امام حسین

مجموعه: دینی و مذهبی

امام حسین

 

 

امام حسین

 

یکی از نکات قابل تاملی کــه در عزاداری اباعبدالله الحسین (ع) در کشور بــه چشم می‌خورد؛ ایــن اســت کــه هیات‌های مذهبی هنوز عاشورا آغاز نشده بــه عزاداری می‌پردازند؛ امــا بعد از عاشورا کــه امام حسین(ع) بــه شهادت می‌رسد و اصحاب و یاران حضرت بــه اسارت می‌روند؛ هیات‌ها جمع می‌شوند کــه ایــن امر خود جای بسی تامل دارد.

به گزارش ایسنا؛ غم و مصیبت اهل بیت (ع) از همان آغازین روزهای ماه محرم آغاز می‌شود و از دوم ایــن ماه کــه کاروان امام حسین (ع) بــه صحرای کربلا می‌رسد؛ ایــن حزن  و زاری دو چندان می‌شود.

اما درباره عزاداری‌هایی کــه در جامعه برگزار می‌شود و هــمــه آن از رویِ ارادت بــه سیدِ و سالار شهیدان است؛ بــایــد بــه نکاتی توجه کنیم؛ از جمله اینکه چرا بعد از روز عاشورا؛ مراسم‌های عزاداری هم برچیده می‌شوند و دیگر خبری از خمیه‌های عزا نیست؟ درحالیکه در ایــن روز تازه امام حسین (ع) و یارانش بــه شهادت رسیده و اهل یت ایشان بــه اسارت درمی‌آیند.

به نظر بــایــد ایــن امر در جامعه ترویج پیدا کــنــد کــه محرم و عزاداری اباعبدالله فــقــط بــه ۱۰ روز ابتدایی ایــن ماه محدود نشود.

«حجت‌الاسلام والمسلمین بهرام دلیر»؛ مدرس فلسفه عالی و عرفان حوزه علمیه قم در این‌باره بــا اشاره بــه اینکه محرم در واقع نماد عزاداری یک ملت محسوب می‌شود؛ اظهار کرد: در رابطه بــا ایــن نماد عزاداری بحث‌هایی وجود دارد کــه گاهی تحریف‌هایی در آن‌ها رخ داده و در طول زمان معاصر محور بحث‌های اباعبدالله و محرم متأسفانه بــه دست کسانی افتاده اســت کــه فــقــط از دار دنیا یک سرمایه حنجره دارند و معرفت و عرفانی در نهاد برخی از آن‌ها وجود ندارد و گاهی بی‌ادبی‌ها و بی‌اخلاقی‌هایی از آن‌ها سر می‌زند کــه قطعا امام حسین (ع) نــیــز از ایــن رفتار راضی نیست.

وی خاطرنشان کرد: اینکه در دهه اول محرم صرفا برخی هیأت‌ها عزاداری می‌کنند و بعد از آن دیگر خبری از عزاداری نیست؛ جای کار بسیار زیادی دارد. امام حسین (ع) در روز عاشورا شهید می‌شود و عزاداری اصلی از همان روز تــا دهه آخر صفر کــه اربعین اســت بــایــد برگزار شود؛ ولــی می‌بینیم کــه امام حسین (ع) هنوز شهید نشده اســت مردم عزاداری و سیاه پوشان را آغاز می‌کنند و کلا در روز عاشورا مراسم تمام می‌شود.

این مدرس فلسفه عالی و عرفان حوزه علمیه قم تصریح کرد:‌ ما پــس از برگزاری هــر دوره عزاداری بــایــد بــه حقیقت و معنای واقعی کربلا پی ببریم؛ امــا متأسفانه ایــن امر در جامعه ما وجود ندارد. یکی از زوایای برجسته عاشورا بردباری و صبوری اســت کــه در بین اهل بیت (ع) شاهد آن هستیم؛ امــا آیا در عزاداری‌های ما نــیــز ایــن سبک‌ها در بین مردم ترویج پیدا می‌کند و آیا سبک زندگی اجتماعی ما از محرم سال گذشته نسبت بــه امسال تغییراتی داشته است؟

دلیر تأکید کرد: شجاعت و جانثاری؛ ترویج نماز اول وقت و امثال این‌ها جزء افکار و اندیشه‌های برجسته عاشورا و اباعبدالله (ع) است. متأسفانه در برخی مواقع می‌بینیم کــه محرم در بین ما بــه سمت دیگری می‌رود؛ در حالیکه اهداف اباعبدالله (ع) بــه سمت دیگری. محرم مجموعه‌ای از باورهاست کــه نمونه ایــن باور را در شب عاشورا می‌بینیم. ما بــایــد این‌ها را تجزیه و تحلیل کنیم تــا محرم سال آینده کــه می‌آید؛ اندیشه‌محوری در جامعه ما در رأس امور باشد نه مداح محوری.

وی یادآور شد: زمانی کــه محرم را بــه مداحی و فــقــط صدا سپردیم؛ دیگر نمی‌توانیم افکار اباعبدالله (ع) را در جامعه پیاده کنیم. برخی در بین ایــن عزیزان هستند کــه سواد دارند؛ امــا اغلب‌شان معرفت چندانی نسبت بــه قیام عاشورا ندارند. مجددا تأکید می‌کنم کــه دهه محرم از عاشورا شروع می‌شود. یکی از مواردی کــه بــایــد بــه آن در عزاداری‌ها پرداخت همین امر اســت کــه هیات‌ها فقط  ۱۰ روز اول عزاداری می‌کنند.

سابقه تاریخی عزاداری در دهه اول ماه محرم

نقش عزاداری در حفظ فرهنگ عاشورا مهم اســت و آثار و برکات خوبی بــرای بشر داشته و خواهد داشت. افزون بر این؛ کاروان امام حسین (ع) روز دوم محرّم سال ۶۱ هجری وارد کربلا شد؛ پــس از آن سپاه کوفیان بــه تدریج وارد شدند و عزا و مصیبت خاندان اهل بیت(ع) از همان زمان آغاز شد. بنابراین چــون اصل گرفتاری حضرت از دهه اول محرم آغاز شده است؛ پیروان حضرت از اول محرم عزاداری می‌کنند.

عزاداری از ابتدای محرم سابقه تاریخی دارد. آغاز عزاداری در دهه اول محرم آن هم بــه صورت فراگیر همانند عزاداری امروزه را می‌توان از عصر معزالدوله دیلمی از سلسله آل بویه دانست. (۱)

معزالدّوله اولین کسی اســت کــه فرمان داد مردم شیعه بغداد در دهه اول محرم بــرای حضرت امام حسین (ع) سیاه بپوشند و بازار را سیاهپوش کـنـنـد و در روز عاشورا دکان‌ها را ببندند و از طباخی جلوگیری کـنـنـد و تعطیل عمومی اعلام کنند. ایــن مراسم در تمام کشورهای اسلامی از جمله ایران تــا اوایل سلطنت سلجوقیان معمول بود کــه تــا بــه امروز ادامه دارد. (۲)

——————————————
منبع:

۱.مرتضی مطهری؛ مجموعه آثار؛ ج ۱۷؛ ص ۹۴

۲.جواد محدّثی؛ فرهنگ عاشورا؛ ص ۳۱۳

 

زندگینامه امام حسین

 

زندگینامه امام حسین

 

