امام حسین

مجموعه: دینی و مذهبی

امام حسین

 

 

امام حسین

 

یکی az نکات قابل تاملی ke در عزاداری اباعبدالله الحسین (ع) در کشور be چشم می‌خورد، in است ke هیات‌های مذهبی هنوز عاشورا آغاز نشده be عزاداری می‌پردازند، amma بعد az عاشورا ke امام حسین(ع) be شهادت می‌رسد و اصحاب و یاران حضرت be اسارت می‌روند، هیات‌ها جمع می‌شوند ke in امر خود جای بسی تامل دارد.

به گزارش ایسنا، غم و مصیبت اهل بیت (ع) az همان آغازین روزهای ماه محرم آغاز می‌شود و az دوم in ماه ke کاروان امام حسین (ع) be صحرای کربلا می‌رسد، in حزن  و زاری دو چندان می‌شود.

اما درباره عزاداری‌هایی ke در جامعه برگزار می‌شود و hame آن az رویِ ارادت be سیدِ و سالار شهیدان است، باید be نکاتی توجه کنیم؛ az جمله اینکه چرا بعد az روز عاشورا، مراسم‌های عزاداری هم برچیده می‌شوند و دیگر خبری az خمیه‌های عزا نیست؟ درحالیکه در in روز تازه امام حسین (ع) و یارانش be شهادت رسیده و اهل یت ایشان be اسارت درمی‌آیند.

به نظر باید in امر در جامعه ترویج پیدا کند ke محرم و عزاداری اباعبدالله faghat be ۱۰ روز ابتدایی in ماه محدود نشود.

«حجت‌الاسلام والمسلمین بهرام دلیر»، مدرس فلسفه عالی و عرفان حوزه علمیه قم در این‌باره ba اشاره be اینکه محرم در واقع نماد عزاداری یک ملت محسوب می‌شود، اظهار کرد: در رابطه ba in نماد عزاداری بحث‌هایی وجود دارد ke گاهی تحریف‌هایی در آن‌ها رخ داده و در طول زمان معاصر محور بحث‌های اباعبدالله و محرم متأسفانه be دست کسانی افتاده است ke faghat az دار دنیا یک سرمایه حنجره دارند و معرفت و عرفانی در نهاد برخی az آن‌ها وجود ندارد و گاهی بی‌ادبی‌ها و بی‌اخلاقی‌هایی az آن‌ها سر می‌زند ke قطعا امام حسین (ع) niz az in رفتار راضی نیست.

وی خاطرنشان کرد: اینکه در دهه اول محرم صرفا برخی هیأت‌ها عزاداری می‌کنند و بعد az آن دیگر خبری az عزاداری نیست، جای کار بسیار زیادی دارد. امام حسین (ع) در روز عاشورا شهید می‌شود و عزاداری اصلی az همان روز ta دهه آخر صفر ke اربعین است باید برگزار شود، vali می‌بینیم ke امام حسین (ع) هنوز شهید نشده است مردم عزاداری و سیاه پوشان ra آغاز می‌کنند و کلا در روز عاشورا مراسم تمام می‌شود.

این مدرس فلسفه عالی و عرفان حوزه علمیه قم تصریح کرد:‌ ما pas az برگزاری har دوره عزاداری باید be حقیقت و معنای واقعی کربلا پی ببریم، amma متأسفانه in امر در جامعه ما وجود ندارد. یکی az زوایای برجسته عاشورا بردباری و صبوری است ke در بین اهل بیت (ع) شاهد آن هستیم؛ amma آیا در عزاداری‌های ما niz in سبک‌ها در بین مردم ترویج پیدا می‌کند و آیا سبک زندگی اجتماعی ما az محرم سال گذشته نسبت be امسال تغییراتی داشته است؟

دلیر تأکید کرد: شجاعت و جانثاری، ترویج نماز اول وقت و امثال این‌ها جزء افکار و اندیشه‌های برجسته عاشورا و اباعبدالله (ع) است. متأسفانه در برخی مواقع می‌بینیم ke محرم در بین ما be سمت دیگری می‌رود، در حالیکه اهداف اباعبدالله (ع) be سمت دیگری. محرم مجموعه‌ای az باورهاست ke نمونه in باور ra در شب عاشورا می‌بینیم. ما باید این‌ها ra تجزیه و تحلیل کنیم ta محرم سال آینده ke می‌آید، اندیشه‌محوری در جامعه ما در رأس امور باشد نه مداح محوری.

وی یادآور شد: زمانی ke محرم ra be مداحی و faghat صدا سپردیم، دیگر نمی‌توانیم افکار اباعبدالله (ع) ra در جامعه پیاده کنیم. برخی در بین in عزیزان هستند ke سواد دارند، amma اغلب‌شان معرفت چندانی نسبت be قیام عاشورا ندارند. مجددا تأکید می‌کنم ke دهه محرم az عاشورا شروع می‌شود. یکی az مواردی ke باید be آن در عزاداری‌ها پرداخت همین امر است ke هیات‌ها فقط  ۱۰ روز اول عزاداری می‌کنند.

سابقه تاریخی عزاداری در دهه اول ماه محرم

نقش عزاداری در حفظ فرهنگ عاشورا مهم است و آثار و برکات خوبی برای بشر داشته و خواهد داشت. افزون بر این، کاروان امام حسین (ع) روز دوم محرّم سال ۶۱ هجری وارد کربلا شد، pas az آن سپاه کوفیان be تدریج وارد شدند و عزا و مصیبت خاندان اهل بیت(ع) az همان زمان آغاز شد. بنابراین chon اصل گرفتاری حضرت az دهه اول محرم آغاز شده است، پیروان حضرت az اول محرم عزاداری می‌کنند.

