آداب و رسوم مردم زنجان

آداب و رسوم مردم زنجان

مجموعه: فرهنگ زندگی
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • آداب و رسوم مردم زنجان
  •  

    آداب و رسوم مردم زنجان

    آداب و رسوم مردم زنجان

     

    به‌طور کلى فرهنگ عامه ٔمردم زنجان یک‌دست نبوده و در مناطق مختلف داراى آداب و رسوم خاصى هستند. بنابراین وجوه اشتراکى میان آنان وجود دارد .

    آداب مهمان
    عموماً مهمان در میان مردم زنجان داراى مقام و منزلتى بزرگ است. اصولاً تمام شئون زندگى آنان براساس پذیرائى از مهمان ترتیب یافته است، گوئى همه چیز براى مهمان است. پس از ورود مهمان به خانه، تمام اعضاءِ خانواده در خدمت مهمان قرار مى‌گیرند و طعام و خوراکى‌هاى مختلف و اشربه به چند برابر نیاز تهیه مى‌شود. در این مرحله دو رسم وجود دارد: یکى آنکه صاحب‌خانه پس از چیدن سفره رنگین، اتاق مخصوص پذیرائى را ترک و مهمان را تنها مى‌گذارد تا به‌راحتى غذاى خویش را میل نماید. در رسم دوم صاحب‌خانه در فاصله یکى دو مترى سفره دو زانو نزدیک در ورودى مى‌نشیند و مردم به مهمان تعارف مى‌کند و پس از جمع کردن سفره با تعارفات زیاد نظیر ببخشید، قابل شما نبود، شرمنده شدیم و … ، افراد خانواده بقیه ٔ غذا را میل مى‌کنند .

    زمان استراحت را مهمان تعیین مى‌کند و در مجموع مهمان‌نوازى از خصوصیات بارز این مردم است، که در سفرنامه‌هاى جهانگردان به تفصیل از آن سخن رفته است .

    مراسم عروسى
    از نظر آداب و رسوم به‌طور کلى دو نوع ازدواج در منطقه صورت مى‌گیرد. در شکل اول عروس همراه با داماد بدون اطلاع قبلى منزل پدرى را ترک مى‌کندو چند روز بعد پدر داماد با ریش سفیدان محلى به منزل عروس رفته و به‌هر تقدیر پدر عروس را راضى مى‌کنند و نامه‌اى تحت عنوان وکیل‌نامه جهت عقد ازدواج رسمى دریافت مى‌نمایند .

    در شکل دوم ابتدا پدر داماد به‌همراه ریش‌سفیدان محلى به منزل عروس جهت خواستگارى مراجعه و پس از جلب رضایت، هر کدام از طرفین نماینده‌اى جهت عقد قرارداد تعیین مى‌کنند. متن قرارداد شامل شیربهاء و مهریه و براساس وضع مالى داماد مواد غذائى مانند قند، چای، برنج، روغن، شیرینی، کشمش مى‌باشد. قرارداد تحت عنوان ‘کسمات’ منعقد مى‌گردد و پدر عروس مقدارى پارچه به‌نام ‘خلعت’ جهت دعوت از اقوام به تعداد ۴۰ نفر از پدر داماد دریافت مى‌کند. عمو و دائى عروس در این میان هدایائى چون کت و شلوار، و گوسفند دریافت مى‌نمایند . پدربزرگ و مادربزرگ عروس نیز صاحب زیورآلات مى‌شوند. جهیزیه توسط پدر عروس آماده مى‌شود که شامل قالی، کمد، ظروف، جاجیم، چرخ خیاطی، خورجین، لوازم خواب، کت و شلوار داماد و یک جعبه در بسته توسط مادر عروس پس از تدارک عروسی، مراسم ‘صلاح‌چائی’ توسط پدر داماد برپا مى‌شود که پس از صلاح و مشورت ریش‌سفیدان زمان و مکان عروسى معلوم مى‌شود و به خانواده عروس ابلاغ مى‌گردد و از طرف خانواده عروس لازم‌الاجرا مى‌گردد. سپس نمایندگان خانواده عروس و داماد تعیین شده و ضمن تحویل خلعت‌ها. مهمانان را دعوت مى‌نمایند. پس از جمع شدن مهمانان در منزل عروس و داماد، مهمان زن مقدارى پول، جاجیم، دستکش به‌نام ‘توره’ به عروس هدیه مى‌کنند .

    بعد از صرف شام، مقدارى حنا همراه شمع و شیرینى در سینى گذاشته و به منزل عروس برده مى‌شود. و مراسم حناگذارى تا نزدیک صبح ادامه مى‌یابد. در منزل داماد چند نفر جهت آوردن عروس تعیین مى‌شوند و فراوانى آن روز به منزل عروس رفته و ضمن صورت‌بردارى جهیزیه و تحویل گرفتن آن، و عروس پس از دریافت اجازه از پدر یا عمو آماده حرکت مى‌شوند. مرکب عروس تزئین شد. و همراه با برادر خویش و فرستادگان داماد سوار شده و به‌راه مى‌افتد. برادر داماد پیشاپیش قافله حرکت مى‌کند. داماد نیز سوار بر اسب به‌عنوان ربودن عروس حرکت مى‌کند که با مقاومت همراهان عروس مواجه مى‌شود و عقب‌نشینى مى‌کند. با رسیدن عروس به منزل داماد، وى از پشت‌بام مقدارى پول و شیرینى و سیب به سر عروس پرتاب مى‌کند و سپس یک پسربچه به‌دست عروس داده مى‌شود (به نشانه ٔ زائیدن بچه‌پسر). ورود به خانه همراه با ذبح قربانى و شکستن تخم‌مرغ است . عروس را دور تنور گردانده، روى پارچه‌اى به‌نام پى‌انداز حرکت داده و در اتاق مخصوص مى‌نشانند و او نمى‌نشیند تا اینکه پدر داماد یک رأس گاو یا گوسفند به او هدید مى‌کند و او را مى‌نشاند. سپس شیرینى خورده مى‌شود و مهمانان مقدارى پول به‌عنوان ‘تویانه’ مى‌دهند، که بعداً به پدر داماد تحویل مى‌شود، پس از ناهار مهمانان مراجعت مى‌کنند .

    دو روز بعد از عروسى مراسم زنانه ‘دواق قاپما’ انجام مى‌شود و پس از بیست روز پدر عروس تحت عنوان ‘ایاق آشما’ عروس و داماد را به منزل دعوت مى‌کند و هدیه‌اى شامل گوسفند و فرش به آنها مى‌بخشد. در ماه اول ازدواج مراسم مشابهى توسط قوم و خویش عروس و داماد انجام مى‌شود .