دومین فرزند برومند حضرت علی و(1) در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت فاطمه ؛ کــه درود خدا بر ایشان باد؛ در خانه وحی و ولایت چشم بــه جهان گشود.
چون خبر ولادتش بــه پیامبر گرامی اسلام (ص ) رسید؛ بــه خانه حضرت علی (ع ) و فاطمه را فرمود تــا کودکش را بیاورد. اسما او را در پارچه ای سپید (2) (س ) آمد و اسما پیچید و خدمت رسول اکرم (ص ) برد؛ آن گرامی بــه گوش راست او اذان و بــه گوش چپ (3) او اقامه گــفــت ... بــه روزهای اول یــا هفتمین روز ولادت بــا سعادتش ؛ امین وحی الهی ؛ جبرئیل ؛ فرود آمد و گــفــت : سلام خداوند بر تو باد ای رسول خدا؛ ایــن نوزاد را بــه نام پسر کوچک هارون (شبیر) چــون علی بــرای تو بسان هارون (5) کــه بــه عربی (حسین ) خوانده می شــود نام بگذار. (4)برای موسی بن عمران اســت ؛ جز آن کــه تو خاتم پیغمبران هستی .
و بــه ایــن ترتیب نام پرعظمت “حسین ” از جانب پروردگار؛ بــرای دومین فرزند فاطمه (س ) انتخاب شد. بــه روز هفتم ولادتش ؛ فاطمه زهرا کــه سلام خداوند بر او باد؛ گوسفندی را بــرای کشت ؛ و سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موی سر او (6) فرزندش بــه عــنــوان عقیقه (7) نقره صدقه داد.

حسین (ع ) و پیامبر (ص )
از ولادت حسین بن علی (ع ) کــه در سال چهارم هجرت بود تــا رحلت رسول الله (ص ) کــه شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد؛ مردم از اظهار محبت و لطفی کــه پیامبر راستین اسلام (ص ) درباره حسین (ع ) ابراز می داشت ؛ بــه بزرگواری و مقام شامخ پیشوای سوم آگاه شدند. سلمان فارسی می گوید: دیدم کــه رسول خدا (ص ) حسین (ع ) را بر زانوی خویش نهاده او را می بوسید و می فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانی ؛ تو امام و پسر امام و پدر امامان هستی ؛ تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهای خدایی کــه نه نفرند و خاتم ایشان ؛ (8) قائم ایشان (امام زمان “عج “) می باشد.
انس بن مالک روایت می کند: وقتی از پیامبر پرسیدند کدام یک از اهل بیت خود را بیشتر دوست می داری ؛ فرمود:
بارها رسول گرامی حسن (ع ) و حسین (ع ) را بــه سینه می فشرد و (9) حسن و حسین را؛ (10) آنان را می بویید و می بوسید. ابوهریره کــه از مزدوران معاویه و از دشمنان خاندان امامت اســت ؛ در عین حال اعتراف می کــنــد کــه : “رسول اکرم را دیدم کــه حسن و حسین را بر شانه های خویش نشانده بود و بــه ســوی ما می آمد؛ وقتی بــه ما رسید فرمود هــر کس ایــن دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست (11) داشته ؛ و هــر کــه بــا آنان دشمنی ورزد بــا من دشمنی نموده اســت .
عالی ترین ؛ صمیمی ترین و گویاترین رابطه معنوی و ملکوتی بین پیامبر و حسین را می توان در ایــن جمله رسول گرامی اسلام (ص ) خواند کــه فرمود: “حسین از من و من از (12) حسینم

حسین (ع ) بــا پدر
شش سال از عمرش بــا پیامبر بزرگوار سپری شد؛ و آن گاه کــه رسول خدا (ص ) چشم ازجهان فروبست و بــه لقای پروردگار شتافت ؛ مدت سی سال بــا پدر زیست ... پدری کــه جز بــه انصاف حکم نکرد؛ و جز بــه طهارت و بندگی نگذرانید؛ جز خدا ندید و جز خدا نخواست و جز خدا نیافت ... پدری کــه در زمان حکومتش لحظه ای او را آرام نگذاشتند؛همچنان کــه بــه هنگام غصب خلافتش جز بــه آزارش برنخاستند. در تمام ایــن مدت ؛ بــا دل و جان از اوامر پدر اطاعت می کرد؛ و در چند سالی کــه حضرت علی (ع ) متصدی خلافت ظاهری شد؛ حضرت حسین (ع ) در راه پیشبرد اهداف اسلامی ؛ مانند یک سرباز فداکار همچون برادر بزرگوارش می کوشید؛ و در جنگهای “جمل “؛ “صفین ” و “نهروان ” شرکت و بــه ایــن ترتیب ؛ از پدرش امیرالمؤمنین (ع ) و دین خدا حمایت کــرد و (13) داشت ... حــتـی گاهی در حضور جمعیت بــه غاصبین خلافت اعتراض می کرد.
در زمان حکومت عمر؛ امام حسین (ع ) وارد مسجد شد؛ خلیفه دوم را بر منبر رسول الله (ص ) مشاهده کــرد کــه سخن می گــفــت ... بلادرنگ از منبر بالا رفت و فریاد زد: “از منبر (14) پدرم فرود آی ….

امام حسین (ع ) بــا برادر
پس از شهادت حضرت علی (ع )؛ بــه فرموده رسول خدا (ص ) و وصیت امیرالمؤمنین (ع )مامت و رهبری شیعیان بــه حسن بن علی (ع )؛ فرزند بزرگ امیرالمؤمنین (ع )؛ منتقل گشت و بر هــمــه مردم واجب و لازم آمد کــه بــه فرامین پیشوایشان امام حسن (ع ) گوش فرادارند. امام حسین (ع ) کــه دست پرورد وحی محمدی و ولایت علوی بود؛ همراه و همکار و همفکر برادرش بود. چنان کــه وقتی بنا بر مصالح اسلام و جامعه مسلمانان و بــه دستور خداوند بزرگ ؛ امام حسن (ع ) مجبور شــد کــه بــا معاویه صلح کــنــد و آن هــمــه ناراحتیها را تحمل نماید؛ امام حسین (ع ) شریک رنجهای برادر بود و چــون می دانست کــه ایــن صلح بــه صلاح اسلام و مسلمین معاویه ؛ در حضور امام حسن (ع ) وامام حسین (ع ) دهان آلوده اش را بــه بدگویی نسبت بــه امام حسن (ع ) و پدر بزرگوارشان امیرمؤمنان (ع ) گشود؛ امام حسین (ع ) بــه دفاع برخاست تــا سخن در گلوی معاویه بشکند و سزای ناهنجاریش را بــه کنارش بگذارد؛ ولــی امام حسن (ع ) او را بــه سکوت و خاموشی فراخواند؛ امام حسین (ع ) پذیرا شــد و بــه جایش بازگشت ؛ آن گاه امام حسن (ع ) خود بــه پاسخ معاویه (15) برآمد؛ و بــا بیانی رسا و کوبنده خاموشش ساخت .