عزاداری az ابتدای محرم سابقه تاریخی دارد. آغاز عزاداری در دهه اول محرم آن هم be صورت فراگیر همانند عزاداری امروزه ra می‌توان az عصر معزالدوله دیلمی az سلسله آل بویه دانست. (۱)

معزالدّوله اولین کسی است ke فرمان داد مردم شیعه بغداد در دهه اول محرم برای حضرت امام حسین (ع) سیاه بپوشند و بازار ra سیاهپوش کنند و در روز عاشورا دکان‌ها ra ببندند و az طباخی جلوگیری کنند و تعطیل عمومی اعلام کنند. in مراسم در تمام کشورهای اسلامی az جمله ایران ta اوایل سلطنت سلجوقیان معمول بود ke ta be امروز ادامه دارد. (۲)

——————————————
منبع:

۱.مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج ۱۷، ص ۹۴

۲.جواد محدّثی، فرهنگ عاشورا، ص ۳۱۳

 

زندگینامه امام حسین

 

زندگینامه امام حسین

 

دومین فرزند برومند حضرت علی و(1) در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت فاطمه ، ke درود خدا بر ایشان باد، در خانه وحی و ولایت چشم be جهان گشود.
چون خبر ولادتش be پیامبر گرامی اسلام (ص ) رسید، be خانه حضرت علی (ع ) و فاطمه ra فرمود ta کودکش ra بیاورد. اسما او ra در پارچه ای سپید (2) (س ) آمد و اسما پیچید و خدمت رسول اکرم (ص ) برد، آن گرامی be گوش راست او اذان و be گوش چپ (3) او اقامه گفت . be روزهای اول ya هفتمین روز ولادت ba سعادتش ، امین وحی الهی ، جبرئیل ، فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد ای رسول خدا، in نوزاد ra be نام پسر کوچک هارون (شبیر) chon علی برای تو بسان هارون (5) ke be عربی (حسین ) خوانده می شود نام بگذار. (4)برای موسی بن عمران است ، جز آن ke تو خاتم پیغمبران هستی .
و be in ترتیب نام پرعظمت “حسین ” az جانب پروردگار، برای دومین فرزند فاطمه (س ) انتخاب شد. be روز هفتم ولادتش ، فاطمه زهرا ke سلام خداوند بر او باد، گوسفندی ra برای کشت ، و سر آن حضرت ra تراشید و هم وزن موی سر او (6) فرزندش be عنوان عقیقه (7) نقره صدقه داد.

حسین (ع ) و پیامبر (ص )
از ولادت حسین بن علی (ع ) ke در سال چهارم هجرت بود ta رحلت رسول الله (ص ) ke شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم az اظهار محبت و لطفی ke پیامبر راستین اسلام (ص ) درباره حسین (ع ) ابراز می داشت ، be بزرگواری و مقام شامخ پیشوای سوم آگاه شدند. سلمان فارسی می گوید: دیدم ke رسول خدا (ص ) حسین (ع ) ra بر زانوی خویش نهاده او ra می بوسید و می فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانی ، تو امام و پسر امام و پدر امامان هستی ، تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهای خدایی ke نه نفرند و خاتم ایشان ، (8) قائم ایشان (امام زمان “عج “) می باشد.
انس بن مالک روایت می کند: وقتی az پیامبر پرسیدند کدام یک az اهل بیت خود ra بیشتر دوست می داری ، فرمود:
بارها رسول گرامی حسن (ع ) و حسین (ع ) ra be سینه می فشرد و (9) حسن و حسین را، (10) آنان ra می بویید و می بوسید. ابوهریره ke az مزدوران معاویه و az دشمنان خاندان امامت است ، در عین حال اعتراف می کند ke : “رسول اکرم ra دیدم ke حسن و حسین ra بر شانه های خویش نشانده بود و be سوی ما می آمد، وقتی be ما رسید فرمود har کس in دو فرزندم ra دوست بدارد مرا دوست (11) داشته ، و har ke ba آنان دشمنی ورزد ba من دشمنی نموده است .
عالی ترین ، صمیمی ترین و گویاترین رابطه معنوی و ملکوتی بین پیامبر و حسین ra می توان در in جمله رسول گرامی اسلام (ص ) خواند ke فرمود: “حسین az من و من az (12) حسینم

حسین (ع ) ba پدر
شش سال az عمرش ba پیامبر بزرگوار سپری شد، و آن گاه ke رسول خدا (ص ) چشم ازجهان فروبست و be لقای پروردگار شتافت ، مدت سی سال ba پدر زیست . پدری ke جز be انصاف حکم نکرد، و جز be طهارت و بندگی نگذرانید، جز خدا ندید و جز خدا نخواست و جز خدا نیافت . پدری ke در زمان حکومتش لحظه ای او ra آرام نگذاشتند،همچنان ke be هنگام غصب خلافتش جز be آزارش برنخاستند. در تمام in مدت ، ba دل و جان az اوامر پدر اطاعت می کرد، و در چند سالی ke حضرت علی (ع ) متصدی خلافت ظاهری شد، حضرت حسین (ع ) در راه پیشبرد اهداف اسلامی ، مانند یک سرباز فداکار همچون برادر بزرگوارش می کوشید، و در جنگهای “جمل “، “صفین ” و “نهروان ” شرکت و be in ترتیب ، az پدرش امیرالمؤمنین (ع ) و دین خدا حمایت کرد و (13) داشت . حتی گاهی در حضور جمعیت be غاصبین خلافت اعتراض می کرد.
در زمان حکومت عمر، امام حسین (ع ) وارد مسجد شد، خلیفه دوم ra بر منبر رسول الله (ص ) مشاهده کرد ke سخن می گفت . بلادرنگ az منبر بالا رفت و فریاد زد: “از منبر (14) پدرم فرود آی ….

