حدیث فولادوند

حدیث فولادوند

مجموعه: اختصاصی, بازیگران
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • حدیث فولادوند
  •  

    حدیث فولادوند

    حدیث فولادوند

     

    نام اصلی : حدیث فولادوند
    زمینه فعالیت :  بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر
    تولد : ۲۰ دی ۱۳۵۶
    محل تولد : شیراز
    محل زندگی: تهران
    پیشه : بازیگری
    سال‌های فعالیت : از ۱۳۷۸ تاکنون
    همسر  : رامبد شکرابی
    مدرک تحصیلی : کاردانی معماری

     

    بیوگرافی حدیث فولادوند

     

    بیوگرافی حدیث فولادوند

     

    حدیث فولادوند (متولد ۲۰ دی ۱۳۵۶ در شیراز) بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر ایران است.

    زندگی هنری حدیث فولادوند
    حدیث فولادوند فعالیت هنری را از کودکی آغاز کرد، در دوازده سالگی زیر نظر گلاب آدینه آموزش دید و در نمایش «گل‌های دوستی» روی صحنه رفت. وی برای اولین بار نقش کوتاهی را در فیلم دست‌های آلوده به کارگردانی سیروس الوند بازی کرد و بدین ترتیب اولین حضورش را در سینما در سال ۱۳۷۸ اعلام نمود. او که پس از گرایش به هنرهای مختلف از جمله موسیقی و نقاشی اکنون خود را در بازیگری موفق می‌دید یک سال بعد از اولین تجربه خود، در فیلم سینمایی مارال به کارگردانی مهدی صباغ‌زاده هنرنمایی کرد.

    همچنین درخشش فولادوند در تلویزیون با بازی در سریال تلویزیونی سریال گمگشته آغاز شد. او هم‌چنین در مجموعه‌های تلویزیونی سال‌های خاکستری، دیوار شیشه‌ای، معصومیت از دست رفته بازی کرده‌است. وی علاوه بر آن در نمایش مده آ نیز نقش‌آفرینی نموده‌است. حدیث فولادوند در سال ۱۳۸۹ به ازدواج رامبد شکرابی درآمد.

    در حال حاضر حدیث فولادوند و همسرش رامبد شکرابی در شمال ایران و در شهر ساری زندگی می‌کنند. آنها یک بوتیک لباس‌های مجلسی زنانه هم در این شهر دارند.

    حدیث فولادوند تا کنون بازی‌های قابل قبولی ارائه داده و باعث مطرح شدن وی بین مخاطبان تلویزیون و سینما شده‌است. فولادوند در اوایل بازیگری در سینما بیشتر در ژانرهای درام، جدی و اجتماعی ظاهر می‌شد و داشت به ستارهٔ آن روزها تبدیل می‌شد. با اکران فیلمهای غزل، همکلاس، رز زرد و کما، بر سر زبان‌ها افتاد. اما با بازی در فیلم شاخه گلی برای عروس مسیر بازیگری را تغییر داد و در فیلمهای کمدی دیگری مثل کلاهی برای باران، چشمک، افراطی‌ها، داماد خجالتی، دزدان خیابان جردن حضور پیدا کرد. گویا خودش عرصه طنز را ترجیح داد. اما در تلویزیون روند گذشته را ادامه داد و در فیلمهای تلویزیونی و تله فیلم‌های زیادی که مظمون اجتماعی داشتند ایفای نقش کرد. فولادوند در آثار داود میرباقری همیشه خوش درخشید. اولین همکاری‌اش با میرباقری در مسافر ری بود. نقش کوتاهی را داشت. در نقش دختری به نام ستاره بود. در سریال معصومیت ازدست‌رفته و با بازی در نقش رباب که نقش‌های اصلی و محوری سریال بود، بار دیگر در تلویزیون درخشید. بازی روان و باورپذیری در این سریال داشت که در ذهن مخاطبان خواد ماند. در پروژه مختارنامه هم با بازی در نقش راحله همسر ابراهیم ابن مالک اشتر نخعی، بار دیگر جلوی دوربین میرباقری رفت. وی هم اکنون در فیلم جدیدش «تتل و راز صندوقچه» بازی می‌کند که عکسهای منتشرشده از گریم عجیبش در این فیلم گواه این است که فیلم در ژانر کودک می‌باشد.