امام حسین (ع ) در زمان معاویه
چون امام حسن (سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) از دنیا رحلت فرمود؛ بــه گفته رسول خدا (ص ) و امیرالمؤمنین (ع ) و وصیت حسن بن علی (ع ) امامت و رهبری شیعیان بــه امام حسین (ع ) منتقل شــد و از طرف خدا مأمور رهبری جامعه گردید. امام حسین (ع ) می دید کــه معاویه بــا اتکا بــه قدرت اسلام ؛ بر اریکه حکومت اسلام بــه ناحق تکیه زده ؛ سخت مشغول تخریب اساس جامعه اسلامی و قوانین خداوند اســت ؛ و از ایــن حکومت پوشالی مخرب بــه سختی رنج می برد؛ ولــی نمی توانست دستی فراز آورد و قدرتی فراهم کــنــد تــا او را از جایگاه حکومت اسلامی پایین بکشد؛ چـنـانـچه برادرش امام حسن (ع ) نــیــز وضعی مشابه او داشت .
امام حسین (ع ) می دانست اگــر تصمیمش را آشکار سازد و بــه سازندگی قدرت بپردازد؛ پیش از هــر جنبش و حرکت مفیدی بــه قتلش می رساند؛ ناچار دندان بر جگر نهاد و صبر را پیشه ساخت کــه اگــر برمی خاست ؛ پیش از اقدام بــه دسیسه کشته می شد؛ و از ایــن کشته شدن هیچ نتیجه ای گرفته نمی شد.
بنابراین تــا معاویه زنده بود؛ چــون برادر زیست و علم مخالفتهای بزرگ نیفراخت ؛ جز آن کــه گاهی محیط و حرکات و اعمال معاویه را بــه باد انتقاد می گرفت و مردم را بــه آینده نزدیک امیدوار می ساخت کــه اقدام مؤثری خواهد نمود. و در تمام طول مدتی کــه معاویه از مردم بــرای ولایت عهدی یزید؛ بیعت می گرفت ؛ حسین بــه شدت بــا او مخالفت کرد؛ و هرگز تن بــه بیعت یزید نداد و ولــی عهدی او را نپذیرفت و حــتـی گاهی (16) سخنانی تند بــه معاویه گــفــت و یــا نامه ای کوبنده بــرای او نوشت .
معاویه هم در بیعت گرفتن بــرای یزید؛ بــه او اصراری نکرد و امام (ع ) همچنین بود و ماند تــا معاویه درگذشت …