امام حسین (ع ) ba برادر
پس az شهادت حضرت علی (ع )، be فرموده رسول خدا (ص ) و وصیت امیرالمؤمنین (ع )مامت و رهبری شیعیان be حسن بن علی (ع )، فرزند بزرگ امیرالمؤمنین (ع )، منتقل گشت و بر hame مردم واجب و لازم آمد ke be فرامین پیشوایشان امام حسن (ع ) گوش فرادارند. امام حسین (ع ) ke دست پرورد وحی محمدی و ولایت علوی بود، همراه و همکار و همفکر برادرش بود. چنان ke وقتی بنا بر مصالح اسلام و جامعه مسلمانان و be دستور خداوند بزرگ ، امام حسن (ع ) مجبور شد ke ba معاویه صلح کند و آن hame ناراحتیها ra تحمل نماید، امام حسین (ع ) شریک رنجهای برادر بود و chon می دانست ke in صلح be صلاح اسلام و مسلمین معاویه ، در حضور امام حسن (ع ) وامام حسین (ع ) دهان آلوده اش ra be بدگویی نسبت be امام حسن (ع ) و پدر بزرگوارشان امیرمؤمنان (ع ) گشود، امام حسین (ع ) be دفاع برخاست ta سخن در گلوی معاویه بشکند و سزای ناهنجاریش ra be کنارش بگذارد، vali امام حسن (ع ) او ra be سکوت و خاموشی فراخواند، امام حسین (ع ) پذیرا شد و be جایش بازگشت ، آن گاه امام حسن (ع ) خود be پاسخ معاویه (15) برآمد، و ba بیانی رسا و کوبنده خاموشش ساخت .

امام حسین (ع ) در زمان معاویه
چون امام حسن (سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) az دنیا رحلت فرمود، be گفته رسول خدا (ص ) و امیرالمؤمنین (ع ) و وصیت حسن بن علی (ع ) امامت و رهبری شیعیان be امام حسین (ع ) منتقل شد و az طرف خدا مأمور رهبری جامعه گردید. امام حسین (ع ) می دید ke معاویه ba اتکا be قدرت اسلام ، بر اریکه حکومت اسلام be ناحق تکیه زده ، سخت مشغول تخریب اساس جامعه اسلامی و قوانین خداوند است ، و az in حکومت پوشالی مخرب be سختی رنج می برد، vali نمی توانست دستی فراز آورد و قدرتی فراهم کند ta او ra az جایگاه حکومت اسلامی پایین بکشد، چنانچه برادرش امام حسن (ع ) niz وضعی مشابه او داشت .
امام حسین (ع ) می دانست agar تصمیمش ra آشکار سازد و be سازندگی قدرت بپردازد، پیش az har جنبش و حرکت مفیدی be قتلش می رساند، ناچار دندان بر جگر نهاد و صبر ra پیشه ساخت ke agar برمی خاست ، پیش az اقدام be دسیسه کشته می شد، و az in کشته شدن هیچ نتیجه ای گرفته نمی شد.
بنابراین ta معاویه زنده بود، chon برادر زیست و علم مخالفتهای بزرگ نیفراخت ، جز آن ke گاهی محیط و حرکات و اعمال معاویه ra be باد انتقاد می گرفت و مردم ra be آینده نزدیک امیدوار می ساخت ke اقدام مؤثری خواهد نمود. و در تمام طول مدتی ke معاویه az مردم برای ولایت عهدی یزید، بیعت می گرفت ، حسین be شدت ba او مخالفت کرد، و هرگز تن be بیعت یزید نداد و vali عهدی او ra نپذیرفت و حتی گاهی (16) سخنانی تند be معاویه گفت و ya نامه ای کوبنده برای او نوشت .
معاویه هم در بیعت گرفتن برای یزید، be او اصراری نکرد و امام (ع ) همچنین بود و ماند ta معاویه درگذشت …