    حدیث فولادوند و رامبد شکرآبی در بسیاری از فیلمها مشترک هستند و همبازی بودند. ازدواج این زوج هنری، در فضای مجازی و اینترنت، خبرساز شد و در بسیاری از سایت‌ها و وبلاگ‌ها از ازدواج ناگهانی این دو بازیگر مطرح حرف زده می‌شد. فولادوند فیلم دزدان خیابان جردن را در نوبت اکران دارد که بزودی اکران می‌شود.

    —– —– —– —– —– —– —– —– —– —–

    از صفحات دیگر نیز بازدید فرمائید : استخاره

    —– —– —– —– —– —– —– —– —– —–

    برخی بازی فولادوند در فیلم هدف اصلی را ضعیف میدانند و از او انتقاد کردند. در کل فیلم هدف اصلی نتوانست مخاطبان را راضی نگهدارد و ضعیفی فقط به بازی بازیگران نبود. بلکه فیلمنامه و کارگردانی هم به این امر مربوط می‌شد.

    قسمتی ار گفتگو با حدیث فولادوند و همسرش رامبد رامبد شکرابی

    آقای شکرآبی! حدیث فولادوند چه ویژگی‌هایی داشت که او را به عنوان شریک زندگی‌تان انتخاب کردید؟

    همان‌طور که حدیث گفت عشق و علاقه‌ای که بین ما وجود داشت و شناختی که از یکدیگر به دست آورده بودیم باعث شد به انتخاب یکدیگر پاسخ مثبت بدهیم. البته بعد از داستان عشق و علاقه به تفاهم اخلاقی رسیدیم و فهمیدیم که می‌توانیم با هم زیر یک سقف زندگی کنیم و مشکلات را با یکدیگر حل و فصل کنیم. همه این نکات باعث ازدواج من و حدیث شد.

    به نظر شما حدیث فولادوند همسر آرام و صبوری است؟
    بله. صددرصد همین‌طور است. بالاخره زندگی با رامبد شکرآبی صبوری بسیاری می‌خواهد [می‌خندد]. من مجموعه‌ای از صفات خوب را در حدیث دیدم. صفاتی که مکمل شخصیت من خواهد بود. اگرچه نمی‌توان هر خصوصیت اخلاقی را تک‌به‌تک توضیح داد، اما در کلیت من و حدیث کامل‌کننده یکدیگر هستیم، اما بیشتر از همه اینها صبر و صداقت حدیث دوست‌داشتنی است.

    فولادوند: البته من کلا شخصیت آرامی دارم، اما بعضی وقت‌ها به‌شدت شیطنت‌هایم اوج می‌گیرد و مدام حرف می‌زنم.

    وقتی از خانواده بازیگران در مورد مشکلات و دغدغه‌های زندگی‌شان می‌پرسیم آنها رضایت کاملی از وضعیت زندگی خود ندارند، حالا شما که هر دو در این عرصه فعال هستید چقدر با این مشکلات دست ‌و‌‌ پنجه نرم می‌کنید؟
    فولادوند: چون من و رامبد همکار هستیم فشار‌های کاری یکدیگر را به ‌خوبی درک می‌کنیم. برخی اوقات رامبد فیلمنامه‌ای را می‌خواند و آن را دوست ندارد و دچار چالش می‌شود یا سر کار از چیزی ناراحت می‌شود. من هم دقیقا چون این احساسات را تجربه کرده‌ام، می‌دانم که او چه می‌گوید و کاملا او را درک می‌کنم. در ابتدا سعی می‌کنم او را آرام کنم، چون طبق شناختی که از او دارم می‌دانم که باید اول از همه آرامش داشته باشد تا بتواند براحتی و درست تصمیم بگیرد.