    سنتهای رایج ماه رمضان در استان زنجان
    مردم استان زنجان ماه رمضان را فرصت مغتنمی برای عبادت، خودسازی و تذهیب روح و نفس می‌دانند و خود رااز ماه‌های رجب و شعبان برای شرکت در ضیافت الهی آماده می‌کنند. مومنان این خطه با غبارروبی از مساجد، امامزاده‌ها، تکایا و منازل و خرید اقلام و مایحتاج ضروری خود، از روزهای پایانی ماه شعبان رسما به پیشباز رمضان، ماه نزول قرآن می‌روند. روزه‌داری مومنین زنجان معمولا همزمان باآخرین روز ماه شعبان‌المکرم و برخی مواقع نیز یک هفته قبل از آغاز ماه رمضان، تحت عنوان “روزه پیشباز” آغاز می‌شود و عیدسعید فطر خاتمه می‌یابد .

    درطول ماه رمضان که به زبان ترکی “اوروشلیق” خوانده می‌شود مساجد، اماکن مقدس و نمازخانه‌های این استان مملو از جماعت روزه‌داری می‌شود که‌با انگیزه‌ی تکمیل عبادت و کسب فیض بیشتر، نمازهای یومیه را به‌جماعت اقامه می‌کنند . فعالیت‌های دینی و مذهبی در این ماه در شهرها و روستاهای استان به‌اوج خود می‌رسد و کلاس‌های ویژه قرایت، تفسیر و تعلیم قرآن، جلسات احادیث، علوم دینی و فقهی به‌طور گسترده در اماکن مقدسه و منازل مردم برگزار می‌شود .

    آحاد مختلف مردم این استان از قدیم‌الایام اعتقاد دارند، ماه رمضان با خود خیر وبرکت می‌آورد و اعضای خانواده‌ای که‌در آن روزه‌خوار بدون عذر موجه وجود داشته باشد از نعمات و برکات بیکران ضیافت خداوندی محروم می‌شوند. مردم زنجان روزه گرفتن در دهه اول ماه مبارک رمضان را ” یوقوشا داشینان- چیخماق ” ( حرکت در سربالایی تند کوه با بار سنگ )، ده روز دوم این ماه را “یوقوشا کرپیجینن چیخماق ” ( بالارفتن از دامنه‌کوه با بار خشت) و روزه‌داری در دهه‌ی سوم این ایام پربرکت را ” انیشه قاشماق سو ایچماق کیمیندی” (پایین آمدن از دامنه کوه مثل آب خوردن است ) تعبیر می‌کنند .

    به‌اعتقاد مردم زنجان ، در ماه مبارک رمضان اعضای بالغ خانواده‌ها از ثواب روزه‌های کله‌گنجشکی کودکان و افراد نابالغ برخوردار می‌شوند و به‌همین خاطر، والدین کودکان خودرا به‌گرفتن روزه‌ی نصفه‌روز ترغیب می‌کنند و درقبال پرداخت وجهی، روزه‌ی کله‌گنجشکی آنان را می‌خرند. مردم این منطقه در شب‌های قدر نیز با برپایی آیین‌های ویژه و خاصی از قبیل دعا و نیایش، شرکت در محافل معنوی دعای جوشن کبیر ، دعای فرج امام زمام و ابوحمزه، اقامه نماز هفت قل‌هواللهی، حضور درمساجد و تکایا و قرآن‌سرگرفتن، ‪ ۱۹ و ‪ ۲۱ و ‪ ۲۳ ماه مبارک رمضان را گرامی می‌دارند. خواندن سوره‌های عنکبوت ، روم ، دخان و قدر از دیگر باورهای کهن مردم این استان است که در شب‌های قدر عملی می‌شود .

    برپایی جشن و شادی در شب بیست و هفتم ماه رمضان (شب قتل ابن ملجم مرادی) تا هنگام سحر و خوردن کله‌پاچه‌ای که همراه با سیر پخته شده‌است برای افطار و سحری در این شب نیز جزیی از باورهای مردم زنجان را تشکیل می‌دهد. دوختن کیسه برات ” برات کیسه‌سی” در آخر ماه رمضان به تعداد اعضای خانواده نیز از آداب ورسوم مردم این منطقه است و مادر خانواده این کیسه را درمسجد و بین دو نماز ظهر و عصر و دعاهای تعقیبات نماز ، با پارچه‌ی سفید چلواری و نخ و سوزن کارنکرده می‌دوزد. برای بریدن نخ و پارچه‌ی این کیسه به‌جای چاقو و قیچی از دندان‌ها استفاده و یک سکه‌ی “پول ” نیز در قسمت پایین آن قرار داده می‌شود .

    به‌اعتقاد زنجانی‌ها اگر این کیسه‌ها توسط پنج زن سیده که اسامی آنها فاطمه یا یکی‌از القاب حضرت زهرا (س) باشد لمس شود، برکت و نعمت خدا به‌همراه این کیسه‌ها به خانه‌های آنان وارد می‌شود و اعضای خانواده به آرزوی خود می‌رسند . خواندن نماز مغرب و عشا پس از قرایت دعا و آیاتی از قرآن کریم چون سوره‌ی مبارکه قدر به‌تعداد سه یا هفت بار قبل‌از خوردن اولین لقمه افطاری از دیگر آداب و رسوم زنجانی‌ها به‌شمار می‌رود و روزه‌داران این دیار معمولا افطار خود را با خرما و یا نمک باز می‌کنند .

    زنجانی‌ها در سال‌های دور که وسایل ارتباطی چون رادیو و تلویزیون به‌ندرت و تنها در منازل تعدادی از متمولین شهر یافت می‌شد، زمان افطار را بااستفاده از رشته‌های نخ سیاه و سفید تعیین می‌کردند. به‌همین منظور دو رشته نخ سیاه و سفید را در مقابل چشم قرار داده و زمانی که چشم قادر به تشخیص این دو رنگ از هم نمی‌شد، افطار می‌کردند. آش کشک، آش ترش، شیربرنج، آش بلغور ، تاس کباب ، فرنی، کله پاچه، حلوا، آبگوشت کوفته ، کالاجوش ، پیاز آب ، سوپ، رنگینک و انواع خورشت‌ها از جمله غذاهایی است که برای افطاری و سحری خانواده‌ها طبخ می‌شود .