قیام حسینی
یزید پــس از معاویه بر تخت حکومت اسلامی تکیه زد و خود را امیرالمؤمنین خواند؛و بــرای ایــن کــه سلطنت ناحق و ستمگرانه اش را تثبیت کند؛ مصمم شــد بــرای نامداران و شخصیتهای اسلامی پیامی بفرستد و آنان را بــه بیعت بــا خویش بخواند. بــه همین منظور؛ نامه ای بــه حاکم مدینه نوشت و در آن یادآور شــد کــه بــرای من از حسین (ع ) بیعت بگیر و اگــر مخالفت نمود بقتلش برسان ... حاکم ایــن خبر را بــه امام حسین (ع ) رسانید و جواب مطالبه نمود. امام حسین (ع ) چنین فرمود:
“انا لله و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذا بلیت الامه براع مثل (17) یزید آن گاه کــه افرادی چــون یزید؛ (شراب خوار و قمارباز و بی ایمان و ناپاک کــه حــتـی ظاهر اسلام را هم مراعات نمی کند) بر مسند حکومت اسلامی بنشیند؛ بــایــد فاتحه اسلام را خواند. (زیرا ایــن گونه زمامدارها بــا نیروی اسلام و بــه نام اسلام ؛ اسلام را از بین می برند.)
امام حسین (ع ) می دانست اینک کــه حکومت یزید را بــه رسمیت نشناخته اســت ؛ اگــر در مدینه بماند بــه قتلش می رسانند؛ لذا بــه امر پروردگار؛ شبانه و مخفی از مدینه بــه ســوی مکه حرکت کرد. آمدن آن حضرت بــه مکه ؛ همراه بــا سرباز زدن او از بیعت یزید؛ در بین مردم مکه و مدینه انتشار یافت ؛ و ایــن خبر تــا بــه کوفه هم رسید. کوفیان از امام حسین (ع ) کــه در مکه بسر می برد دعوت کــردنــد تــا بــه ســوی آنان آید و زمامدار امورشان باشد. امام (ع ) مسلم بن عقیل ؛ پسر عموی خویش را بــه کوفه فرستاد تــا حرکت و واکنش اجتماع کوفی را از نزدیک ببیند و برایش بنویسد. مسلم بــه کوفه رسید و بــا استقبال گرم و بی سابقه ای روبرو شد؛ هزاران نفر بــه عــنــوان نایب امام (ع ) بــا او بیعت کردند؛ و مسلم هم نامه ای بــه امام حسین (ع ) نگاشت و حرکت فوری امام (ع ) را لازم گزارش داد.
هر چند امام حسین (ع ) کوفیان را بــه خوبی می شناخت ؛ و بی وفایی و بی دینی شان را در زمان حکومت پدر و برادر دیده بود و می دانست بــه گفته ها و بیعتشان بــا مسلم نمی توان اعتماد کرد؛ و لیکن بــرای اتمام حجت و اجرای اوامر پروردگار تصمیم گرفت کــه بــه ســوی کوفه حرکت کند.
با ایــن حال تــا هشتم ذی حجه ؛ یعنی روزی کــه هــمــه مردم مکه عازم رفتن بــه “منی ” بودند و هــر کس در راه مکه جا مانده بود بــا عجله تمام می خواست خود را بــه مکه (18) برساند؛ آن حضرت در مکه ماند و در چنین روزی بــا اهل بیت و یاران خود؛ از مکه بــه طرف عراق خارج شــد و بــا ایــن کار هم بــه وظیفه خویش عمل کــرد و هم بــه مسلمانان جهان فهماند کــه پسر پیغمبر امت ؛ یزید را بــه رسمیت نشناخته و بــا او بیعت نکرده ؛ بـلـکـه علیه او قیام کرده اســت .
یزید کــه حرکت مسلم را بــه ســوی کوفه دریافته و از بیعت کوفیان بــا او آگاه شده بود؛ ابن زیاد را (که از پلیدترین یاران یزید و از کثیفترین طرفداران حکومت بنی امیه بود) بــه کوفه فرستاد. ابن زیاد از ضعف ایمان و دورویی و ترس مردم کوفه استفاده نمود و بــا تهدید ارعاب ؛ آنان را از دور و بر مسلم پراکنده ساخت ؛ و مسلم بــه تنهایی بــا عمال ابن زیاد بــه نبرد پرداخت ؛ و پــس از جنگی دلاورانه و شگفت ؛ بــا شجاعت شهید شد.
(سلام خدا بر او باد). و ابن زیاد جامعه دورو و خیانتکار و بی ایمان کوفه را علیه امام حسین (ع ) برانگیخت ؛ و کار بــه جایی رسید کــه عده ای از همان کسانی کــه بــرای امام (ع ) دعوت نامه نوشته بودند؛ سلاح جنگ پوشیدند و منتظر ماندند تــا امام حسین (ع ) از راه برسد و بــه قتلش برسانند.
امام حسین (ع ) از همان شبی کــه از مدینه بیرون آمد؛ و در تمام مدتی کــه در مکه اقامت گزید؛ و در طول راه مکه بــه کربلا؛ تــا هنگام شهادت ؛ گاهی بــه اشاره ؛ گاهی بــه اعلان می داشت کــه : “مقصود من از حرکت ؛ رسوا ساختن حکومت ضد اسلامی یزید و صراحت ؛ برپاداشتن امر بــه معروف و نهی از منکر و ایستادگی در برابر ظلم و ستمگری اســت و جز حمایت قرآن و زنده داشتن دین محمدی هدفی ندارم .
و ایــن مأموریتی بود کــه خداوند بــه او واگذار نموده بود؛ حــتـی اگــر بــه کشته شدن خود و اصحاب و فرزندان و اسیری خانواده اش اتمام پذیرد. رسول گرامی (ص ) و امیرمؤمنان (ع) و حسن بن علی (ع ) پیشوایان پیشین اسلام ؛ شهادت امام حسین (ع ) را بارها بیان فرموده بودند. حــتـی در هنگام ولادت امام حسین (ع )؛ و خود امام حسین (ع ) بــه (19) رسول گرانمایه اسلام (ص ) شهادتش را تذکر داده بود.
علم امامت می دانست کــه آخر ایــن سفر بــه شهادتش می انجامد؛ ولــی او کسی نبود کــه در برابر دستور آسمانی و فرمان خدا بــرای جان خود ارزشی قائل باشد؛ یــا از اسارت خانواده اش واهمه ای بــه دل راه دهد. او آن کس بود کــه بلا را کرامت و شهادت را سعادت می پنداشت ... (سلام ابدی خدا بر او باد) .
خبر “شهادت حسین (ع ) در کربلا” بــه قدری در اجتماع اسلامی مورد گفتگو واقع شده بود کــه عامه مردم از پایان ایــن سفر مطلع بودند. چــون جسته و گریخته ؛ از رسول الله (ص ) و امیرالمؤمنین (ع ) و امام حسن بن علی (ع ) و دیگر بزرگان صدر اسلام شنیده بودند. بدینسان حرکت امام حسین (ع ) بــا آن درگیریها و ناراحتیها احتمال کشته شدنش را در اذهان عامه تشدید کرد. بویژه کــه خود در طول راه می فرمود: “من کان باذلا فینا مهجته (20) و موطنا علی لقاء الله نفسه فلیرحل معنا.
هر کس حاضر اســت در راه ما از جان خویش بگذرد و بــه ملاقات پروردگار بشتابد؛ همراه ما بیاید. و لذا در بعضی از دوستان ایــن توهم پیش آمد کــه حضرتش را از ایــن سفر منصرف سازند.
غافل از ایــن کــه فرزند علی بن ابی طالب (ع ) امام و جانشین پیامبر؛ و از دیگران بــه وظیفه خویش آگاهتر اســت و هرگز از آنچه خدا بر عهده او نهاده دست نخواهد کشید.
باری امام حسین (ع ) بــا هــمــه ایــن افکار و نظریه ها کــه اطرافش را گرفته بود بــه راه خویش ادامه داد؛ و کوچکترین خللی در تصمیمش راه نیافت .
سرانجام ؛ رفت ؛ و شهادت را دریافت ... نه خود تنها؛ بـلـکـه بــا اصحاب و فرزندان کــه هــر یک ستاره ای درخشان در افق اسلام بودند؛ رفتند و کشته شدند؛ و خونهایشان شنهای گرم دشت کربلا را لاله باران کــرد تــا جامعه مسلمانان بفهمد یزید (باقی مانده بسترهای گناه آلود خاندان امیه ) جانشین رسول خدا نـیـسـت ؛ و اساسا اسلام از بنی امیه و بنی امیه از اسلام جداست .
راستی هرگز اندیشیده اید اگــر شهادت جانگداز و حماسه آفرین حسین (ع ) بــه وقوع نمی پیوست و مردم یزید را خلیفه پیغمبر (ص ) می دانستند؛ و آن گاه اخبار دربار یزید و شهوترانیهای او و عمالش را می شنیدند؛ چقدر از اسلام متنفر می شدند؛ زیــرا اسلامی کــه خلیفه پیغمبرش یزید باشد؛ بــه راستی نــیــز تنفرآور اســت … و خاندان پاک حضرت امام حسین (ع ) نــیــز اسیر شدند تــا آخرین رسالت ایــن شهادت را بــه گوش مردم برسانند. و شنیدیم و خواندیم کــه در شهرها؛ در بازارها؛ در مسجدها؛ در بارگاه متعفن پسر زیاد و دربار نکبت بار یزید؛ هماره و هــمــه جا دهان گشودند و فریاد زدند؛ و پرده زیبای فریب را از چهره زشت و جنایتکار جیره خواران بنی امیه برداشتند و ثابت کــردنــد کــه یزید سگ باز وشرابخوار اســت ؛ هرگز لیاقت خلافت ندارد و ایــن اریکه ای کــه او بر آن تکیه زده جایگاه او نـیـسـت ... سخنانشان رسالت شهادت حسینی را تکمیل کرد؛ طوفانی در جانها برانگیختند؛ چنان کــه نام یزید تــا همیشه مترادف بــا هــر پستی و رذالت و دناءت گردید و هــمــه آرزوهای طلایی و شیطانیش چــون نقش بر آب گشت ... نگرشی ژرف می خواهد تــا بتوان بر هــمــه ابعاد ایــن شهادت عظیم و پرنتیجه دست یافت .
از همان اوان شهادتش تــا کنون ؛ دوستان و شیعیانش ؛ و هــمــه آنان کــه بــه شرافت و عظمت انسان ارج می گذارند؛ هــمــه ساله سالروز بــه خون غلتیدنش را؛ سالروز قیام و شهادتش را بــا سیاه پوشی و عزاداری محترم می شمارند؛ و خلوص خویش را بــا گریه بر مصایب آن بزرگوار ابراز می دارند. پیشوایان مآل اندیش و معصوم ما؛ هماره بــه واقعه کربلا و بــه زنده داشتن آن عنایتی خاص داشتند.
غیر از ایــن کــه خود بــه زیارت مرقدش می شتافتند و عزایش را بر پا می داشتند؛ در فضیلت عزاداری و محزون بودن بــرای آن بزرگوار؛ گفتارهای متعددی ایراد فرموده اند. ابوعماره گوید: “روزی بــه حضور امام ششم صادق آل محمد (ع ) رسیدم ؛ فرمود اشعاری در سوگواری حسین بــرای ما بخوان ... وقتی شروع بــه خواندن نمودم صدای گریه حضرت برخاست ؛ من می خواندم و آن عزیز می گریست ؛ چندان کــه صدای گریه از خانه برخاست .
بعد از آن کــه اشعار را تمام کردم ؛ امام (ع ) در فضلیت و ثواب مرثیه و گریاندن مردم بر امام (21) حسین (ع ) مطالبی بیان فرمود و نــیــز از آن جناب اســت کــه فرمود: “گریستن و بی تابی کردن در هیچ مصیبتی شایسته (22) نـیـسـت مگر در مصیبت حسین بن علی ؛ کــه ثواب و جزایی گرانمایه دارد.
باقرالعلوم ؛ امام پنجم (ع ) بــه محمد بن مسلم کــه یکی از اصحاب بزرگ او اســت فرمود: “به شیعیان ما بگویید کــه بــه زیارت مرقد حسین بروند؛ زیــرا بر هــر شخص باایمانی کــه (23) بــه امامت ما معترف اســت ؛ زیارت قبر اباعبدالله لازم می باشد.
امام صادق (ع ) می فرماید: “ان زیاره الحسین علیه السلام افضل ما یکون من الاعمال ... (24) همانا زیارت حسین (ع ) از هــر عمل پسندیده ای ارزش و فضیلتش بیشتر اســت .
زیرا کــه ایــن زیارت در حقیقت مدرسه بزرگ و عظیم اســت کــه بــه جهانیان درس ایمان و عمل صالح می دهد و گویی روح را بــه ســوی ملکوت خوبیها و پاکدامنیها و فداکاریها پرواز می دهد. هــر چند عزاداری و گریه بر مصایب حسین بن علی (ع )؛ و مشرف شدن بــه زیارت قبرش و بازنمایاندن تاریخ پرشکوه و حماسه ساز کربلایش ارزش و معیاری والا دارد؛ لکن بــایــد دانست کــه نباید تنها بــه ایــن زیارتها و گریه ها و غم گساریدن اکتفا کرد؛ بـلـکـه هــمــه ایــن تظاهرات ؛ فلسفه دین داری ؛ فداکاری و حمایت از قوانین آسمانی را بــه ما گوشزد می نماید؛ و هدف هم جز ایــن نـیـسـت ؛ و نیاز بزرگ ما از درگاه حسینی آموختن انسانیت و خالی بودن دل از هــر چــه غیر از خداست می باشد؛ و گرنه اگــر فــقــط بــه صورت ظاهر قضیه بپردازیم ؛ هدف مقدس حسینی بــه فراموشی می گراید.