قیام حسینی
یزید pas az معاویه بر تخت حکومت اسلامی تکیه زد و خود ra امیرالمؤمنین خواند،و برای in ke سلطنت ناحق و ستمگرانه اش ra تثبیت کند، مصمم شد برای نامداران و شخصیتهای اسلامی پیامی بفرستد و آنان ra be بیعت ba خویش بخواند. be همین منظور، نامه ای be حاکم مدینه نوشت و در آن یادآور شد ke برای من az حسین (ع ) بیعت بگیر و agar مخالفت نمود بقتلش برسان . حاکم in خبر ra be امام حسین (ع ) رسانید و جواب مطالبه نمود. امام حسین (ع ) چنین فرمود:
“انا لله و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذا بلیت الامه براع مثل (17) یزید آن گاه ke افرادی chon یزید، (شراب خوار و قمارباز و بی ایمان و ناپاک ke حتی ظاهر اسلام ra هم مراعات نمی کند) بر مسند حکومت اسلامی بنشیند، باید فاتحه اسلام ra خواند. (زیرا in گونه زمامدارها ba نیروی اسلام و be نام اسلام ، اسلام ra az بین می برند.)
امام حسین (ع ) می دانست اینک ke حکومت یزید ra be رسمیت نشناخته است ، agar در مدینه بماند be قتلش می رسانند، لذا be امر پروردگار، شبانه و مخفی az مدینه be سوی مکه حرکت کرد. آمدن آن حضرت be مکه ، همراه ba سرباز زدن او az بیعت یزید، در بین مردم مکه و مدینه انتشار یافت ، و in خبر ta be کوفه هم رسید. کوفیان az امام حسین (ع ) ke در مکه بسر می برد دعوت کردند ta be سوی آنان آید و زمامدار امورشان باشد. امام (ع ) مسلم بن عقیل ، پسر عموی خویش ra be کوفه فرستاد ta حرکت و واکنش اجتماع کوفی ra az نزدیک ببیند و برایش بنویسد. مسلم be کوفه رسید و ba استقبال گرم و بی سابقه ای روبرو شد، هزاران نفر be عنوان نایب امام (ع ) ba او بیعت کردند، و مسلم هم نامه ای be امام حسین (ع ) نگاشت و حرکت فوری امام (ع ) ra لازم گزارش داد.
هر چند امام حسین (ع ) کوفیان ra be خوبی می شناخت ، و بی وفایی و بی دینی شان ra در زمان حکومت پدر و برادر دیده بود و می دانست be گفته ها و بیعتشان ba مسلم نمی توان اعتماد کرد، و لیکن برای اتمام حجت و اجرای اوامر پروردگار تصمیم گرفت ke be سوی کوفه حرکت کند.
با in حال ta هشتم ذی حجه ، یعنی روزی ke hame مردم مکه عازم رفتن be “منی ” بودند و har کس در راه مکه جا مانده بود ba عجله تمام می خواست خود ra be مکه (18) برساند، آن حضرت در مکه ماند و در چنین روزی ba اهل بیت و یاران خود، az مکه be طرف عراق خارج شد و ba in کار هم be وظیفه خویش عمل کرد و هم be مسلمانان جهان فهماند ke پسر پیغمبر امت ، یزید ra be رسمیت نشناخته و ba او بیعت نکرده ، بلکه علیه او قیام کرده است .
یزید ke حرکت مسلم ra be سوی کوفه دریافته و az بیعت کوفیان ba او آگاه شده بود، ابن زیاد ra (که az پلیدترین یاران یزید و az کثیفترین طرفداران حکومت بنی امیه بود) be کوفه فرستاد. ابن زیاد az ضعف ایمان و دورویی و ترس مردم کوفه استفاده نمود و ba تهدید ارعاب ، آنان ra az دور و بر مسلم پراکنده ساخت ، و مسلم be تنهایی ba عمال ابن زیاد be نبرد پرداخت ، و pas az جنگی دلاورانه و شگفت ، ba شجاعت شهید شد.
(سلام خدا بر او باد). و ابن زیاد جامعه دورو و خیانتکار و بی ایمان کوفه ra علیه امام حسین (ع ) برانگیخت ، و کار be جایی رسید ke عده ای az همان کسانی ke برای امام (ع ) دعوت نامه نوشته بودند، سلاح جنگ پوشیدند و منتظر ماندند ta امام حسین (ع ) az راه برسد و be قتلش برسانند.
امام حسین (ع ) az همان شبی ke az مدینه بیرون آمد، و در تمام مدتی ke در مکه اقامت گزید، و در طول راه مکه be کربلا، ta هنگام شهادت ، گاهی be اشاره ، گاهی be اعلان می داشت ke : “مقصود من az حرکت ، رسوا ساختن حکومت ضد اسلامی یزید و صراحت ، برپاداشتن امر be معروف و نهی az منکر و ایستادگی در برابر ظلم و ستمگری است و جز حمایت قرآن و زنده داشتن دین محمدی هدفی ندارم .
و in مأموریتی بود ke خداوند be او واگذار نموده بود، حتی agar be کشته شدن خود و اصحاب و فرزندان و اسیری خانواده اش اتمام پذیرد. رسول گرامی (ص ) و امیرمؤمنان (ع) و حسن بن علی (ع ) پیشوایان پیشین اسلام ، شهادت امام حسین (ع ) ra بارها بیان فرموده بودند. حتی در هنگام ولادت امام حسین (ع )، و خود امام حسین (ع ) be (19) رسول گرانمایه اسلام (ص ) شهادتش ra تذکر داده بود.
علم امامت می دانست ke آخر in سفر be شهادتش می انجامد، vali او کسی نبود ke در برابر دستور آسمانی و فرمان خدا برای جان خود ارزشی قائل باشد، ya az اسارت خانواده اش واهمه ای be دل راه دهد. او آن کس بود ke بلا ra کرامت و شهادت ra سعادت می پنداشت . (سلام ابدی خدا بر او باد) .
خبر “شهادت حسین (ع ) در کربلا” be قدری در اجتماع اسلامی مورد گفتگو واقع شده بود ke عامه مردم az پایان in سفر مطلع بودند. chon جسته و گریخته ، az رسول الله (ص ) و امیرالمؤمنین (ع ) و امام حسن بن علی (ع ) و دیگر بزرگان صدر اسلام شنیده بودند. بدینسان حرکت امام حسین (ع ) ba آن درگیریها و ناراحتیها احتمال کشته شدنش ra در اذهان عامه تشدید کرد. بویژه ke خود در طول راه می فرمود: “من کان باذلا فینا مهجته (20) و موطنا علی لقاء الله نفسه فلیرحل معنا.
هر کس حاضر است در راه ما az جان خویش بگذرد و be ملاقات پروردگار بشتابد، همراه ما بیاید. و لذا در بعضی az دوستان in توهم پیش آمد ke حضرتش ra az in سفر منصرف سازند.
غافل az in ke فرزند علی بن ابی طالب (ع ) امام و جانشین پیامبر، و az دیگران be وظیفه خویش آگاهتر است و هرگز az آنچه خدا بر عهده او نهاده دست نخواهد کشید.
باری امام حسین (ع ) ba hame in افکار و نظریه ها ke اطرافش ra گرفته بود be راه خویش ادامه داد، و کوچکترین خللی در تصمیمش راه نیافت .
سرانجام ، رفت ، و شهادت ra دریافت . نه خود تنها، بلکه ba اصحاب و فرزندان ke har یک ستاره ای درخشان در افق اسلام بودند، رفتند و کشته شدند، و خونهایشان شنهای گرم دشت کربلا ra لاله باران کرد ta جامعه مسلمانان بفهمد یزید (باقی مانده بسترهای گناه آلود خاندان امیه ) جانشین رسول خدا نیست ، و اساسا اسلام az بنی امیه و بنی امیه az اسلام جداست .
راستی هرگز اندیشیده اید agar شهادت جانگداز و حماسه آفرین حسین (ع ) be وقوع نمی پیوست و مردم یزید ra خلیفه پیغمبر (ص ) می دانستند، و آن گاه اخبار دربار یزید و شهوترانیهای او و عمالش ra می شنیدند، چقدر az اسلام متنفر می شدند، زیرا اسلامی ke خلیفه پیغمبرش یزید باشد، be راستی niz تنفرآور است … و خاندان پاک حضرت امام حسین (ع ) niz اسیر شدند ta آخرین رسالت in شهادت ra be گوش مردم برسانند. و شنیدیم و خواندیم ke در شهرها، در بازارها، در مسجدها، در بارگاه متعفن پسر زیاد و دربار نکبت بار یزید، هماره و hame جا دهان گشودند و فریاد زدند، و پرده زیبای فریب ra az چهره زشت و جنایتکار جیره خواران بنی امیه برداشتند و ثابت کردند ke یزید سگ باز وشرابخوار است ، هرگز لیاقت خلافت ندارد و in اریکه ای ke او بر آن تکیه زده جایگاه او نیست . سخنانشان رسالت شهادت حسینی ra تکمیل کرد، طوفانی در جانها برانگیختند، چنان ke نام یزید ta همیشه مترادف ba har پستی و رذالت و دناءت گردید و hame آرزوهای طلایی و شیطانیش chon نقش بر آب گشت . نگرشی ژرف می خواهد ta بتوان بر hame ابعاد in شهادت عظیم و پرنتیجه دست یافت .
از همان اوان شهادتش ta کنون ، دوستان و شیعیانش ، و hame آنان ke be شرافت و عظمت انسان ارج می گذارند، hame ساله سالروز be خون غلتیدنش را، سالروز قیام و شهادتش ra ba سیاه پوشی و عزاداری محترم می شمارند، و خلوص خویش ra ba گریه بر مصایب آن بزرگوار ابراز می دارند. پیشوایان مآل اندیش و معصوم ما، هماره be واقعه کربلا و be زنده داشتن آن عنایتی خاص داشتند.
غیر az in ke خود be زیارت مرقدش می شتافتند و عزایش ra بر پا می داشتند، در فضیلت عزاداری و محزون بودن برای آن بزرگوار، گفتارهای متعددی ایراد فرموده اند. ابوعماره گوید: “روزی be حضور امام ششم صادق آل محمد (ع ) رسیدم ، فرمود اشعاری در سوگواری حسین برای ما بخوان . وقتی شروع be خواندن نمودم صدای گریه حضرت برخاست ، من می خواندم و آن عزیز می گریست ، چندان ke صدای گریه az خانه برخاست .
بعد az آن ke اشعار ra تمام کردم ، امام (ع ) در فضلیت و ثواب مرثیه و گریاندن مردم بر امام (21) حسین (ع ) مطالبی بیان فرمود و niz az آن جناب است ke فرمود: “گریستن و بی تابی کردن در هیچ مصیبتی شایسته (22) نیست مگر در مصیبت حسین بن علی ، ke ثواب و جزایی گرانمایه دارد.
باقرالعلوم ، امام پنجم (ع ) be محمد بن مسلم ke یکی az اصحاب بزرگ او است فرمود: “به شیعیان ما بگویید ke be زیارت مرقد حسین بروند، زیرا بر har شخص باایمانی ke (23) be امامت ما معترف است ، زیارت قبر اباعبدالله لازم می باشد.
امام صادق (ع ) می فرماید: “ان زیاره الحسین علیه السلام افضل ما یکون من الاعمال . (24) همانا زیارت حسین (ع ) az har عمل پسندیده ای ارزش و فضیلتش بیشتر است .
زیرا ke in زیارت در حقیقت مدرسه بزرگ و عظیم است ke be جهانیان درس ایمان و عمل صالح می دهد و گویی روح ra be سوی ملکوت خوبیها و پاکدامنیها و فداکاریها پرواز می دهد. har چند عزاداری و گریه بر مصایب حسین بن علی (ع )، و مشرف شدن be زیارت قبرش و بازنمایاندن تاریخ پرشکوه و حماسه ساز کربلایش ارزش و معیاری والا دارد، لکن باید دانست ke نباید تنها be in زیارتها و گریه ها و غم گساریدن اکتفا کرد، بلکه hame in تظاهرات ، فلسفه دین داری ، فداکاری و حمایت az قوانین آسمانی ra be ما گوشزد می نماید، و هدف هم جز in نیست ، و نیاز بزرگ ما az درگاه حسینی آموختن انسانیت و خالی بودن دل az har che غیر az خداست می باشد، و گرنه agar faghat be صورت ظاهر قضیه بپردازیم ، هدف مقدس حسینی be فراموشی می گراید.