    نان‌چایی ، بربری ، فتیر ، شیرمال روغنی و شیرین ، زولبیا وبامیه و پشمک نیز از جمله نان‌ها و شیرینی‌های سنتی است که بیشتر در ماه مبارک رمضان در این استان پخت و عرضه می‌شود. تورنا بازی ، گل یا پوچ و گرداندن انگشتر توسط اوستا دربین گروه، دبرنا و شاه‌وزیر نیز از جمله بازی‌های سنتی‌است که هنوز در ایام ماه مبارک رمضان پس‌از بازکردن افطاری، در قهوه‌خانه‌های سنتی و یا منازل و شب نشینی‌ها توسط نوجوانان ، جوانان و حتی بزرگسالان انجام می‌شود. زنجانی‌ها همچنین عادت دارند در ایام ماه مبارک رمضان، کدورت و اختلاف‌های فیمابین را برطرف و نسبت به‌هم محبت بیشتری ابراز کنند چراکه معتقدند لطف خدا بیشتر شامل حال کسانی می‌شود که دل مومن روزه‌داری را شاد می‌کند .

    تهیه و توزیع مایحتاج عمومی از قبیل برنج ، روغن، گوشت و آرد بین افراد و خانواده‌های نیازمند در آستانه‌ی ماه مبارک رمضان و همزمان با شب‌های قدر نیز از دیگر آدابی است که‌از سالیان دور بین زنجانی‌های رایج است .

    شب یلدا در زنجان
    یلدا، طولانی‌ترین شب سال یکی ‌از آداب به یادگار مانده از گذشتگان و پیشینیان، شب انار و آجیل و قصه و هندوانه، شب لحظات مهرورزی و شب تولد خورشید است. شب یلدا درازترین شب سال است، شبی که در آن صبح دیرتر آغاز و ماه و ستاره‌ دیرتر به خانه‌ می‌روند. شب یلدا در فرهنگ ایرانیان جایگاه ویژه‌ای دارد و در آن رسم و رسوماتی دارند که جالب و خواندنی است .
    استان زنجان یکی از استان‌های کشور است که در آن شب یلدا در میان مردم جایگاه ویژه‌ای دارد و مردم در این ایام کارهایی را انجام می‌دهند که برای دیگر هموطنان جالب است. خواندن فال حافظ، شاهنامه‌خوانی، نقل خاطرات، قصه‌گویی پدر و مادربزرگ‌ها، حضور در منزل بزرگان خانواده، خواندن دعاهای شکرانه‌ نعمت و سلامتی، تزیین سفره‌ مخصوص با انواع میوه‌ها و خشکبار، تهیه تنقلات و شیرینی‌جات، خوردن هندوانه و از همه مهمتر صله ارحام، از جمله رسوم و سنت‌های دیرینه مردم زنجان در شب یلدا محسوب می‌شود .
    عده‌ای بر این باورند که خوردن هندوانه در این شب، باعث جلوگیری از تاثیر سرما در زمستان و گرمازدگی در تابستان می‌شود که این کار در بیشتر نقاط کشورمان صورت می‌گیرد و مردم در این شب هندوانه می‌خورند. یکی از مهم‌ترین و زیباترین کارهایی که در شب یلدا انجام می‌گیرد صله رحم و دیدار از بزرگان است که هنوز از با وجود گذشت سال‌ها مردم و به ویژه کوچکترها تلاش می‌کنند به خوبی آنرا عملی کنند.

    در جای جای استان زنجان مردم رسم دارند که در این شب به دیدار بزرگان قوم و فامیل رفته و در آنجا شب یلدا یا به قول زنجانی‌ها و آذری‌ها شب چله را سپری کنند .
    در زنجان در شب یلدا کوچکترها و جوانترهای فامیل و یا فرزندان در خانه پدر و پدربزرگ جمع می‌شوند و این شب را به خوبی و خوشی می‌گذرانند.از جمله سنن زنجانی در این ایام رفتن به خانه نوعروسان فامیل است که در آن خانواده داماد با بستن خنچه‌های شیرینی، آجیل و میوه آن را به خانه عروس می‌برند که در اصطلاح به آن شبچره گفته می‌شود.شبچره‌ زنجانی‌ها شامل انواع آجیل، شیرینی و میوه‌های فصل مانند انار، ازگیل و هندوانه همراه با هدایایی برای عروس، در بسته‌های آذین‌بندی شده به‌ نام خونچه است. البته این اقدام خانواده داماد در سال بعد و در نخستین شب یلدا توسط خانواده عروس مقابله به مثل می‌شود و این بار خانواده عروس برای دختر خود شبچره می‌برند .
    خوردن آجیل به ویژه شکتن گردو، فندق و بادام نیز در کنار آجیل‌های امروزی و سنجد در سنن زنجانی‌ها از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. مردم زنجان در شب یلدا مقداری برف سفید را با شیره‌ انگور مخلوط کرده و آنرا می‌خورند که بسیار خوشمزه می‌شود. همچنین زنجانی‌ها با خوراکی‌هایی چون ترب، شلغم، کلم و تنقلاتی مانند توت و انجیر خشک، کشمش، گردو و نخودچی در این شب از میهمانان خود پذیرایی می‌کنند

    در برخی نقاط استان زنجان نیز که هنوز به سبک قدیم برای گرم شدن از کرسی استفاده می‌شود و هنوز بخاری‌های مدرن بدون نیاز به لوله و غیره در آنجا جایگاهی ندارد، در شب یلدا و در استقبال از روزهای بلند رحمت و برکت در چهار گوشه‌ کرسی گردو و فندوق می‌شکنند به ‌این امید که ‌بر اطراف خود شادی و خنده حاکم شود .
    در کنار خوردن، زنجانی‌ها آداب دیگری نیز برای این شب دارند که طرح معما و چیستان از سوی بزرگترها و بازی‌های دسته جمعی نظیر گل یا پوچ، از سرگرمی‌هایی است که در شب یلدا، بزرگ و کوچک خانواده را به خود مشغول می‌کند تا در شب یلدای زنجان که معمولا هوا سرد و زیر صفر است کانون گرمی در خانواده‌ها تشکیل شود. البته شاید این سنن در برخی مناطق استان به دلیل گرفتاری‌ها و مشکلات اجرا نشود ولی هنوز هم خانواده‌هایی هستند که به این سنن پایبند بوده و اگر این سنن را اجرا نکنند دلگیر شده و آنرا خوش یومن نمی‌دانند .