    شکرآبی: بله چون هیچ آدمی نمی‌تواند در عصبانیت تصمیم بگیرد. به نظر من مهم‌ترین اتفاق در ازدواج ما تفاهم بوده است. چون هر دو در یک حرفه فعالیت می‌کنیم براحتی مشکلات کاری یکدیگر را درک می‌کنیم؛ در صورتی که اگر یکی از ما در این حرفه فعالیت نداشت، شاید قدری این درک کردن سخت‌تر می‌شد، اما در حال حاضر هر دو ما با این روند کار آشنایی کامل داریم و فکر می‌کنم در زندگی مشترک این امر بسیار مهم است؛ چراکه شاید به خاطر این کار شب‌ها دیر به منزل بروم یا در شهرستان بازی داشته باشم و مسائلی از این قبیل… .

    چرا شما را بیشتر در نقش‌های منفی یا در نقش یک فرد ناامید و مایوس می‌بینیم؟
    شکرآبی: البته من هم در نقش‌های مثبت و هم منفی کار کرده‌ام، اما اصولا نقش‌هایی که به من پیشنهاد شده و من بیشتر با آنها ارتباط برقرار کرده‌ام و از آنها خوشم آمده آدم‌های خوبی بوده‌اند که مورد ظلم قرار گرفته‌اند و عصیان کرده‌اند و به جایی رسیده‌اند که باید فریاد بزنند و حقشان را به روش خود ـ که اشتباه است ـ بگیرند.

    فولادوند: البته نقش‌های منفی‌ای داشته که بعدا متنبه شده و در آخر آدم خوبی شده است.

    شکرآبی: البته مردم هم در پذیرش و درک هر شخصیتی از بازیگر بسیار فهیم برخورد می‌کنند و متوجه هستند که نقش یک بازیگر متعلق به خود بازیگر نیست.

    احساس شما بعد از ازدواج از این که همسرتان در کاری با شما همبازی است، چیست.
    فولادوند: البته در نوع بازی و حسی که من در نقش دارم نمی‌توان گفت تاثیر دارد، اما وقتی فکر می‌کنم که همسرم در محل کارم کنار من است، راحت‌تر بازی می‌کنم و احساس امنیت بسیاری دارم. به بیان دیگر می‌توان گفت هوایم را در محل کارم دارد و من این حالت را دوست دارم.

    تا به حال با یکدیگر دعوا هم کرده‌اید؟
    شکرآبی: نه به آن صورت. ممکن است بین ما اختلافی پیش بیاید و قطعا این اختلافات در میان اغلب زن ‌و ‌شوهرها وجود دارد؛ چون من تجربه ازدواج را فقط یک بار داشته‌ام [می‌خندد]. نمی‌خواهم خودمان را چشم بزنم یا از خودمان تعریف و تمجید کنم، اما مساله‌ای که وجود دارد و دوستان و نزدیکان می‌گویند این است که ازدواج ما را اتفاق خوبی می‌دانند. این را هم در نظر بگیرید که ما تازه اول راهیم. من دوستانی را می‌بینم که بعد از 20 سال زندگی مشترک از هم جدا شده‌اند.

    فولادوند: رامبد در همه حال سعی می‌کند رعایت مرا بکند و من هم تا جایی که امکان داشته باشد رعایت حال او را می‌کنم [می‌خندد]، اما اگر بخواهم جدی بگویم رامبد نیمه گمشده زندگی من بود که به او رسیدم.

    در منزل عصبانی هم می‌شوید؟
    شکرآبی: در منزل… .

    بگذارید خانم فولادوند بگوید.

    فولادوند: هیچ ‌وقت ندیده‌ام که رامبد خیلی عصبانی بشود. من دیر عصبانی می شوم اما اگر بشوم خیلی بد عصبانی می‌شوم.

    منتقد کارهای یکدیگر هم هستید؟
    فولادوند: بله بسیار.

    شکرآبی: زندگی حرفه‌ای ما از زندگی شخصی‌مان تفکیک شده است. در انتخاب کارهایمان از یکدیگر راهنمایی می‌گیریم و زور و اجبار در زندگی‌مان معنایی ندارد که اگر من شریک زندگی توام باید این کار را انجام دهی و یا من دلم نمی‌خواهد که چنین و چنان کنی… هیچ ‌وقت به این شکل نبوده است. ما در همه چیز شریک زندگی هم هستیم و این شریک بودن شناخت‌ ‌ما را نسبت به هم بیشتر می‌کند.