اخلاق و رفتار امام حسین (ع )
با نگاهی اجمالی بــه 56سال زندگی سراسر خداخواهی و خداجویی حسین (ع )؛ درمی یابیم کــه هماره وقت او بــه پاکدامنی و بندگی و نشر رسالت احمدی و مفاهیم عمیقی والاتر از درک و دید ما گذشته اســت ... اکنون مروری کوتاه بــه زوایای زندگانی آن عزیز؛ کــه پیش روی ما اســت :
جنابش بــه نماز و نیایش بــا پروردگار و خواندن قرآن و دعا و استغفار علاقه بسیاری و حــتـی در آخرین شب (25) داشت ... گاهی در شبانه روز صدها رکعت نماز می گزاشت .
زندگی دست از نیاز و دعا برنداشت ؛ و خوانده ایم کــه از دشمنان مهلت خواست تــا بتواند بــا خدای خویش بــه خلوت بنشیند. و فرمود: “خدا می داند کــه من نماز و تلاوت (26) قرآن و دعای زیاد و استغفار را دوست دارم (27) حضرتش بارها پیاده بــه خانه کعبه شتافت و مراسم حج را برگزار کرد.
ابن اثیر در کتاب “اسد الغابه ” می نویسد: “کان الحسین رضی الله عنه فاضلا کثیر الصوم و الصلوه و الحج و الصدقه و افعال (28) الخیر جمیعها. حسین (ع ) بسیار روزه می گرفت و نماز می گزارد و بــه حج می رفت و صدقه می داد و هــمــه کارهای پسندیده را انــجـام می داد.
شخصیت حسین بن علی (ع ) آنچنان بلند و دور از دسترس و پرشکوه بود کــه وقتی بــا برادرش امام مجتبی (ع ) پیاده بــه کعبه می رفتند؛ هــمــه بزرگان و شخصیتهای اسلامی بــه (29) احترامشان از مرکب پیاده شده ؛ همراه آنان راه می پیمودند.
احترامی کــه جامعه بــرای حسین (ع ) قائل بود؛ بدان جهت بود کــه او بــا مردم زندگی می کــرد – از مردم و معاشرتشان کناره نمی جست – بــا جان جامعه هماهنگ بود؛ چونان دیگران از مواهب و مصائب یک اجتماع برخوردار بود؛ و بالاتر از هــمــه ایمان بی تزلزل او بــه خداوند؛ او را غم خوار و یاور مردم ساخته بود.
و گرنه ؛ او نه کاخهای مجلل داشت و نه سربازان و غلامان محافظ؛ و هرگز مثل جباران راه آمد و شــد را بــه گذرش بر مردم نمی بستند؛ و حرم رسول الله (ص ) را بــرای او خلوت نمی کردند… ایــن روایت یک نمونه از اخلاق اجتماعی اوست ؛ بخوانیم :
روزی از محلی عبور می فرمود؛ عده ای از فقرا بر عباهای پهن شده شان نشسته بودند و نان پاره های خشکی می خوردند؛ امام حسین (ع ) می گذشت کــه تعارفش کــردنــد و او هم پذیرفت ؛ نشست و تناول فرمود و آن گاه بیان داشت : “ان الله لا یحب المتکبرین “؛ خداوند متکبران را دوست نمی دارد. (30)
پس فرمود: “من دعوت شما را اجابت کردم ؛ شما هم دعوت مرا اجابت کنید.
آنها هم دعوت آن حضرت را پذیرفتند و همراه جنابش بــه منزل رفتند. حضرت دستور داد و بدین ترتیب پذیرایی گرمی (31) هــر چــه در خانه موجود اســت بــه ضیافتشان بیاورند؛ از آنان بــه عمل آمد؛ و نــیــز درس تواضع و انسان دوستی را بــا عمل خویش بــه جامعه آموخت .
شعیب بن عبدالرحمن خزاعی می گوید: “چون حسین بن علی (ع ) بــه شهادت رسید؛ بر پشت مبارکش آثار پینه مشاهده کردند؛ علتش را از امام زین العابدین (ع ) پرسیدند؛ فرمود ایــن پینه ها اثر کیسه های غذایی اســت کــه پدرم شبها بــه دوش می کشید و بــه خانه (32) زنهای شوهرمرده و کودکان یتیم و فقرا می رسانید.
علائلی در کتاب “سمو المعنی ” می نویسد:
“ما در تاریخ انسان بــه مردان بزرگی برخورد می کنیم کــه هــر کدام در جبهه و جهتی عظمت و بزرگی خویش را جهان گیر ساخته اند؛ یکی در شجاعت ؛ دیگری در زهد؛ آن دیگری در سخاوت ؛ و… امــا شکوه و بزرگی امام حسین (ع ) حجم عظیمی اســت کــه ابعاد بی نهایتش هــر یک مشخص کننده یک عظمت فراز تاریخ اســت ؛ گویا او جامع هــمــه (33) والاییها و فرازمندیها اســت .
آری ؛ مردی کــه وارث بی کرانگی نبوت محمدی اســت ؛ مردی کــه وارث عظمت عدل و مروت پدری چــون حضرت علی (ع ) اســت و وارث جلال و درخشندگی فضیلت مادری چــون حضرت فاطمه (س ) اســت ؛ چگونه نمونه برتر و والای عظمت انسان و نشانه آشکار فضیلتهای خدایی نباشد. درود ما بر او باد کــه بــایــد او را سمبل اعمال و کردارمان قرار دهیم .
امام حسین (ع ) و حکایت زیستن و شهادتش و لحن گفتارش و ابعاد کردارش نه تنها نمونه یک بزرگ مرد تاریخ را بــرای ما مجسم می سازد؛ بـلـکـه او بــا هــمــه خویشتن ؛ آیینه تمام نمای فضیلتها؛ بزرگ منشیها؛ فداکاریها؛ جان بازیها؛ خداخواهیها وخداجوییها می باشد؛ او بــه تنهایی می تواند جان را بــه لاهوت راهبر باشد و سعادت بشریت را ضامن گردد. بودن و رفتنش ؛ معنویت و فضیلتهای انسان را ارجمند نمود.