    چارشنبه سوری
    آخرین چهارشنبه اسفند ماه هر سال شمسی که ایرانیان در شب آن جشن چارشنبه سوری میگیرند و آداب و رسوم خاصی را در آن شب برگزار میکنند. جشن چارشنبه سوری که از جشن های ملی و باستانی ایرانیان است و هنوز در بسیاری از شهرها و روستاهای ایران شب این روز را بطرزی خاص جشن میگیرند. سعید نفیسی استاد دانشگاه تهران در شماره 11 سال اول و شماره 1 سال دوم مجله مهر درباره «چارشنبه سوری » مقاله مفصل و محققانه ای نوشته اند که قسمتهایی از آن را در اینجا نقل میکنیم : چهارشنبه سوری یعنی چهارشنبه عیش و عشرت و میرساند که این شب را برای جشن و سرور بنیاد گذاشته اند. این جشن ملی از قدیمترین زمانهای تاریخ در میان ایرانیان بوده است … شب چهارشنبه سوری در ایران آئین خاص و تشریفات گوناگون دارد که هر یک از آنها را در ناحیه دیگر میتوان یافت .آئین چهارشنبه سوری یا شب چهارشنبه آخر سال بر دو قسم است یک قسمت از آن عمومی و مشترک میان تمام مردم ایران است که حتی بعضی از آنها را در ملل دیگر نژاد آریا میتوان یافت و قسمت دیگر آئین خصوصی است که مردم تهران بدعت گذاشته اند و از اینجا کم و بیش بشهرهای دیگر ایران رفته است . آن قسمت از آئین این شب که درتمام ایران معمول است از کرمان گرفته تا آذربایجان و از خراسان تا خوزستان و از گیلان تا فارس یعنی تمام این دشت وسیع که ایران امروز را فراهم ساخته است و زیباترین بقایای ایران باستانی است در هر شب چهارشنبه آخر سال با شور و دلبستگی خاصی آشکار میشود تمام مردم آذربایجان چه در شهر و چه در ده ها در آن شرکت دارند و حتی هنوز در میان مردم قفقاز معمول است . ایرانیانی که از دیار خود دور افتاده اند نیز آن را فراموش نمیکنند و ایرانیان مقیم ترکیه و مصر و هندوستان نیز در جامعه خود این رسوم و آداب را معمول میدارند .
    توپ مروارید: در میدان ارک طهران توپ کهن سالی بود که مدت صد سال بر فراز صفه ای جاگرفته بود و چون پیران زمین گیر از جای خود نمی جنبید – شبهای چهارشنبه سوری زنان و دخترانی که حاجتی داشتند مخصوصاً آن زنانی که در آرزوی شوی بودند از آن توپ بالا میرفتند و بر فراز آن دمی می نشستند و از زیر آن میگذشتند و در برآورده شدن آرزوی خود شک نداشتند و بچه های شیرخوار را که به اصطلاح «نحسی » میکردند یا ریسه میرفتند از زیر توپ مروارید و سر در نقاره خانه میگذراندند. این توپ را توپ مروارید مینامیدند و افسانه های گوناگون در حق آن میگفتند .
    آتش افروختن : زیباترین و شاید قدیمترین آداب چهارشنبه سوری آتش افروختن و جستن از آن و شادی کردن در کنارآتش است ….
    اینک تقریباً در تمام ایران شب چهارشنبه سوری توده هایی از بوته خودروی بیابانی فراهم می آورند و نزدیک یکدیگر قرار میدهند زن و مرد و پیر و جوان در صحن خانه یا در میدانهای عمومی و بر سر چهارسوها و چهارراههای شهر و ده از روی این اخگرهای افروخته یکی پس از دیگری جستن میکنند و در هر جستنی میگویند: «زردی من از تو سرخی تو از من » یعنی زردی بیماری و ناتوانی را از من بستان و سرخی و شادابی و تندرستی را که در خود داری بمن ببخش » پس از سوخته شدن خاکستری را که از آتش میماند باید در خاک اندازی جمع کنند و از خانه بیرون برند ودر کنار دیوار بریزند و آنکس که بیرون ریخته است در بازگشت در میزند باید از درون خانه از او بپرسند: «کیست ؟ » و او هم جواب دهد; «منم » گویند : « از کجاآمده ای ؟ » جواب دهد که : «از عروسی » بپرسند: «چه آورده ای ؟ » گوید : « تندرستی ».

    مراسم تدفین
    اهالی بعد از رسیدن خبر فوت شخص در منزل او حاضر مى‌شوند. سپس مراسم تدفین انجام مى‌شود. جلوی میت، یک سینی پر از قند شکسته با پارچه سیاه رنگ روی آن حمل مى‌شود که به آن ” ورخباز“ مى‌گویند. که در مراسم بین مردم تقسیم مى‌شود. پس از آن اهالی به منزل متوفی مراجعه و به صرف غذا مى‌پردازند. روز بعد صاحب مجلس سوگواری، مجلس ”صلاح‌ لاشماق“ را برپا مى‌کند که با دعوت ریش‌سفیدان و خویشان نحوه برگزاری مراسم تعیین مى‌شود .

    روز مراسم اگر پنج‌شنبه باشد شام و اگر جمعه باشد ناهار خواهد بود. یک روز قبل از مراسم، قرآن‌خوان‌های محلی جمع مى‌شوند و باید یک جلد کلام ا … مجید را تمام کنند، تا پذیرائی جالبی نصیبشان شود. بعد از صرف غذا مهمان باید مجلس را ترک کند. بعد از روز شنبه اولاد خانواده با کسب اجازه منزل را ترک مى‌کنند. اما رفت و آمد مهمانان تا چهلم ادامه دارد. مراسم بعدی چند روز به چهلم مانده است که قوم و خویشان با آوردن پارچه‌های رنگی مجلسی به‌نام ”قره اچماق“ برپا مى‌کنند . لباس‌های سیاه را از تن درآورده و لباس رنگی مى‌پوشانند. شخص عزادار بعد از این مراسم به منزل دوستان مراجعه و با تقدیم پارچه، اجازه کندن لباس سیاه را مى‌دهند .
    روز چهلم پنج‌شنبه یا جمعه انتخاب مى‌شود و ناهار یا شام ترتیب داده مى‌شود، که با دعوت قبلی مى‌باشد. آخرین مرحله روز عید است که آشنایان و دوستان از منزل متوفی دیدن کرده و مراسم پایان مى‌گیرد .