    پس تعریف شما از زندگی مشترک هم همین است.
    شکرآبی: بله. البته من به آرامش بعد از ازدواج هم خیلی اعتقاد دارم. خیلی‌ها به من گفتند که شیطنت‌هایت کم شده است. در حال حاضر آرام‌تر قدم برمی‌دارم تا قبل از ازدواج که به سرعت روی پنجه راه می‌رفتم. پس از ازدواج دیگر سر به هوا نیستم.

    فولادوند: من فکر می‌کنم اتفاق خوبی که بعد از ازدواج برایم افتاده این است که قبلا هر کاری که دوست داشتیم انجام می‌دادیم، اما الان اول فکر می‌کنیم بعد مشورت و بعد آن کاری را که دوست داریم انجام می‌دهیم؛ با این تفاوت که تفکری در پس این کار نهفته است. رامبد هم همیشه ارزیابی و تجربه‌های خودش را از کاری به من می‌گوید، اما در نهایت تشخیص آخر با خود من است.

    شکرآبی: به خاطر خیلی از مسائل. آب و هوای معتدل، عدم ترافیک، بهار زیبا، پاییز و زمستان بسیار خوب و… ما اهل شمال نیستیم، اما مردم آنجا نیز ما را به‌خوبی پذیرفته‌اند. از مزیت‌های دیگر این شهر مسیر بسیار نزدیک آن به تهران است.

    فیلم هایی که حدیث فولادوند در آنها به ایفای نقش پرداخته است

    فیلم سینمایی

     

    سال فیلم سینمایی کارگردان
    ۱۳۸۹ داماد خجالتی آرش معیریان
    ۱۳۸۹ دزدان خیابان جردن وحید اسلامی
    ۱۳۸۸ افراطی‌ها (فیلم) جهانگیر جهانگیری
    ۱۳۸۶ چشمک (فیلم) جهانگیر جهانگیری
    ۱۳۸۶ شب حورا شهاب ملت خواه
    ۱۳۸۵ کلاهی برای باران مسعود نوابی
    ۱۳۸۴ گاهی واقعی رامین لباسچی
    ۱۳۸۴ هدف اصلی قدرت‌الله صلح‌میرزایی
    ۱۳۸۳ شاخه گلی برای عروس قدرت‌الله صلح‌میرزایی
    ۱۳۸۲ آقا (فیلم) امید بهکار
    ۱۳۸۲ تب (فیلم) رضا کریمی
    ۱۳۸۲ فریاد در شب کریم رجبی
    ۱۳۸۲ کما (فیلم) آرش معیریان
    ۱۳۸۱ رز زرد (فیلم) داریوش فرهنگ
    ۱۳۸۰ هم کلاس (فیلم ۱۳۸۰) سعید خورشیدیان
    ۱۳۸۰ غزل (فیلم ۱۳۸۰) محمدرضا زهتابی
    ۱۳۷۹ مسافر ری سید داود میرباقری
    ۱۳۷۹ مارال (فیلم) مهدی صباغ‌زاده
    ۱۳۷۸ دست‌های آلوده (فیلم) سیروس الوند

       مجموعه تلویزیونی

    سال مجموعه تلویزیونی کارگردان
    ۱۳۹۲ معمای شاه محمدرضا ورزی
    ۱۳۸۵ مختارنامه (مجموعه تلویزیونی) داوود میرباقری
    ۱۳۸۴ گارد ساحلی (مجموعه تلویزیونی) محسن شاه‌محمدی
    ۱۳۸۳ شب عقرب مسعود آب پرور
    ۱۳۸۱ معصومیت از دست رفته داوود میرباقری
    ۱۳۸۰ گمگشته رامبد جوان
    ۱۳۸۰ دیوار شیشه‌ای
    ۱۳۷۸ سال‌های خاکستری  