اخلاق و رفتار امام حسین (ع )
با نگاهی اجمالی be 56سال زندگی سراسر خداخواهی و خداجویی حسین (ع )، درمی یابیم ke هماره وقت او be پاکدامنی و بندگی و نشر رسالت احمدی و مفاهیم عمیقی والاتر az درک و دید ما گذشته است . اکنون مروری کوتاه be زوایای زندگانی آن عزیز، ke پیش روی ما است :
جنابش be نماز و نیایش ba پروردگار و خواندن قرآن و دعا و استغفار علاقه بسیاری و حتی در آخرین شب (25) داشت . گاهی در شبانه روز صدها رکعت نماز می گزاشت .
زندگی دست az نیاز و دعا برنداشت ، و خوانده ایم ke az دشمنان مهلت خواست ta بتواند ba خدای خویش be خلوت بنشیند. و فرمود: “خدا می داند ke من نماز و تلاوت (26) قرآن و دعای زیاد و استغفار ra دوست دارم (27) حضرتش بارها پیاده be خانه کعبه شتافت و مراسم حج ra برگزار کرد.
ابن اثیر در کتاب “اسد الغابه ” می نویسد: “کان الحسین رضی الله عنه فاضلا کثیر الصوم و الصلوه و الحج و الصدقه و افعال (28) الخیر جمیعها. حسین (ع ) بسیار روزه می گرفت و نماز می گزارد و be حج می رفت و صدقه می داد و hame کارهای پسندیده ra انجام می داد.
شخصیت حسین بن علی (ع ) آنچنان بلند و دور az دسترس و پرشکوه بود ke وقتی ba برادرش امام مجتبی (ع ) پیاده be کعبه می رفتند، hame بزرگان و شخصیتهای اسلامی be (29) احترامشان az مرکب پیاده شده ، همراه آنان راه می پیمودند.
احترامی ke جامعه برای حسین (ع ) قائل بود، بدان جهت بود ke او ba مردم زندگی می کرد – az مردم و معاشرتشان کناره نمی جست – ba جان جامعه هماهنگ بود، چونان دیگران az مواهب و مصائب یک اجتماع برخوردار بود، و بالاتر az hame ایمان بی تزلزل او be خداوند، او ra غم خوار و یاور مردم ساخته بود.
و گرنه ، او نه کاخهای مجلل داشت و نه سربازان و غلامان محافظ، و هرگز مثل جباران راه آمد و شد ra be گذرش بر مردم نمی بستند، و حرم رسول الله (ص ) ra برای او خلوت نمی کردند… in روایت یک نمونه az اخلاق اجتماعی اوست ، بخوانیم :
روزی az محلی عبور می فرمود، عده ای az فقرا بر عباهای پهن شده شان نشسته بودند و نان پاره های خشکی می خوردند، امام حسین (ع ) می گذشت ke تعارفش کردند و او هم پذیرفت ، نشست و تناول فرمود و آن گاه بیان داشت : “ان الله لا یحب المتکبرین “، خداوند متکبران ra دوست نمی دارد. (30)
پس فرمود: “من دعوت شما ra اجابت کردم ، شما هم دعوت مرا اجابت کنید.
آنها هم دعوت آن حضرت ra پذیرفتند و همراه جنابش be منزل رفتند. حضرت دستور داد و بدین ترتیب پذیرایی گرمی (31) har che در خانه موجود است be ضیافتشان بیاورند، az آنان be عمل آمد، و niz درس تواضع و انسان دوستی ra ba عمل خویش be جامعه آموخت .
شعیب بن عبدالرحمن خزاعی می گوید: “چون حسین بن علی (ع ) be شهادت رسید، بر پشت مبارکش آثار پینه مشاهده کردند، علتش ra az امام زین العابدین (ع ) پرسیدند، فرمود in پینه ها اثر کیسه های غذایی است ke پدرم شبها be دوش می کشید و be خانه (32) زنهای شوهرمرده و کودکان یتیم و فقرا می رسانید.
علائلی در کتاب “سمو المعنی ” می نویسد:
“ما در تاریخ انسان be مردان بزرگی برخورد می کنیم ke har کدام در جبهه و جهتی عظمت و بزرگی خویش ra جهان گیر ساخته اند، یکی در شجاعت ، دیگری در زهد، آن دیگری در سخاوت ، و… amma شکوه و بزرگی امام حسین (ع ) حجم عظیمی است ke ابعاد بی نهایتش har یک مشخص کننده یک عظمت فراز تاریخ است ، گویا او جامع hame (33) والاییها و فرازمندیها است .
آری ، مردی ke وارث بی کرانگی نبوت محمدی است ، مردی ke وارث عظمت عدل و مروت پدری chon حضرت علی (ع ) است و وارث جلال و درخشندگی فضیلت مادری chon حضرت فاطمه (س ) است ، چگونه نمونه برتر و والای عظمت انسان و نشانه آشکار فضیلتهای خدایی نباشد. درود ما بر او باد ke باید او ra سمبل اعمال و کردارمان قرار دهیم .
امام حسین (ع ) و حکایت زیستن و شهادتش و لحن گفتارش و ابعاد کردارش نه تنها نمونه یک بزرگ مرد تاریخ ra برای ما مجسم می سازد، بلکه او ba hame خویشتن ، آیینه تمام نمای فضیلتها، بزرگ منشیها، فداکاریها، جان بازیها، خداخواهیها وخداجوییها می باشد، او be تنهایی می تواند جان ra be لاهوت راهبر باشد و سعادت بشریت ra ضامن گردد. بودن و رفتنش ، معنویت و فضیلتهای انسان ra ارجمند نمود.