    پوشش سنتی زنان و مردان زنجانی :
    1- 1: سرپوش زنان : مهمترین سرپوش زنان در دوره قبل از کشف حجاب چادر مشکی بوده است که در قسمت کمر دارای یک بند جهت بستن آن بوده است . علاوه بر این زنان و دختران زنجانی از روسری سفید رنگی که بدان « چرگات » می‌گفتند برای پوشاندن موهای سرشان استفاده می‌کرده‌اند ، به طور کلی آنچه که عمومیت دارد اینکه برای سر از سه نوع پوشش استفاده می‌شده است. ابتدا پارچه‌ای به نام پوشن موی سر با قوس پیشانی به طور محکم محافظت می‌نموده ، سپس ابزار دومی که به جهت حفاظت پوشن مورد استعمال است « چنه آلتی » ( زیرچانه ) نام دارد که خود از سکه‌های قلابدار به هم پیوسته و یا منجوق رنگارنگ تشکیل شده است و از زیر چانه تا فرق سر چسبیده می‌شود پوشش سوم بنام «یاشماق» (روسری) است که برای پوشش دهان چانه و گردن استفاده می‌شود که در حقیقت نوعی روبند است

    2-1 : تن پوش زنان : تن پوش زنان عبارت بود از پیراهنی که در اصطلاح محلی بدان « کوینگ» گفته می‌شد جنس کوینگ از کرباس بوده و پارچه آن توسط خود افراد بافته می‌شده است و طرحهای الوان و رنگهای گرم در آن به کار می‌رفته است بلندی کوینک به اندازه‌ای بوده که تا زانو می‌رسیده علاوه بر این یقه کوینک کمی باز بوده که در قسمت باز از گردن بند جهت پوشاندن گردن استفاده می‌شده است . بر روی پیراهن یا همان کوینک ، ارخالق پوشیده می‌شده ، ارخالق همان نیم تنه روئین زنان بود « که معمولاً از چیتهای رنگی دوخته می‌شده کاملاً چسبان و بدون یقه بود و آستینهای تنگ آن تا بالای آرنج می‌رسید که گاهی طول این آستین تا حدود مچ هم می‌رسید . سر آستین آن دارای تکمه‌های فلزی کوچکی بود ، این تکمه در زمستان بسته و در فصل گرما و تابستان باز بود. طرحی از گل و بوته هم روی ارخالق می‌دوختند که به آن قلمکار می‌گفتند بهترین ارخالقها متعلق به بنارس بود ، در اصفهان و بروجرد و شیراز نیز ارخالق تولید می‌کردند .لباس دیگری که بدون آستین بود و از روی پیراهن و زیر کت پوشیده می‌شد جلیزقا یا جلیقه بود که ( در اصطلاح محلی جرقا نام داشت) . از روی جلیقه یا ارخالق زنان کتی می‌پوشیدند که در اصطلاح محلی به آن « دون » یا «یل» می‌گفتند که تا کمر می‌رسیده و مورد استفاده متمولین بوده .زنان از تنبان بعنوان شلوار استفاده می‌کرده‌اند ، « تنبان یک نوع شلوار بود که معمولاً کوتاه و گشاد بوده و از پارچه‌های چون ابریشم ، مخمل ، شال کشمیری یا پارچه‌هائی از این قبیل دوخته می‌شد ، تنبان که در اصطلاح محلی بدان تومان گفته می‌شود ، تا قوزک پا می‌رسیده و سپس در قوزک پا باکش بسته می‌شده تنبانهای کوتاهتر گشاد دوخته می‌شدند . همچنین زنان دامنی پرچین بنام شلیته ( که در اصطلاح محلی شلته گفته می‌شده ) می‌پوشیدند ، شلیته‌ها ابتدا دامنی‌های پرچینی بودند که روی زانو می‌آمد ولی بعد این شلیته‌ها کم‌کم کوتاهتر شده شلیته‌ها را روی تنبان به تن می‌کردند . زنهای شیک پوش معمولاً 10 الی 11 شلیته برپا می‌کردند . یک نوع شلوار هم تحت عنوان ‌( نیم‌ساق ) وجود داشته از این شلوار در مهمانیها و مسافرتها استفاده می‌شده که در قسمت پا به جوراب مجهز است که نوعی جوراب شلواری است .

    پاپوش زنان : زنان کفشهای پاشنه کوتاهی که به « کوردی یاتی » معروف بودند به پا کرده‌اند ،رویه این کفشها معمولاً از پوست گوسفند ( یا میشین) و زیر کفش از پوست گاو میش یا گاو بود که در اصطلاح محلی بدان « گون » می‌گفتند . روستائیان معمولاً از پوست خام گاومیش‌ یا گاو استفاده می‌کردند و رویه کفش را از لاستیک یا تسمه‌های بهم بافته شده از پوست میش یا گوسفند درس می‌کردند . لازم به ذکر است که چرم خام انعطاف نداشته و ظاهر خوبی هم نداشت ولی دیرتر از بین می‌رفت . چرم خام رنگ طبیعی خود را داشت اما چرم دباغی شده که معمولاً طبقات مرفه برای ساختن کفش خود استفاده می‌کردند به رنگ قهوه‌ای یا تیره بود . کفش زنان ثروتمند یکنوع چارق گلدوزی و تزئین شده بود ، اما کفش زنان طبقات کم درآمد یا روستایی معمولاً از چرم خام تهیه می‌شد ( البته نسبت به کفش مردان کمی زیباتر ساخته می‌شد) معمولاً برای دوام بیشتر کفش از یک لایه « خش » استفاده می‌کردند که بین کف داخلی و کف اصلی کفش قرار می‌گرفت . لایه خش ذرات ریز تراشیده شده چرم و میشین بود که با سریش و مقداری آب در یک کوزه ریخته شده و مانند سابیدن کشک در کوزه شکسته کوبیده می‌شد تا کاملاً خیس شده و بوسیله سریش به هم بچسبد سپس آنرا روی کف داخلی کفش مرتب می‌کردند و کف اصلی را روی آن نصب کرده و می‌دوختند .

    لباس عروس : نوع لباس عروس بستگی به استطاعت و اعتقادات خانواده عروس داشته است معمولاً روی صورت عروس تور می‌انداختند . می‌توان گفت که لباس عروس نسبت به لباس افراد عادی زرق و برق بیشتری داشته و رنگ آن شاد و از نظر ظاهرخوش دوخت بوده است .