پی نوشتها:

در سال و ماه و روز ولادت امام حسین (ع ) اقوال دیگری هم گفته شده اســت ؛ ولــی (1)
ما قول مشهور بین شیعه را نقل کردیم ... ر. بــه ... ک ... اعلام الوری طبرسی ؛ ص .213
احتمال دارد منظور از اسما؛ دختر یزید بن سکن انصاری باشد. ر. بــه ... ک ... اعیان (2)
الشیعه ؛ جزء ,11 ص .167
امالی شیخ طوسی ؛ ج 1؛ ص .377 (3)
شبر بر وزن حسن ؛ و شبیر بر وزن حسین ؛ و مبشر بر وزن محسن ؛ نام پسران هارون (4)
بوده اســت و پیغمبر اسلام (ص ) فرزندان خود حسن و حسین و محسن را بــه ایــن سه نام
نامیده اســت – تاج العروس ؛ ج 3؛ ص ,389 ایــن سه کلمه در زبان عبری همان معنی را
دارد کــه حسن و حسین و محسن در زبان عربی دارد – لسان العرب ؛ ج ,66 ص .60
معانی الاخبار؛ ص .57 (5)
در منابع اسلامی درباره عقیقه سفارش فراوان شده و بــرای سلامتی فرزند بسیار (6)
مؤثر دانسته شده اســت ... ر. بــه ... ک ... وسائل الشیعه ؛ ج ,15 ص 143به بعد.
کافی ؛ ج 6؛ ص .33 (7)
مقتل خوارزمی ؛ ج 1؛ ص 146- کمال الدین صدوق ؛ ص .152 (8)
سنن ترمذی ؛ ج 5؛ ص .323 (9)
ذخائر العقبی ؛ ص .122 (10)
الاصابه ؛ ج ,11 ص .30 (11)
سنن ترمذی ؛ ج 5؛ ص 324- در ایــن قسمت روایاتی کــه در کتابهای اهل تسنن آمده (12)
است نقل شــد تــا بــرای آنها هم سندیت داشته باشد.
الاصابه ؛ ج 1؛ ص .333 (13)
تذکره الخواص ابن جوزی ؛ ص 34- الاصابه ؛ ج 1؛ ص ,333 آن طور کــه بعضی از (14)
مورخین گفته اند ایــن موضوع تقریبا در سن ده سالگی امام حسین (ع ) اتفاق افتاده
است .
ارشاد مفید؛ ص .173 (15)
رجال کشی ؛ ص 94- کشف الغمه ؛ ج 2؛ ص .206 (16)
مقتل خوارزمی ؛ ج 1؛ ص 184- لهوف ؛ ص .20 (17)
روز هشتم ماه ذیحجه مستحب اســت کــه حاجیها بــه “منی ” بروند؛ و در آن زمان بــه (18)
این حکم استحبابی عمل می کردند؛ ولــی در زمان ما مرسوم شده اســت کــه از روز هشتم
یکسره بــه عرفات می روند.
کامل الزیارات ؛ ص 68به بعد – مشیر الاحزان ؛ ص 9. (19)
لهوف ؛ ص .53 (20)
کامل الزیارات ؛ ص .105 (21)
کامل الزیارات ؛ ص .101 (22)
کامل الزیارات ؛ ص .121 (23)
کامل الزیارات ؛ ص .147 (24)
عقد الفرید؛ ج 3؛ ص .143 (25)
ارشاد مفید؛ ص .214 (26)
مناقب ابن شهرآشوب ؛ ج 3؛ ص 224- اسد الغابه ؛ ج 2؛ ص .20 (27)
اسد الغابه ؛ ج 2؛ ص .20 (28)
ذکری الحسین ؛ ج 1؛ ص ,152 بــه نقل از ریاض الجنان ؛ چاپ بمبک ی ؛ ص 241- (29)
انساب الاشراف .
سوره نحل ؛ آیه .22 (30)
تفسیر عیاشی ؛ ج 2؛ ص .257 (31)
مناقب ؛ ج 2؛ ص .222 (32)
از کتاب سمو المعنی ؛ ص 104به بعد؛ نقل بــه معنی شده اســت ... (33)

 

احادیث امام حسین

 

احادیث امام حسین

 

حدیث (1) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثه: إلـى ذِى دیـنٍ؛ اَو مُــرُوّه اَو حَسَب
جز بــه یکى از سه نفر حاجت مبر: بــه دیندار؛ یــا صاحب مروت؛ یــا کسى کــه اصالت خانوادگى داشته باشد

تحف العقول ؛ ص 251) )

حدیث (2) امام حسین علیه السلام فرمودند:

أیما اثنَین جَرى بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر کانَ سابقه الىَ الجنّه
هر یک از دو نفـرى کــه میان آنها نزاعى واقع ی و یکـى از آن دو رضایت دیگرى را بجـویـد ؛ سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود

محجه البیصاء ج 4؛ص (228)

حدیث (3) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق
رستگـار نمی ی مـردمـى کــه خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد

تاریخ طبرى؛ج 1؛ص 239))

حدیث (4) امام حسین علیه السلام فرمودند:

إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ
بدرستی کــه شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است

فرهنگ سخنان امام حسین ص 476))

حدیث (5) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لا یأمَن یومَ القیامَهِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا
کسی در قیامت در امان نـیـسـت مگر کسی کــه در دنیا ترس از خدا در دل داشت

مناقب ابن شهر آشوب ج4 (ص 69 )

حدیث (6) امام حسین علیه السلام فرمودند:

أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء
عاجزترین مردم کسی اســت کــه نتواند دعا کند

بحارالانوارج 93 (ص249 )

حدیث (7) امام حسین علیه السلام فرمودند:

اَلبُکاءُ مِن خَشیهِ اللهِ نَجآهٌ مِنَ النّارِ
گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است

حیات امام حسین ج 1 (ص 183)

حدیث (8) امام حسین علیه السلام فرمودند:

مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَهِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ
آن کــه در کاری کــه نافرمانی خداست بکوشد امیدش را از دست می دهد و نگرانیها بــه او رو می آورد.

بحار الانوار ؛ ج 3 ؛( ص 397)

حدیث (9) امام حسین علیه السلام فرمودند:

اِنّ اَعفَی النّاسِ مَن عَفا عِندَقُدرَتِهِِ
بخشنده ترین مردم کسی اســت کــه در هنگام قدرت می بخشد.

الدره الباهره ؛ (ص24)

حدیث (10) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لا یأمن یوم القیامه إلا من خاف الله فی الدنیا.
هیچ کس روز قیامت در امان نـیـسـت ؛ مگر آن کــه در دنیا خدا ترس باشد.

بحار الانوار؛ج 4؛(ص 19)

حدیث (11) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لا أفلح قوم إشتروا مرضاه المخلوق بسخط الخالق.
کسانی کــه رضایت مخلوق را بــه بهای غضب خالق بخرند؛ رستگار نخواهند شد.

مقتل خوارزمی؛ج 1؛(ص239)

حدیث (12) امام حسین علیه السلام فرمودند:

من حاول اَمرا بمعصیه الله کان اَفوت لما یرجو و اَسرع لما یحذر.
کسی کــه بخواهد از راه گناه بــه مقصدی برسد ؛ دیرتر بــه آروزیش می رسد و زودتر بــه آنچه می ترسد گرفتار می ی .

بحارالانوار؛ج78؛(ص120)

حدیث (13) امام حسین علیه السلام فرمودند:

من طلب رضی الناس بسخط الله وکله الله إلی الناس .
کسی کــه بــرای جلب رضایت و خوشنودی مردم ؛ موجب خشم و غضب خداوند ی؛ خداوند او را بــه مردم وا می گذارد.