پی نوشتها:

در سال و ماه و روز ولادت امام حسین (ع ) اقوال دیگری هم گفته شده است ، vali (1)
ما قول مشهور بین شیعه ra نقل کردیم . ر. be . ک . اعلام الوری طبرسی ، ص .213
احتمال دارد منظور az اسما، دختر یزید بن سکن انصاری باشد. ر. be . ک . اعیان (2)
الشیعه ، جزء ,11 ص .167
امالی شیخ طوسی ، ج 1، ص .377 (3)
شبر بر وزن حسن ، و شبیر بر وزن حسین ، و مبشر بر وزن محسن ، نام پسران هارون (4)
بوده است و پیغمبر اسلام (ص ) فرزندان خود حسن و حسین و محسن ra be in سه نام
نامیده است – تاج العروس ، ج 3، ص ,389 in سه کلمه در زبان عبری همان معنی را
دارد ke حسن و حسین و محسن در زبان عربی دارد – لسان العرب ، ج ,66 ص .60
معانی الاخبار، ص .57 (5)
در منابع اسلامی درباره عقیقه سفارش فراوان شده و برای سلامتی فرزند بسیار (6)
مؤثر دانسته شده است . ر. be . ک . وسائل الشیعه ، ج ,15 ص 143به بعد.
کافی ، ج 6، ص .33 (7)
مقتل خوارزمی ، ج 1، ص 146- کمال الدین صدوق ، ص .152 (8)
سنن ترمذی ، ج 5، ص .323 (9)
ذخائر العقبی ، ص .122 (10)
الاصابه ، ج ,11 ص .30 (11)
سنن ترمذی ، ج 5، ص 324- در in قسمت روایاتی ke در کتابهای اهل تسنن آمده (12)
است نقل شد ta برای آنها هم سندیت داشته باشد.
الاصابه ، ج 1، ص .333 (13)
تذکره الخواص ابن جوزی ، ص 34- الاصابه ، ج 1، ص ,333 آن طور ke بعضی az (14)
مورخین گفته اند in موضوع تقریبا در سن ده سالگی امام حسین (ع ) اتفاق افتاده
است .
ارشاد مفید، ص .173 (15)
رجال کشی ، ص 94- کشف الغمه ، ج 2، ص .206 (16)
مقتل خوارزمی ، ج 1، ص 184- لهوف ، ص .20 (17)
روز هشتم ماه ذیحجه مستحب است ke حاجیها be “منی ” بروند، و در آن زمان be (18)
این حکم استحبابی عمل می کردند، vali در زمان ما مرسوم شده است ke az روز هشتم
یکسره be عرفات می روند.
کامل الزیارات ، ص 68به بعد – مشیر الاحزان ، ص 9. (19)
لهوف ، ص .53 (20)
کامل الزیارات ، ص .105 (21)
کامل الزیارات ، ص .101 (22)
کامل الزیارات ، ص .121 (23)
کامل الزیارات ، ص .147 (24)
عقد الفرید، ج 3، ص .143 (25)
ارشاد مفید، ص .214 (26)
مناقب ابن شهرآشوب ، ج 3، ص 224- اسد الغابه ، ج 2، ص .20 (27)
اسد الغابه ، ج 2، ص .20 (28)
ذکری الحسین ، ج 1، ص ,152 be نقل az ریاض الجنان ، چاپ بمبک ی ، ص 241- (29)
انساب الاشراف .
سوره نحل ، آیه .22 (30)
تفسیر عیاشی ، ج 2، ص .257 (31)
مناقب ، ج 2، ص .222 (32)
از کتاب سمو المعنی ، ص 104به بعد، نقل be معنی شده است . (33)