    لباس مردان :
    1-2 سرپوش مردان : مردان معمولاً از کلاه پوستی یا کلاه‌نمدی به عنوان سرپوش استفاده می‌کردند اما در زمان رضاشاه استفاده از این کلاهها ممنوع شده و ابتدا کلاه پهلوی و سپس کلاه شاپو متداول گردید . 2-2 : تن‌پوش مردان : مردان پیراهنی به نام «کونیک » می‌پوشیدند که تا کمر می‌رسید ، از روی کونیک معمولاً جلیقه می‌پوشیدند که از جلو یک طرف آن روی طرف دیگر آمده و بسته می‌شده . همچنین دو نوع کت بنامهای « اویما » و « ستره» وجود داشت که هم جنس و هم استفاده‌کنندگان آنها متفاوت بود. ستره کنارش چاک داشته و جیب آن مثل قبای آخوندی بود ، ستره بلند بود و معمولاً شهریها و افراد ثروتمند از آن استفاده می‌کردند . اما دهاتیها و مردم کم‌درآمد «اویما » می‌پوشیده‌اند که از جنس کرباس تهیه می‌شده ، روستائیان کرباس را برنگ آبی رنگ می‌کردند ( چون رنگ دیگری نبوده ) و اویما از ستره کوتاهتر بود و تا زانو می‌رسید . لباس که مردان به عنوان پالتو استفاده می‌کردند «سردری» نام داشته که بالاتنه آن جدا بوده و پائین تنه آن دارای چینهای زیادی بوده که در اصطلاح محلی بدان « لوحه چین » می‌گفته‌اند و تا پا می‌رسید . شلوار مردان گشاد بوده و کمر آنرا با بند می‌بستند ، روستائیان معمولاً بندشلوار – خود را بلند می‌گرفته‌اند به نحوی که از جلوی شلوار آویزان می‌شده است . رنگ این نوع شلوارها که به شلوار بندی معروف بوده‌اند ، آبی نیلی بوده . لازم به ذکر است که افراد روستایی و کم‌درآمد شلوار زیر و شلوار رو نداشته‌اند و همان شلوار را هم در خانه و هم در بیرون خانه می‌پوشیده‌اند .

    3-2 پاپوش مردان : کفش مردان را نیز مانند کفش زنان از پوست گاومیش یا گاو «گون» درست می‌کرده‌اند . افراد ثروتمند از کفش پاشنه بلند استفاده می‌کرده‌اند ولی بقیه مردم کفش پاشنه کوتاه می‌پوشیدند که به آن « کودری یاتی » می‌گفتند .

    زیورآلات : استفاده از انگشتر بر خلاف مردان که معمولاً از انگشتر عقیق به خاطر ثواب بودن استفاده می‌کردند در بین زنان معمول نبوده است ، البته به هنگام ازدواج حلقه‌ای بین عروس و داماد رد و بدل می‌شده است . دستبند و گردنبند زنان معمولاً از یک رشته منجوق – سنگ شبه یا شبق « سنگ سیاه براق » و سنگهای زرد رنگ (کهربا) و پشم و عقیق تشکیل می‌شد . در روستاها معمولاً از سکه‌های پنج‌ریالی یا ده‌ریالی که زرگرها آنها را با قلابهائی به هم متصل می‌کردند به صورت سربند – گردنبند و استفاده می‌شد . سربندها را معمولاً بوسیله پیشانی بند ( در اصطلاح محلی عصابه ) آویزان می‌کردند

     