    تله فیلم    

    سال تله فیلم کارگردان
    ۱۳۹۱ بازی سرنوشت سعید عباسی
    ۱۳۹۰ پسر آسمانی رضا قهرمانی
    ۱۳۸۹ تصادف ممنوع حجت ذیجودی
    ۱۳۸۸ خاطره مهدی برقعی
    ۱۳۸۸ انتظار حامد غلامی
    ۱۳۸۸ شمارش معکوس محسن ربیعی
    ۱۳۸۸ راه احمد رضائیان
    ۱۳۸۸ کارد و پنیر محمود معظمی
    ۱۳۸۸ ماهرخ حمیدرضا حافظی
    ۱۳۸۸ غریبه‌ای در شهر جهانگیر جهانگیری
    ۱۳۸۷ ساعت سوخته مجتبی اسدی‌پور
    ۱۳۸۶ بوی گندم
    ۱۳۸۶ حنابندان قدرت‌الله صلح‌میرزایی
    ۱۳۸۶ میراث (فیلم ۱۳۸۶) حسین زینعلی
    ۱۳۸۶ بازگشت علی غفاری
    ۱۳۸۶ بن‌بست رضا شالچی
    ۱۳۸۶ جستجو علی درخشی
    ۱۳۸۶ گوشه نشینان سیروس مقدم
    ۱۳۸۵ عطر نفت علی بیابانی
    ۱۳۸۵ سایه‌های سرد مرتضی افضلی
    ۱۳۸۵ بوی گل سربی مهدی علمی‌نیا
    ۱۳۸۵ مسلخ عشق محمد نصیری
    ۱۳۸۴ عروس کوهستان یوسف سیدمهدوی
    ۱۳۸۰ ستاره خاموش محسن شاه محمدی

    —– —– —– —– —– —– —– —– —– —–

    از صفحات دیگر نیز بازدید فرمائید : هواشناسی

    —– —– —– —– —– —– —– —– —– —–

     

    عکس حدیث فولادوند

     

    عکس حدیث فولادوند

    همسر حدیث فولادوند

     

     

    همسر حدیث فولادوند

     