 

احادیث امام حسین

 

احادیث امام حسین

 

حدیث (1) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثه: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّه اَو حَسَب
جز be یکى az سه نفر حاجت مبر: be دیندار، ya صاحب مروت، ya کسى ke اصالت خانوادگى داشته باشد

تحف العقول ، ص 251) )

حدیث (2) امام حسین علیه السلام فرمودند:

أیما اثنَین جَرى بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر کانَ سابقه الىَ الجنّه
هر یک az دو نفـرى ke میان آنها نزاعى واقع ی و یکـى az آن دو رضایت دیگرى ra بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود

محجه البیصاء ج 4،ص (228)

حدیث (3) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق
رستگـار نمی ی مـردمـى ke خشنـودى مخلـوق ra در مقـابل غضب خـالق خریدنـد

تاریخ طبرى،ج 1،ص 239))

حدیث (4) امام حسین علیه السلام فرمودند:

إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ
بدرستی ke شیعیان ما قلبشان az هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است

فرهنگ سخنان امام حسین ص 476))

حدیث (5) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لا یأمَن یومَ القیامَهِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا
کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی ke در دنیا ترس az خدا در دل داشت

مناقب ابن شهر آشوب ج4 (ص 69 )

حدیث (6) امام حسین علیه السلام فرمودند:

أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء
عاجزترین مردم کسی است ke نتواند دعا کند

بحارالانوارج 93 (ص249 )

حدیث (7) امام حسین علیه السلام فرمودند:

اَلبُکاءُ مِن خَشیهِ اللهِ نَجآهٌ مِنَ النّارِ
گریه az ترس خدا سبب نجات az آتش جهنّم است

حیات امام حسین ج 1 (ص 183)

حدیث (8) امام حسین علیه السلام فرمودند:

مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَهِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ
آن ke در کاری ke نافرمانی خداست بکوشد امیدش ra az دست می دهد و نگرانیها be او رو می آورد.

بحار الانوار ، ج 3 ،( ص 397)

حدیث (9) امام حسین علیه السلام فرمودند:

اِنّ اَعفَی النّاسِ مَن عَفا عِندَقُدرَتِهِِ
بخشنده ترین مردم کسی است ke در هنگام قدرت می بخشد.

الدره الباهره ، (ص24)

حدیث (10) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لا یأمن یوم القیامه إلا من خاف الله فی الدنیا.
هیچ کس روز قیامت در امان نیست ، مگر آن ke در دنیا خدا ترس باشد.

بحار الانوار،ج 4،(ص 19)

حدیث (11) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لا أفلح قوم إشتروا مرضاه المخلوق بسخط الخالق.
کسانی ke رضایت مخلوق ra be بهای غضب خالق بخرند، رستگار نخواهند شد.

مقتل خوارزمی،ج 1،(ص239)

حدیث (12) امام حسین علیه السلام فرمودند:

من حاول اَمرا بمعصیه الله کان اَفوت لما یرجو و اَسرع لما یحذر.
کسی ke بخواهد az راه گناه be مقصدی برسد ، دیرتر be آروزیش می رسد و زودتر be آنچه می ترسد گرفتار می ی .

بحارالانوار،ج78،(ص120)

حدیث (13) امام حسین علیه السلام فرمودند:

من طلب رضی الناس بسخط الله وکله الله إلی الناس .
کسی ke برای جلب رضایت و خوشنودی مردم ، موجب خشم و غضب خداوند ی، خداوند او ra be مردم وا می گذارد.

بحارالانوار،ج78،(ص126)

حدیث (14) امام حسین علیه السلام فرمودند:

من اَحبک نهاک و من اَبغضک اَغراک.
کسی ke تو ra دوست دارد، az تو انتقاد می کند و کسی ke ba تو دشمنی دارد، az تو تعریف و تمجید می کند

بحار الانوار،ج75،(ص128)

حدیث (15) امام حسین علیه السلام فرمودند:

من دلائل العالم إنتقاده لحدیثه و علمه بحقائق فنون النظر.
از نشانه های عالم ، نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی az نظرات مختلف است .

بحارالانوار،ج78،(ص119)

حدیث (16) امام حسین علیه السلام فرمودند:

من دلائل العالم إنتقاده لحدیثه و علمه بحقائق فنون النظر.
از نشانه های عالم ، نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی az نظرات مختلف است .

بحارالانوار،ج78،(ص119)

حدیث (17) امام حسین(ع) فرمودند:

لا تقولوا باَلسنَتکم ما ینقُص عَن قَدَرَکم
چیزى ra بر زبان نیاورید ke az ارزش شما بکاهد

جلاءالعیون،ج۲(ص۲۰۵)

حدیث(18) امام حسین فرمودند:

لا یأمن یوم القیامه إلا من خاف الله فی الدنیا.
هیچ کس روز قیامت در امان نیست ، مگر آن ke در دنیا خدا ترس باشد.

بحار الانوار، ج 44، (ص 192)

حدیث(19) امام حسین (ع) فرمودند:

لا یکمل العقل إلا باتباع الحق .
عقل کامل نمی شود مگر ba پیروی az حق .