    کلمات کلیدی : آحاد برپایی بعد به‌اعتقاد تهیه در درطول دو روز زمان زنجانی‌ها زیورآلات سنتهای شب لباس مراسم نان‌چایی پاپوش پوشش چارشنبه آتش آداب استان اینک توپ خوردن در روز عده‌ای 'ایاق 'توره' 'تویانه' 'خلعت' 'دواق 'صلاح‌چائی' 'کسمات' ( (به (روسری) (س) (شب (پایین (کهربا) ) )، « «از «اویما «زردی «سردری» «منم «نحسی «چارشنبه «چه «کونیک «کیست «گون» «یاشماق» «یل» » » مراسم ، ،رویه ؟ آئین آب آبگوشت آبی آتش آجیل آجیل، آجیل‌های آخر آخرین آخوندی آداب آدابی آذربایجان آذری‌ها آذین‌بندی آرد آرزوی آرنج آریا آستانه‌ی آستین آستینهای آش آشما' آشنایان آشکار آغاز آلتی آماده آمد آمدن آمده آن آن، آنان آنجا آنرا آنها آنچه آنکس آنکه آوردن آورده آورند آویزان آیاتی آیین‌های ا ابتدا ابراز ابریشم ابزار ابلاغ ابن ابوحمزه، اتاق اجازه اجرا احادیث، اختلاف‌های اخگرهای ادامه ارتباطی ارحام، ارخالق ارخالقها ارک از ازدواج ازگیل اسامی اسب است است است، استاد استان استان‌های استراحت استطاعت استعمال استفاده استفاده‌کنندگان استقبال اسفند اشتراکى اشربه اصطلاح اصفهان اصلی اصولاً اطراف اطلاع اعتقاد اعتقادات اعضاءِ اعضای افتاده افراد افروختن افروخته افسانه افطار افطاری افطاری، اقامه اقدام اقلام اقوام البته القاب الهی الوان الی اما امام امامزاده‌ها، اماکن امروز امروزی امید انار انار، انتخاب انجام انجیر اند اندازه‌ای اندازی انعطاف انواع انگشتر انگور انگیزه‌ی انیشه اهالی او اوروشلیق اوستا اول اولاد اولین اویما اچماق“ اگر ای ایام ایران ایرانیان ایرانیانی این اینجا اینکه ایچماق با باآخرین بااستفاده بادام بار بارز باز بازکردن بازگشت بازی بازی‌های باستانی باشد باعث بافته بالا بالاتنه بالارفتن بالای بالغ باورند باورهای باکش باید ببخش ببخشید، بخاری‌های بدان بدعت بدل بدون بر برآورده برابر برات برادر براساس براق براى برای بربری برخوردار برخی برده برطرف برف برق برنج برنج، برند برنگ بروجرد برپا برپایی برکات برکت برگزار برگزاری بریدن بریزند بزرگ بزرگان بزرگترها بزرگسالان بستان بستن بسته بسته‌های بستگی بسیار بسیاری بشهرهای بطرزی بعد بعداً بعدی بعضی بعنوان بقایای بقیه بلغور بلند بلندی بمن بنابراین بنارس بنام بنامهای بند بندشلوار بندی بنیاد به بهترین بهم به‌ به‌اوج به‌تعداد به‌جای به‌جماعت به‌دست به‌راحتى به‌راه به‌شمار به‌طور به‌عنوان به‌نام به‌ندرت به‌هر به‌هم به‌همراه به‌همین به‌گرفتن بوته بود بودن بودند بوده بوده‌اند بوسیله بپرسند بچسبد بچه بچه‌پسر) بیابانی بیرون بیست بیش بیشتر بیشتر، بیشتری بیماری بین بیکران تا تابستان تاثیر تاریخ تاس تحت تحویل تخم‌مرغ تدارک تدفین تدفین اهالی تذهیب تراشیده ترب، ترتیب ترش، ترغیب ترک ترکی ترکیه تزئین تزیین تسمه‌های تشخیص تشریفات تشکیل تعارف تعارفات تعبیر تعداد تعدادی تعقیبات تعلیم تعیین تفسیر تفصیل تقدیر تقدیم تقریباً تقسیم تلاش تلویزیون تمام تن تنبان تنبانهای تند تندرستی تنقلات تنقلاتی تنه تنها تنور تنگ تن‌پوش تهران تهیه تو توت توده تور تورنا توزیع توسط تولد تولید تومان توپ تکایا تکمه تکمه‌های تکمیل تیره ثروتمند ثواب جاجیم، جالب جالبی جامعه جاگرفته جای جایگاه جایگاهی جدا جرقا جزیی جستن جستنی جشن جعبه جلب جلد جلسات جلو جلوگیری جلوی جلیزقا جلیقه جماعت جمع جمعه جمعی جمله جنبید جنس جهانگردان جهت جهیزیه جواب جوان جوانان جوانترهای جوراب جوشن جیب حاجتی حاضر حافظ، حال حاکم حتی حجاب حدود حرکت حضرت حضور حفاظت حق حقیقت حلقه‌ای حلوا، حمل حنا حناگذارى خاتمه خاص خاصى خاصی خاطر خاطر، خاطرات، خام خانه خانه، خانه‌ خانه‌های خانواده خانواده، خانواده‌ای خانواده‌ها خانواده‌های خانواده‌هایی خاک خاکستری خبر خدا خداوندی خدمت خراسان خرما خرید خش خشت) خشک، خشکبار، خصوصی خصوصیات خطه خلاف خلعت‌ها خنده خنچه‌های خواب، خواستگارى خواندن خواندنی خوانده خواهد خوبی خود خود، خودرا خودروی خودسازی خوراکى‌هاى خوراکی‌هایی خورجین، خوردن خوردن، خورده خورشت‌ها خورشید خوزستان خوش خوشمزه خوشی خونچه خویش خویشان خیاطی، خیر خیس دائى داخلی داده داراى دارای دارد دارند دارند، داری داشت داشت) داشتند داشته داشینان داماد داماد، دامنه دامنه‌کوه دامنی دامنی‌های دانشگاه دباغی دبرنا دخان دختر دختران دخترانی در درآمد درآورده درازترین درباره دربین درتمام درس درست درقبال درمساجد درمسجد درون دریافت دستبند دسته دستکش دشت دعا دعاهای دعای دعوت دل دلبستگی دلگیر دلیل دمی دندان‌ها ده دهاتیها دهان دهد دهه دهه‌ی ده‌ریالی دو دوام دوخت دوختن دوخته دور دوره دوستان دوم دومی دون دیار دیدار دیدن دیرتر دیرینه دینی دیوار دیگر دیگری ذبح ذرات ذکر رأس را رااز رادیو راضى رایج ربودن رجب رحم رحمت رد رسم رسما رسمى رسوم رسوماتی رسیدن رشته رشته‌های رضاشاه رضایت، رفت رفتن رفته رمضان رمضان، رنگ رنگارنگ رنگهای رنگی رنگین، رنگینک رو روئین روبند روح روز روزه روزهای روزه‌خوار روزه‌داران روزه‌داری روزه‌های روزه‌ی روستائیان روستاها روستاهای روستایی روسری روغن، روغنی روم روى روی رویه ریخته ریز ریسه ریش ریش‌سفیدان زائیدن زانو زبان زرد زردی زرق زرگرها زمام زمان زمانهای زمانی زمستان زمین زن زنان زنانه زنانی زنجان زنجان زنجان مردم زنجان یلدا، زنجانی زنجانی‌ها زنجانی‌های زندگى زنهای زهرا زولبیا زیاد زیادی زیباتر زیباترین زیر زیرچانه زیورآلات سابیدن ساختن ساخته سال سالی سالیان سال‌ها سال‌های سبک ستاره‌ ستره ستره» سحر سحری سخن سر سربالایی سربند سربندها سرخی سرد سرشان سرما سرور سرپوش سرگرمی‌هایی سریش سعید سفرنامه‌هاى سفره سفره‌ سفید سفیدان سلامتی، سنتی سنتی‌است سنت‌های سنجد سنن سنگ سنگهای سه سو سوار سوخته سوره‌های سوره‌ی سوری سوری آخرین سوزن سوم سوپ، سوگواری، سوی سپری سپس سکه‌های سکه‌ی سیاه سیب سیده سیر سینى سینی شئون شاد شادابی شادی شال شام شام، شامل شاهنامه‌خوانی، شاه‌وزیر شاپو شاید شب شب، شبق شبه شبهای شبچره شبی شب‌های شخص شد شدن شده شده‌است شدیم شرمنده شرکت شعبان شعبان‌المکرم