورک بورک،دری بورکی بوسیله بومی بچه بکتاشی، بکشند هنگام بکنند چون بگذارند بگویند بگیرد بیابان بگردم بیابانی بیاورند بیاید بیدار بیرون بیست بیشتر بیفتد بین تا تابستان تابستانی تابع تابعه تازه تاسوعا،عاشورا،سومین تاماشی، تاپایین تبعیت تجلی تحفه تحمل تحویل تخته تخم تدارک تر ترشی ترک ترکد ترکی تری ترین تزیین تشکیل تعبیه تعدادی تعزیه تعیین تقدیم تقریبا تقریباً تقسیم تله تمام تمیز تن تنقلات تنور تنوع توافق توجه توسط تومبان تومبان،می تویسرکان تویسرکانی تکان تکانی تکرار تکلم تگرگ جارو جارویی جای جایگاه جدید جرباشماق،نلک جشن جشنهای جلوبسته جلوی جلیقه جمع جملاتی جنس جهت جواب جوان جوانان جوانمردی جوراب” جولان حاج حاجت،سال حاشیه حاضر حال حالی حتما” حجت حسابی حسین حسین(ع) حضرت حضور حلوا حنا حوض حیدری خاتون،گاوبر،حشلی خارجی خاستگاه خاص خاصی خانه خانه، خانواده خانگی خاکستر خداوندا خرما،مویز خرما،گردو، خرید خشک خشکبار خشکسالی خشکی خصلت خصوص خطوط خوابانند خواره خواستگاری خواندن خوانده خوانند خوانی خواهد خواهر خواهی خوب خوبی خود خودش خوراک خورند خیرات خیرو دا داخل داده دار دارای دارد دارد،از دارند دارکوتاهی داری داشت داشت ارسیارسی داشتبه داشتن داشته داغ داماد داماد،عقدکنان دامادصبح دامادی دامداری دامن دانند دختران دخترش در در روز در،نوروزه دراستان دراین درجه درخواست درد درمناطق دره درگذشتگان دریافت دزده دست دسته دستهایش دشت دعا دعای دعوت دل دنبال دنیا ده دهانش دهانه دهد دهند دهند تحویل دهند در دهنده دهندو دو دوباره دوختن دود دور دورکی دوستان دومش دوگروه دوی دکمه دی دید دیدار دیدن دیده دیرینه دیگر دیگری ذره در ذوق ذکر را راآتش رافرش راه رای رد رسد رسددر رسمی رسند رخت رسوم رشته رفت رمضان رنگ رنگی رها رو روان روبند رود روز روزنه روزهای روستا روستاها روستایی روستاییان روسوم روشن روند روندنوروز روی رویه رژیم ریختن ریزند ریسمان ریشش زبان زدن زغال زمستان زمستانی زمستانی،سمنو زمین زنان زنان سرپوشسرپوش زنانه زند زند رخت زنده زندگی زنم زنی زور زورخانه زیاد زیادی زیر زیرا سابقه سابند ساتن ساجی ساده سار ساغری سال سال،اجرا سال،با سال،روز ساکنان سبزه ستانهای سجادی سخن سر سرد سرد،زنان سردم، سرش سرما سرمای سرور سرپوش سرکه سرکوله، سطح سفره سفید سقف سلام سلامچند سلیقه سماق سنت سنتی سنتی الگوی سنجد سنگ، سه سوجوق، سوری سوم سوگواری سوی سپس سکه سیب، سید سیر، سیزده سیزدهم سین سین،همه سینه شاخص شادی شال شالی شامل شانی شاپو،بخارایی،گنجه شب شبیه شتر شتری شد شد آرخالقدرفصول شد تومبانتومبان شد خواستگاریبرای شد ساغرینوع شد گالشگالش شدساغری شدن شده شده،به شدو شدگالش شروع شرکت شستن شش شعرهای شلوار شلوغ شمال شمع شمل شنا، شهادت شهادتین شهر شهرستان شهری شوال شود شود تن شود داماد شود در شود دو شود شب شود نوروز مردم شود پاپوش بوتونبوتون،پای شود پاپوشپای شود پوشاک شود،از شود،در شود،”کونیک” شود؛ زبان شودجنس شوددر شودعروس شودعلاوه شودمراسم شودمردم شودو شوند شوند اگر شووال،دن شکل شگون شیرین شیرینی شیوه صاحب صحبت صلوات صورت ضرب طبیعت طرح طرف طور طولانی ظرفی ع عاشورا عام،از عامیانه عبارت عرفه عرفه از عرقچین عروس عروس،زوج عروس،شب عروسی عزا عزاداری عزت عقد عقدکنان عقیده علاوه علم،کجاوه،پالکی،چهل علی عمر عملاً عموماً عموماًبرای عنوان عید غذا غذایی غرب غم غول فارسی فارسیاغلب فالگوش فامیل فتحعلی، فتیر فراخور فراوان فردوسی فرزند فرستاد فرستاده فرستند فرهنگ فرهنگی فروردین فشرده فصل فصل،کار فعال فعالیت فقط فوقانی فیله قابل قازیان قبل قدیمی قرآن قرار قرقره قرمز قرول قری قسمت قضا قلیان قند قندیل قوا،و لانه لای لباس لباسهایی لبه لرزد لری لنگ، لهجه لوق لوقدوش ما مادرشان ماند مانده