بحارالانوار؛ج78؛(ص126)

حدیث (14) امام حسین علیه السلام فرمودند:

من اَحبک نهاک و من اَبغضک اَغراک.
کسی کــه تو را دوست دارد؛ از تو انتقاد می کــنــد و کسی کــه بــا تو دشمنی دارد؛ از تو تعریف و تمجید می کند

بحار الانوار؛ج75؛(ص128)

حدیث (15) امام حسین علیه السلام فرمودند:

من دلائل العالم إنتقاده لحدیثه و علمه بحقائق فنون النظر.
از نشانه های عالم ؛ نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف اســت .

بحارالانوار؛ج78؛(ص119)

حدیث (16) امام حسین علیه السلام فرمودند:

من دلائل العالم إنتقاده لحدیثه و علمه بحقائق فنون النظر.
از نشانه های عالم ؛ نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف اســت .

بحارالانوار؛ج78؛(ص119)

حدیث (17) امام حسین(ع) فرمودند:

لا تقولوا باَلسنَتکم ما ینقُص عَن قَدَرَکم
چیزى را بر زبان نیاورید کــه از ارزش شما بکاهد

جلاءالعیون؛ج۲(ص۲۰۵)

حدیث(18) امام حسین فرمودند:

لا یأمن یوم القیامه إلا من خاف الله فی الدنیا.
هیچ کس روز قیامت در امان نـیـسـت ؛ مگر آن کــه در دنیا خدا ترس باشد.

بحار الانوار؛ ج 44؛ (ص 192)

حدیث(19) امام حسین (ع) فرمودند:

لا یکمل العقل إلا باتباع الحق .
عقل کامل نمی شــود مگر بــا پیروی از حق .

بحار الانوار؛ ج 78؛ (ص 127 )

حدیث(20) امام حسین (ع) فرمودند:

یاک و ما تعتذر منه ؛ فإن المؤمن لا یسیء و لا یعتذر؛ و المنافق کل یوم یسیء و یعتذر
حذر کن از مواردی کــه بــایــد عذرخواهی کنی ؛ زیــرا مؤمن نه کار زشتی انــجـام می دهد و نه بــه عذرخواهی می پردازد؛ امــا منافق هــمــه روزه بدی می کند؛ و بــه عذرخواهی می پردازد.

بحار الانوار؛ ج 78؛ (ص120)

حدیث(21) امام حسین(ع) فرمودند:

مُجالَسَهِ أهلِ الدِنَاءَه شَر؛ وَ مُجَالَسَهِ أَهلِ الفُسُوقِ ریبَه

همنشینی بــا سفلگان و افراد پست ناپسند اســت و همدمی گناهکاران موجب بدبینی مردم و از دست دادن اعتماد و اعتبار استی

بحارالانوار؛ ج78؛ (ص 122)

حدیث(22) امام حسین(ع) فرمودند:

مُجالَسَهِ أهلِ الدِنَاءَه شَر؛ وَ مُجَالَسَهِ أَهلِ الفُسُوقِ ریبَه

همنشینی بــا سفلگان و افراد پست ناپسند اســت و همدمی گناهکاران موجب بدبینی مردم و از دست دادن اعتماد و اعتبار استی

بحارالانوار؛ ج8؛ (ص 122)

حدیث(23) امام حسین (ع) فرمودند:

فَإنی لا أَرَی المَوتَ إلَّا السَّعادَهَ وَ الحَیاه مَعَ الظّالِمینَ إلّا بَرماًی
به درستی کــه من مرگ را جز سعادت نمی بینم و زندگی بــا ستمکاران را جز محنت نمی دانم.

تحف العقول؛ (ص 245)

حدیث (24) امام حسین(ع) فرمودند:

مَن عَبَدَ اللهَ حَقَّ عِبادَتِهِ آتاهُ اللهُ فَوقَ أمانِیهِ وَ کفایتِهِی
هر کــه خدا را؛ آن‌گونه کــه سزاوار اوست؛ بندگی کند؛ خداوند بیش از آرزوها و کفایتش بــه او عطا کندی

بحار الأنوار؛ ج 71؛ (ص 183)

حدیث (25) امام حسین (ع) فرمودند:

إنَّ أجوَدَ النَّاسِ مَن أعطیَ مَن لا یرجُو.
بخشنده‌ترین مردم کسی اســت کــه بــه آنکه چشم امید بــه او نبسته؛ بخشش ‌کند.

کشف ‌الغمّه؛ ج2؛ (ص239 )

حدیث (26) امام حسین (ع) فرمودند:

إنَّ شیعَتَنا مَن سَلِمَت قُلوبُهُم مِن کلِّ غِشٍّ وَغِلٍّ وَدَغَلٍ
بی‏ گمان شیعیان ما؛ دل‏هایشان از هــر خیانت؛ کینه؛ و فریبکارى پاک است.

بحارالأنوار؛ ج 68؛ (ص 156 )

حدیث(27) امام حسین علیه السلام فرمودند:

مَن صَامَ ثَلَاثَهَ أَیامٍ مِن شَعبَانَ وَجَبَت لَهُ الجَنَّهُ وَ کانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) شَفِیعَهُ یومَ القِیامَهِ

هر کسی کــه سه روز از ماه شعبان را روزه بگیرد؛ بهشت بر او واجب می شــود و در قیامت نــیــز پیامبر(ص) شفیع او خواهد بود

وسائل ‏الشیعه ج 10 ؛ (ص 490)

حدیث(28) امام حسین علیه السلام فرمودند:

إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَیکم مِن نِعَمِ اللهِ عَلَیکم فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ
نیاز مردم بــه شما از نعمتهای خدا بر شما است؛ از ایــن نعمت افسرده و بیزار نباشید

بحار الأنوار؛ ج 74؛ (ص 205)

حدیث(29) امام حسین (ع) می فرمایند:

یَظهَرُ اللَّهُ قائِمَنا فَیَنتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ
خداوند قائم ما را از پــس پرده غیبت بیرون مى‏آورد و آن‏گاه او از ستم‏گران انتقام مى‏گیرد

إثباه الهداه؛ ج 7؛ (ص 138)

حدیث(30) امام حسین (ع) می فرمایند:

أنَا قَتیلُ العَبَرَهِ لایَذکُرُنی مُؤمِنٌ إلّا استَعبَرَ
من کشته اشکم ؛ هــر مؤمنى مرا یاد کــنــد ؛ اشکش روان شود

کامل الزیارات ؛ (ص 215)

حدیث (31) امام حسین(ع) می فرمایند:

اَللّهُمَّ لا تَسْتَدْرِجنى بِالاِْحسانِ وَ لا تُؤَدِّبْنى بِالْبَلاء
خدایا! بــا غرق کردن من در ناز و نعمت؛ مرا بــه پرتگاه عذاب خویش مَکشان و بــا بلایا (گرفتارى‏ها) ادبم مکن

عیون اَخبار الرضا؛ ج 1؛ (ص 107 ح 1)

حدیث (32) امام حسین (ع) می فرمایند:

لا یَکمُلُ العَقلُ اِلاّ بِاتِّباعِ الحَقِّ
عقل؛ جز بــا پیروى از حق؛ کامل نمى‏شود

اعلام الدین؛ (ص 298)

حدیث (33) امام حسین علیه السلام می فرمایند:

مِن دَلائِلِ عَلاماتِ القَبولِ : الجُلوسُ إلى‏ أهلِ العُقولِ
از نشانه‏ هاى خوش‏نامى و نیک‏بختى ؛ همنشینى بــا خردمندان است.