    کلمات کلیدی : سال تله سال فیلم سال مجموعه از برخی بگذارید چرا محل (فیلم (فیلم) (فیلم) آرش (فیلم) جهانگیر (فیلم) داریوش (فیلم) سیروس (فیلم) مهدی (متولد (مجموعه ) ) محمدرضا [می‌خندد] [می‌خندد]،   «تتل «گل‌های آ آب آثار آخر آدم آدمی آدم‌های آدینه آرام آرامش آرامی آرام‌تر آسمانی آشنایی آغاز آلوده آمده آموزش آن آنجا آنها آورده ابتدا ابراهیم ابن اتفاق اجبار اجتماعی احساس احساسات احمد اختلافات اختلافی اخلاقی ادامه ار ارائه ارتباط ارزیابی از ازدست‌رفته ازدواج است است زندگی است شکرآبی است فولادوند است فیلم است شکرآبی است، است؛ است؟ بله استخاره اسدی‌پور بوی اسلامی افراطی‌ها اشتباه اشتر اصلی اصلی قدرت‌الله اصولا اعتقاد اعلام اغلب افتاد افتاده افراطی‌ها، افضلی الان البته الوند الوند    اما امر امنیت امکان امید انتخاب انتقاد انجام اهل او اوایل اوج اوقات اول اولین اکران اکنون اگر اگرچه ایران ایفای این اینترنت، اینها با بار باران مسعود باران، بازدید بازگشت علی بازی بازیگر بازیگران بازیگری بازیگری سال‌های بازی‌های باشد باشم باعث بالاخره باورپذیری باید بتواند بخواهم بد بدهیم بدین بر براحتی برای برایم برخورد برخی برقرار برقعی انتظار برمی‌دارم بروم بزنم بزنند بزودی بسیار بسیار شکرآبی بسیاری بشود بشوم بعد بعدا بعضی بله بلکه به بهار بهکار تب به‌خوبی به‌شدت بوتیک بود بود، بودن بودند بوده بوده‌اند بودیم بوی بکند بگوید فولادوند بگویم بگیرد بگیرد شکرآبی بگیرند فولادوند بگیرید بیابانی بیان بیاید بیشتر بین بیوگرافی تئاتر تئاتر تولد تا تاثیر تازه تاکنون همسر  تبدیل تجربه تجربه‌های تحصیلی ترافیک، ترتیب ترجیح تشخیص تصادف تصمیم تعریف تغییر تفاهم تفاوت تفکری تفکیک تله تلویزیون تلویزیونی تلویزیونی تلویزیونی کارگردان معمای تلویزیونی) تلویزیونی) محسن تمجید تهران تهران پیشه توام توضیح تولد تک‌به‌تک جایی جدا جدی جدیدش جردن جردن جستجو علی جلوی جمله جهانگیری جهانگیری شب جهانگیری چشمک جوان دیوار حاضر حافظی حال حالا حالت حامد حجت حدیث حرف حرفه حرفه‌ای حسی حسین حضور حضورش حقشان حل حمیدرضا حورا خاطر خاطره خاموش خانم خانواده خاکستری   خاکستری، خبرساز خجالتی آرش خجالتی، خصوصیت خواد خواه کلاهی خواهد خوب خوبی خود خود، خودش خودمان خورشیدیان غزل خوش خوشم خیابان خیلی خیلی‌ها داد داد، داده دارد دارد، دارد؛ دارم دارم تا دارم، دارند حدیث داریم داستان داشت داشتند داشته داشته‌ام داشتیم داماد داود داوود دختری در درآمد در درام، درخشش درخشی درخشید درست درک دزدان دست دست‌های دعوا دغدغه‌های دقیقا دلم دهی دو دوازده دوربین دوست دوستان دوستانی دوستی» دوست‌داشتنی دچار دی دید دیدم دیر دیوار دیگر دیگری ذهن ذیجودی را راحت‌تر راحله راز راضی رامبد رامین راه راهنمایی راهیم رباب ربیعی راه رجبی کما رز رسیدم در رسیده‌اند رسیدیم رضا رضائیان رضایت رعایت رفت رفته رفته روان روزها روش روند روی ری ری زبان‌ها زده زرد زمستان زن زنانه زندگی زندگی‌تان زندگی‌شان زندگی‌مان زهتابی مسافر زوج زور زیادی زیبا، زیر زینعلی ساحلی ساری ساعت سال سالگی سال‌های سایت‌ها سایه‌های ستاره ستارهٔ سخت‌تر سر سربی سرد سرعت سرنوشت سریال سعی سعید سقف سوخته سید سیدمهدوی سیروس سینما سینما، سینمایی سینمایی سینمایی کارگردان داماد شاخه شالچی شاه شاه محمدرضا شاه‌محمدی شاید شب شب شب‌ها شخصیت شخصیتی شخصی‌مان شد شد به شدن شده شده‌است شده‌اند فولادوند شریک شما شمال شناختی شناخت‌ شهاب