مانند ماه مایه متداول متقابلاً متقال متقال،نجمه،اطلسی متمول مثبت،تعدادی مثل مثه مجاورت مجرد مجید محرم محرم،در محسوب محصولات محل محله محلی محور مختلف مختلف،به مخمل مخملی مداحان مداحی مدح مدعوین مدل مذهبی مراسم مراسمی مراکز مرباها مربوط مرثیه مردان مردان سرپوششامل مردانه مردم مرسوم مرشد مرشد، مرغ،آلو،پیاز مرغ،پول مرکز مرگ مزار مزرعه مساله مسن مشابه مشاهده مشهوری مشکی مطرح معتقدند معروف معمولاً معمولاًپشمی مغرب مقدار ملایر ملایر،نهاوند ملی ملی، ممل من مناسبت مناطق منسوخ منطبق منطقه منقل مه مهدی مهره مهریه مهمانی مواد موارد موجود مورد موقعی مویز می میان میرزا میرزای میرود میزند میل، میهمانی میوه میکردم میکنند میگویند نام نامهایی نامیده نان ناچار ناچارند نبات نباشد نخودی،خاکستری نخورند نخی ندارند نداشتی نروند نسبتا” نشان نشده نشین نعمتی نفر نفس نقاط نقل نماد نماز نمدی نمی ننه نه نهاوند نو شب نواحی نوازند نوبت نوجوانان نوخواسته، نودان نور نوروز نوروزو نوزاد نوزاداناز نوع نوعی نوچه، نگاه نگه نیاورد نیز نیز، نیلم ها های هایش هایی هدیه هر هستند هستندهریک هفت هم همدان همدان همدان شهر همدان،یعنی همداندارای همدانی همدانی، همدانیها همراه همه همواره همچنین همیشه همین هنوز هنگام هنگامی هوا هوای هود هیات هیزم و وآبادیهای وآشنا وآشنایان وآفتاب وآن وابریشم واجبات وارستهای واز واعتقاد واگر واگردک واین وبا وباران وبازو وبخار وبر وبرای وبرزن وبعد وبه وبهمن وجلوباز وخیلی ودرختان ودست ودعای وده ودور ورزش ورزشهای ورزشکاران ورزشی ورش ورق ورود ورویه وزراعت وزند وزیر وساده وسال وسامن وسایلی وسبیلش وسرما وسکه وشادی وشد وشیر وشیرواره وشیرینی وصفر وقاشق وقتی ولکساکنان ولی وماجوج ومادرشان ومادری ومبارک ومجوج ومحلی ومعمولاً ومی ومیوه ونرمی وپاتختی وپاله وپدر وپنج وپنجاه وپیراهنی وچاله وچله وچهار وکرسی وکفش وگفت وی ویخ ویژه و”کل و…در پا پائیزی پاره پارچه پاشنه پاپوش پاگشا پای پایان پاییز پاییزانه پایین پدر پر پرتاب پردازند پردازنددید پزان پس پسر پشمی پلو پنج پنجشنبه پنهان پهلوان پهلوان، پهلوانان پهلوانی پوش پوش کونیکتن پوش،سرپوش پوشاک پوشعمده پوشیدندجنس پوشیده پیدا پیراهن پیراهنی پیرزن پیرزنی پیش پیچد پیکه چار چارقد،روبند،عرقچین چاروق چاله چرا چراغ،پرچم،خیمه چرخاند چرخانشب چرم چرمی چره چشمی چله چلور چنان چند چندان چهار چهارشنبه چهل چو چولور چوم چون چگونگی چین کار کارخانه کاک، کباده، کت کراس کرباس کردستان کردند کردند عرقچینعرقچین کردند “شده”نوع کردنداین کردنشین کرده کردی کردیاغلب کرسی کرمانشاه کرک کرکی،لنگی کریم کسوت، کسی کشاورزی کشت کشتم کشتی کشد کشور کف کفی کلاه کلنجه کله کلیه کم کمر کمی کنان) کنانمراسم کنجی، کند کند مراسمی کنند کنند با کنند بله کنند تن کنند روز کنند عروس کنند عقد کنند زبان کنند پس کنند گویش کننددر کنندصاحب که کهنسال کهنه کو کوبهمنم کوبی کودکان کوسه کوفته کولره، کوه کوهکش، کوچک کوچک،چهارشنبه کوچکتر کوچکه کوچگه کوی گاه گاه،بیرق گاو گذاران گذارند گذارند غذا گذاشتند گذاشته گذشت گذشته گرد گردان گرداندن گردد گردش گردنبند گردند گرده، گردی گرفتامروزه گرفتزنان گرم گرمی گره گروه گفتند گفتندزنان گفته گل گلین،چله گهواره گودرزی، گودری گوش گوشت،چنجه، گوناگون گوید گویش گویند گویند همچنین گویند گویش گویند« گیرد دوش گیرد پوشاک گیردفال گیرند گیری گیوه یا یابد سیزده یابد دروغ یاجوج یازدهم یافت،عبارت یافته یاکلاو یا”شده” یا”پاتول” یحیی یخ یخها یعنی یقه یلدا یه یک یکی “آجیده” “آجی” “تخته “سربین” “سرکی” “کراس” “کلاش” “کونیک”یا “گالش” …

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “آداب و رسوم مردم همدان”

    دیدگاه ها بسته شده اند.