شلته شلغم، شلوار شلوار، شلوارها شلواری شلیته شلیته‌ها شما شماره شمسی شمع شنبه شهر شهرها شهریها شود شود، شور شوی شک شکتن شکرانه‌ شکستن شکسته شکل شیراز شیربرنج، شیربهاء شیرخوار شیرمال شیره‌ شیرین شیرینى شیرینی شیرینی، شیرینی‌جات، شیرینی‌های شیک صاحب صاحب‌خانه صبح صحن صد صرف صفر صفه صلاح صله صورت صورت‌بردارى ضروری ضمن ضیافت طبخ طبقات طبیعی طرح طرحهای طرحی طرف طرفین طعام طهران طور طول طولانی‌ترین ظاهر ظاهرخوش ظروف، ظهر عادت عادی عامه عبادت عبادت، عبارت عذر عرضه عروس عروس، عروسى عروسى از عروسی عروسی، عزادار عشا عشرت عصابه عصر عقب‌نشینى عقد عقیق علاوه علوم عملی عمو عمومی عمومیت عنوان عنکبوت عید عیدسعید عیش غبارروبی غذا غذائى غذاهایی غذاى غیره فارس فاصله فاطمه فال فامیل فتیر فراز فراموش فراهم فراوانى فرج فرزندان فرستادگان فرش فرصت فرق فرنی، فرهنگ فصل فطر فعالیت‌های فقهی فلزی فندق فندوق فوت فیض فیمابین قابل قادر قاشماق قافله قالی، قاپما' قبای قبل قبلى قبلی قبل‌از قبیل قتل قدر قدیم قدیمترین قدیم‌الایام قرآن قرآن، قرآن‌خوان‌های قرآن‌سرگرفتن، قرار قرارداد قرایت قرایت، قربانى قسم قسمت قسمتهایی قصه قصه‌گویی قفقاز قلابدار قلابهائی قلمکار قل‌هواللهی، قند قند، قهوه‌ای قهوه‌خانه‌های قوزک قوس قول قوم قیچی لازم لازم‌الاجرا لاستیک لاشماق“ لایه لباس لباس‌های لحظات لطف لقمه لمس لوازم لوحه لوله مادر مادربزرگ مادربزرگ‌ها، مالى مانده مانند ماه ماه‌های مایحتاج مبارک مبارکه متداول مترى متصل متعلق متفاوت متمولین متن متوفی مثل مجلس مجلسی مجله مجموع مجهز مجید محافظت محافل محبت محروم محسوب محققانه محلى محلی محکم مختلف مخصوص مخصوصاً مخلوط مخمل مدت مدرن مذهبی مراجعت مراجعه مرادی) مراسم مراسم، مرتب مرحله مرد مردان مردم مرفه مروارید مرکب مساجد، مسافرتها مشابهى مشترک مشغول مشورت مشکلات مشکی مصر معتقدند معروف معلوم معما معمول معمولا معمولاً معنوی مغتنمی مغرب مفصل مقابل مقابله مقاله مقام مقاومت مقدارى مقداری مقدس مقدسه مقیم ملجم ملل ملی مملو ممنوع من منازل مناطق منجوق منزل منزلتى منطقه منظور منعقد مهر مهرورزی مهریه مهمان مهمان عموماً مهمانان مهمانیها مهمان‌نوازى مهمتر مهمترین مهم‌ترین مواجه مواد مواقع موجه مورد مومن مومنان مومنین موهای موی مى‌افتد مى‌باشد مى‌بخشد مى‌دهند مى‌دهند، مى‌شود مى‌شود، مى‌شوند مى‌نشاند مى‌نشانند مى‌نشیند مى‌نمایند مى‌پردازند مى‌پوشانند مى‌کند مى‌کندو مى‌کنند مى‌گذارد مى‌گردد مى‌گویند مى‌گیرد مى‌گیرند مى‌یابد مچ مکان می میان میت، میتوان میدارند میدان میدانهای میدهند میرساند میرفتند میزند میش میشود میشین میشین) میل میماند مینامیدند میهمانان میوه میوه‌ها میوه‌های میکردند میکنند میکنیم میگذراندند میگذشتند میگفتند میگویند میگیرند می‌آمد می‌آورد می‌انداختند می‌برند می‌بستند می‌توان می‌خرند می‌خورند می‌دارند می‌دانند می‌دهد می‌دهند می‌دوختند می‌دوزد می‌رسد می‌رسند می‌رسید می‌رسیده می‌رفت می‌رفته می‌رود می‌روند می‌شد می‌شد) می‌شد، می‌شدند می‌شده می‌شود می‌شودشبچره‌ می‌شوند می‌شکنند می‌نموده می‌پوشیدند می‌پوشیده‌اند می‌کردند می‌کرده‌اند می‌کند می‌کنند می‌کنند در می‌گذراننداز می‌گرفت می‌گرفته‌اند می‌گفتند می‌گفته‌اند می‌گیرد می‌یابد نابالغ ناتوانی ناحیه نام نامه‌اى نان‌ها ناهار نبود، نبوده نحوه نحوی نخ نخستین نخودچی ندارد، نداشت نداشتند نداشته نداشته‌اند نزدیک نزول نسبت نشانه نشستند نشود نشینی‌ها نصب نصفه‌روز نصیبشان نظر نظیر نعمات نعمت نفر نفس نفیسی نقاره نقاط نقل نماز نمازخانه‌های نمازهای نماید نماینده‌اى نمایندگان نمى‌نشیند نمک نمی نمیکنند نمی‌دانند نمی‌شد، نوجوانان نوشته نوع نوعروسان نوعی نژاد نکنند نیاز نیازمند نیایش، نیز نیلی نیم نیم‌ساق ها های هایی هدایائى هدایایی هدید هدیه هدیه‌اى هر هستند هفت هفتم هفته هم همان همراه همراهان همزمان همه هموطنان همچنین هندوانه هندوانه، هندوستان هنوز هنگام هوا و وارد والدین وبامیه وبرکت وجهی، وجود وجوه ودر ورخباز“ ورسوم ورود ورودى وسایل وسیع وضع ولی وى وکیل‌نامه ویژه ویژه‌ای ٔ ٔمردم پا پائین پارچه پارچه، پارچه‌اى پارچه‌ای پارچه‌هائی پارچه‌های پارچه‌ی پاشنه پالتو پاپوش پاچه، پایان پایانی پایبند پایین پخت پخته پدر پدربزرگ پدرى پذیرائى پذیرائی پذیرایی پر پربرکت پرتاب پرداخت پرچین پرچینی پس پسربچه پس‌از پشت‌بام پشم پشمک پنج پنج‌ریالی پنج‌شنبه پهلوی پوست پوستی پوش پوشاندن پوشش پوشن پوشیده پول پول، پوچ پوچ، پى‌انداز پیاز پیر پیران پیراهن پیراهنی پیشانی پیشاپیش پیشباز پیشینیان، پیوسته چادر چارشنبه چارق چاقو چانه چاک چای، چراکه چرخ چرم چرگات چسبان چسبیده چشم چله چلواری چند چنه چه چهار چهارراههای چهارسوها چهارشنبه چهلم چون چیتهای چیخماق چیدن چیز چیستان چین چینهای کار کارنکرده کارهایی کالاجوش کاملاً کانون کباب کبیر کت کتی کجاآمده کدام کدورت کرباس کردن کرده کرده‌اند کرسی کرمان کرپیجینن کریم کسانی کسب کشف کشمش کشمش، کشمیری کشور کشورمان کشک کشک، کف کفش کفشها کفشهای کلاس‌های کلام کلاه کلاهها کلاه‌نمدی کلم کله کله‌پاچه‌ای کله‌گنجشکی کلى کلی کم کمد، کمر کمی کم‌درآمد کم‌کم کنار کنارآتش کنارش کند کندن کنند کنند در کنند، که کهن که‌از که‌با که‌در کوبیده کوتاه کوتاهتر کوتاهی کودری کودکان کوردی کوزه کوفته کونیک کوه کوچک کوچکترها کوچکی کوینک کوینگ کوینگ» کیسه کیسه‌سی کیسه‌ها کیمیندی گاهی گاو گاومیش گاومیش‌ گذاشته گذشت گذشتگان گرامی گرداندن گردانده، گردن گردنبند گردو گردو، گردید گرفتاری‌ها گرفتن گرفته گرم گرما گرمازدگی گرمی گروه، گسترده گشاد گفت گفته گل گلدوزی گوئى گوسفند گوشت گوشه‌ گون گوناگون گوید گویند گیر گیلان یا یاتی یادگار یافت یافته یعنی یقه یلدا یلدا، یلدای یوقوشا یومن یومیه یک یکدیگر یکنوع یکى یکی یکی‌از یک‌دست ‌( ‌از ‌این ‌بر – ” ”صلاح‌ ”قره ‪

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “آداب و رسوم مردم زنجان”

    دیدگاه ها بسته شده اند.