شهر شهر جهانگیر شهرستان شوم شکرآبی شکرابی شکرابی آقای شکرابی مدرک شکل شیراز محل شیراز) شیشه‌ای سال‌های شیشه‌ای، شیطنت‌هایت شیطنت‌هایم صباغ‌زاده صباغ‌زاده دست‌های صبر صبوری صحنه صداقت صددرصد صفات صفاتی صفحات صلح‌میرزایی آقا صلح‌میرزایی شاخه صلح‌میرزایی میراث صندوقچه» صورت صورتی ضعیف ضعیفی طبق طنز ظاهر ظلم عباسی عجیبش عدم عرصه عروس عروس قدرت‌الله عشق عشق محمد عصبانی عصبانیت عصیان عطر عقرب علاقه علاقه‌ای علاوه علمی‌نیا علی عنوان عکس عکسهای غریبه‌ای غزل، غفاری بن‌بست غلامی شمارش ـ فرد فرمائید فرهنگ فریاد فشار‌های فصل فضای فعال فعالیت فقط فهمیدیم فهیم فولادوند فولادوند فولادوند فولادوند حدیث فولادوند نام فولادوند حدیث فولادوند زمینه فکر فیلم فیلم کارگردان بازی فیلم     فیلمنامه فیلمنامه‌ای فیلمها فیلمهای فیلم‌های قابل قبل قبلا قبولی قبیل قدری قدم قرار قطعا قهرمانی لباسچی هدف لباس‌های ما مارال مالک ماند ماهرخ مایوس متعلق متنبه متوجه مثبت مثل مجازی مجتبی مجلسی مجموعه مجموعه‌ای مجموعه‌های محسن محل محمدی محمود محوری مخاطبان مختارنامه مختلف مدام مده مرا مربوط مرتضی مردم مزیت‌های مسائل مسائلی مسافر مساله‌ای مسعود مسلخ مسیر مشترک مشورت مشکلات مطرح مظمون معتدل، معصومیت معظمی معماری معنایی معکوس معیریان دزدان معیریان رز مقدم ملت ممنوع ممکن من منتشرشده منزل منفی منفی‌ای مهدی مهم مهم‌ترین مورد موسیقی موفق مکمل می میان میدانند میرباقری میرباقری میرباقری مارال میرباقری گارد می‌باشد حدیث می‌بینم می‌بینیم؟ شکرآبی می‌توان می‌توانیم می‌خواند می‌خواهد می‌دادیم، می‌دانم می‌دانند می‌دهیم؛ می‌دید می‌رفتم می‌زنم وقتی می‌شد می‌شد قسمتی می‌شد، می‌شود می‌شود می‌شوم منتقد می‌شوید؟ شکرآبی می‌پرسیم می‌کند می‌کند پس می‌کنم می‌کنند می‌کنید؟ فولادوند می‌کنیم می‌کنیم؛ می‌گوید می‌گوید، می‌گویند می‌گیرد می‌گیریم ناامید ناراحت نام ناگهانی نبود نبوده نتوانست نخعی، ندارد ندارند، نداشت، ندیده‌ام نرم نزدیک نزدیکان نسبت نشینان سیروس نصیری عروس نظر نفت نقاشی نقش نقش‌آفرینی نقش‌های نقش‌هایی نمایش نمود نموده‌است نمی‌توان نمی‌تواند نمی‌خواهد نمی‌خواهم نه نهایت نهفته نوابی گاهی نوبت نوع نکات نگهدارد نیز نیست احساس نیستم فولادوند نیستیم، نیمه هایی هدف هر هستند هستید هستید؟ فولادوند هستیم هستیم، هم همبازی همسر همسرتان همسرش همسرم همه همکار همکاری‌اش همکلاس، همیشه همین همین‌طور هم‌چنین هنرنمایی هنرهای هنری هنری، هوا هواشناسی هوای هوایم هیچ و واقعی وبلاگ‌ها وجود وحید ورزی مختارنامه وضعیت وقتی وقت‌ها وی ویژگی‌هایی پاسخ پاییز پذیرش پذیرفته‌اند پرداخته پرور معصومیت پروژه پس پسر پنجه پنیر پیدا پیش پیشنهاد چالش چراکه چشم چشمک، چقدر چنان چنین چه چون چیز چیزی چیست فولادوند ژانر ژانرهای کار کارد کاردانی کارم کارهای کارهایمان کارگردانی کاری کامل کاملا کاملی کامل‌کننده کرد کرد همچنین کرد، کردن کردند کرده‌است کرده‌ام کرده‌ام، کرده‌اند کرده‌اید؟ شکرآبی کردید؟ همان‌طور کریم کریمی فریاد کل کلا کلاس کلاهی کلیت کم کما، کمدی کنار کنم، کنون کنی کنیم که کوتاهی کودک کودکی کوهستان گذشته گرایش گرفته‌اند گریم گفت گفتند گفتگو گل گلاب گلی گمشده گمگشته گمگشته رامبد گندم حنابندان قدرت‌الله گواه گوشه گویا یا یوسف یک یکدیگر یکی ‌خوبی ‌شوهرها ‌ما ‌و ‌وقت ‌و‌‌

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “حدیث فولادوند”

    دیدگاه ها بسته شده اند.