بحارالأنوار؛ ج 75؛ (ص 119)

حدیث (34) امام حسین (ع) می فرمایند:

اَ یُّهَا النّاسُ نافِسوا فِى المَکارِمِ وَ سارِعوا فِى المَغانِمِ وَ لا تَحتَسِبوا بِمَعروفٍ لَم تَجعَلوا

اى مردم در خوبى‏ها بــا یکدیگر رقابت کنید و در بهره گرفتن از فرصت‏ها شتاب نـمـایـیـد و کار نیکى را کــه در انجامش شتاب نکرده‏اید؛ بــه حساب نیاورید.

ارشاد القلوب دیلمى؛ (ص 73)

حدیث (35)  امام حسین(ع) می فرمایند:

أَلاِستِدراجُ مِنَ اللّهِ سُبحانَهُ لِعَبدِهِ أَن یُسبِغَ عَلَیهِ النِّعَمَ وَ یَسلُبَهُ الشُّکر
غافلگیر کردن بنده از جانب خداوند بــه ایــن شکل اســت کــه بــه او نعمت فراوان دهد و توفیق شکرگزاری را از او بگیرد.

تحف العقول؛(ص 250)

حدیث (36)امام حسین علیه السلام می فرمایند:

مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَهِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ
کسی کــه بخواهد از راه گناه بــه مقصدی برسد ؛ دیرتر بــه آروزیش می رسد و زودتر بــه آنچه می ترسد گرفتار می شــود .

بحارالانوار؛ج78؛(ص120)

حدیث (37)امام حسین علیه السلام می فرمایند:

إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کُلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ
بدرستی کــه شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است.

فرهنگ سخنان امام حسین (ص 476)

حدیث (38)امام حسین علیه السلام می فرمایند:

لا یُکمَلُ العَقلُ اِلّا بِاتِّباعِ الحَق اَلاتَرَونَ اَنَّ الحَق لا یُعمَلُ بِه وَ الباطِل لا یُتَناهی عَنه

عقل جز بــه پیروی از «حق» کمال نمی یابد آیا نمی بینید کــه بــه حق عمل نمی شــود و از باطل نهی نمی شود؟

بحار الانوار؛ ج 78؛( ص 127)

حدیث (39) امام حسین(ع) می فرمایند:

اَللّهُمَّ لا تَستَدرِجنى بِالاِحسانِ وَ لا تُؤَدِّبنى بِالبَلاءِ ؛
خدایا! بــا غرق کردن من در ناز و نعمت؛ مرا بــه پرتگاه عذاب خویش مَکشان و بــا بلایا (گرفتارى ‏ها) ادبم مکن.

الدُّرًّهُ البَاهره من الأصدَاف الطّاهِره

حدیث (40) امام حسین(ع) می فرمایند:

لا یَأمَنُ یوم الْقِیامَهِ إلاّ مَنْ قَدْ خافَ اللهَ فی الدُّنْیا ؛
کسى در روز قیامت از شدائد و أحوال آن در أمان نمى باشد؛ مگر آن کــه در دنیا از خداوند متعال ترس داشته باشد ـ و اهل گناه و معصیت نگردد-

بحار الأنوار: ج 44؛ (ص 192؛ ح 5)

حدیث (41) امام حسین(ع) می فرمایند:

اَلبَخیلُ مَن بَخِلَ بِالسَّلامِ ؛
بخیل کسی اســت کــه از سلام کردن بخل ورزد ) سلام نکند)

تحف العقول(ص 253)

حدیث (42) امام حسین(ع) می فرمایند:

لِلسَّلامِ سَبعُونَ حَسَنَهً؛ تِسعٌ وَ سِتُّونَ لِلمُبتَدِءِ وَ واحِدَهٌ لِلرادِ ؛
سلام کردن هفتاد حسنه و ثواب دارد شصت و نه ثواب از بــرای سلام کننده و یک ثواب بــرای جوابگو اســت (با وجود آنکه سلام کردن مستحب ولــی جواب دادن آن واجب است(.

تحف العقول (ص 253)

حدیث (43) امام حسین(ع) می فرمایند:

لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثه: إلـى ذِى دیـنٍ ؛ اَو مُــرُوّه اَو حَسَب ِ ؛
جز بــه یکى از سه نفر حاجت مبر: بــه دیندار ؛ یــا صاحب مروت ؛ یــا کسى کــه اصالت خانوادگى داشته باشد

تحف العقول ؛ (ص 251)

حدیث (44) امام حسین(ع) می فرمایند:

مَن عَبَدَ اللهَ حَقَّ عِبادَتِهِ آتاهُ اللهُ فَوقَ أمانِیهِ وَ کفایتِهِ ؛
هر کــه خدا را ؛ آن‌گونه کــه سزاوار اوست ؛ بندگی کــنــد ؛ خداوند بیش از آرزوها و کفایتش بــه او عطا کند

بحار الأنوار؛ ج 71؛ (ص 183)

حدیث (45) امام حسین(ع) می فرمایند:

اَلبُکاءُ مِن خَشیهِ اللهِ نَجآهٌ مِنَ النّار ؛
گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است

حیات امام حسین ج 1 (ص 183)

حدیث (46) امام حسین(ع) می فرمایند:

مَن حاوَلَ أمراً بِمَعصِیهِ الله کان أفوتُ لما یَرجُوا و أسرَع لما یحذَر ؛
کسی کــه بخواهد از راه گناه بــه مقصدی برسد ؛ دیرتر بــه آرزویش می رسد و زودتر بــه آنچه می ترسد گرفتار می شود

بحار الانوار؛ ج 78؛ (ص 120)

حدیث (47) امام حسین(ع) می فرمایند:

أیما اثْنَین جَرى بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر کانَ سابقه الىَ الجنّه ؛
هر یک از دو نفـرى کــه میان آنها نزاعى واقع می شــود و یکـى از آن دو رضایت دیگرى را بجـویـد ؛ سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود

محجه البیصاء ج 4؛(ص 228)

حدیث (48) امام حسین(ع) می فرمایند:

لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ الْمَخلـُوق بسَخَطِ اْلخـالِق ؛
رستگـار نمی شــونــد مـردمـى کــه خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد.

تاریخ طبرى؛ج 1؛(ص 239)

حدیث (49) امام حسین(ع) می فرمایند:

اِنّ اَعفَی النّاسِ مَن عَفا عِندَقُدرَتِهِ ِ؛
بخشنده ترین مردم کسی اســت کــه در هنگام قدرت می بخشد.

الدره الباهره ؛ (ص24)

حدیث (50) امام حسین(ع) می فرمایند:

أمن حاول اَمرا بمعصیه الله کان اَفوت لما یرجو و اَسرع لما یحذر ؛
کسی کــه بخواهد از راه گناه بــه مقصدی برسد ؛ دیرتر بــه آروزیش می رسد و زودتر بــه آنچه می ترسد گرفتار می شود.

بحارالانوار؛ج78؛(ص120)

 

در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

مطالب مرتبط

دیدگاه ها

نظر شما برای “امام حسین”

دیدگاه ها بسته شده اند.