بحار الانوار، ج 78، (ص 127 )

حدیث(20) امام حسین (ع) فرمودند:

یاک و ما تعتذر منه ، فإن المؤمن لا یسیء و لا یعتذر، و المنافق کل یوم یسیء و یعتذر
حذر کن az مواردی ke باید عذرخواهی کنی ، زیرا مؤمن نه کار زشتی انجام می دهد و نه be عذرخواهی می پردازد، amma منافق hame روزه بدی می کند، و be عذرخواهی می پردازد.

بحار الانوار، ج 78، (ص120)

حدیث(21) امام حسین(ع) فرمودند:

مُجالَسَهِ أهلِ الدِنَاءَه شَر، وَ مُجَالَسَهِ أَهلِ الفُسُوقِ ریبَه

همنشینی ba سفلگان و افراد پست ناپسند است و همدمی گناهکاران موجب بدبینی مردم و az دست دادن اعتماد و اعتبار استی

بحارالانوار، ج78، (ص 122)

حدیث(22) امام حسین(ع) فرمودند:

مُجالَسَهِ أهلِ الدِنَاءَه شَر، وَ مُجَالَسَهِ أَهلِ الفُسُوقِ ریبَه

همنشینی ba سفلگان و افراد پست ناپسند است و همدمی گناهکاران موجب بدبینی مردم و az دست دادن اعتماد و اعتبار استی

بحارالانوار، ج8، (ص 122)

حدیث(23) امام حسین (ع) فرمودند:

فَإنی لا أَرَی المَوتَ إلَّا السَّعادَهَ وَ الحَیاه مَعَ الظّالِمینَ إلّا بَرماًی
به درستی ke من مرگ ra جز سعادت نمی بینم و زندگی ba ستمکاران ra جز محنت نمی دانم.

تحف العقول، (ص 245)

حدیث (24) امام حسین(ع) فرمودند:

مَن عَبَدَ اللهَ حَقَّ عِبادَتِهِ آتاهُ اللهُ فَوقَ أمانِیهِ وَ کفایتِهِی
هر ke خدا را، آن‌گونه ke سزاوار اوست، بندگی کند، خداوند بیش az آرزوها و کفایتش be او عطا کندی

بحار الأنوار، ج 71، (ص 183)

حدیث (25) امام حسین (ع) فرمودند:

إنَّ أجوَدَ النَّاسِ مَن أعطیَ مَن لا یرجُو.
بخشنده‌ترین مردم کسی است ke be آنکه چشم امید be او نبسته، بخشش ‌کند.

کشف ‌الغمّه، ج2، (ص239 )

حدیث (26) امام حسین (ع) فرمودند:

إنَّ شیعَتَنا مَن سَلِمَت قُلوبُهُم مِن کلِّ غِشٍّ وَغِلٍّ وَدَغَلٍ
بی‏ گمان شیعیان ما، دل‏هایشان az har خیانت، کینه، و فریبکارى پاک است.

بحارالأنوار، ج 68، (ص 156 )

حدیث(27) امام حسین علیه السلام فرمودند:

مَن صَامَ ثَلَاثَهَ أَیامٍ مِن شَعبَانَ وَجَبَت لَهُ الجَنَّهُ وَ کانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) شَفِیعَهُ یومَ القِیامَهِ

هر کسی ke سه روز az ماه شعبان ra روزه بگیرد؛ بهشت بر او واجب می شود و در قیامت niz پیامبر(ص) شفیع او خواهد بود

وسائل ‏الشیعه ج 10 ، (ص 490)

حدیث(28) امام حسین علیه السلام فرمودند:

إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَیکم مِن نِعَمِ اللهِ عَلَیکم فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ
نیاز مردم be شما az نعمتهای خدا بر شما است، az in نعمت افسرده و بیزار نباشید

بحار الأنوار، ج 74، (ص 205)

حدیث(29) امام حسین (ع) می فرمایند:

یَظهَرُ اللَّهُ قائِمَنا فَیَنتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ
خداوند قائم ما ra az pas پرده غیبت بیرون مى‏آورد و آن‏گاه او az ستم‏گران انتقام مى‏گیرد

إثباه الهداه، ج 7، (ص 138)

حدیث(30) امام حسین (ع) می فرمایند:

أنَا قَتیلُ العَبَرَهِ لایَذکُرُنی مُؤمِنٌ إلّا استَعبَرَ
من کشته اشکم ؛ har مؤمنى مرا یاد کند ، اشکش روان شود

کامل الزیارات ، (ص 215)

حدیث (31) امام حسین(ع) می فرمایند:

اَللّهُمَّ لا تَسْتَدْرِجنى بِالاِْحسانِ وَ لا تُؤَدِّبْنى بِالْبَلاء
خدایا! ba غرق کردن من در ناز و نعمت، مرا be پرتگاه عذاب خویش مَکشان و ba بلایا (گرفتارى‏ها) ادبم مکن

عیون اَخبار الرضا، ج 1، (ص 107 ح 1)

حدیث (32) امام حسین (ع) می فرمایند:

لا یَکمُلُ العَقلُ اِلاّ بِاتِّباعِ الحَقِّ
عقل، جز ba پیروى az حق، کامل نمى‏شود

اعلام الدین، (ص 298)

حدیث (33) امام حسین علیه السلام می فرمایند:

مِن دَلائِلِ عَلاماتِ القَبولِ : الجُلوسُ إلى‏ أهلِ العُقولِ
از نشانه‏ هاى خوش‏نامى و نیک‏بختى ، همنشینى ba خردمندان است.

بحارالأنوار، ج 75، (ص 119)

حدیث (34) امام حسین (ع) می فرمایند:

اَ یُّهَا النّاسُ نافِسوا فِى المَکارِمِ وَ سارِعوا فِى المَغانِمِ وَ لا تَحتَسِبوا بِمَعروفٍ لَم تَجعَلوا

اى مردم در خوبى‏ها ba یکدیگر رقابت کنید و در بهره گرفتن az فرصت‏ها شتاب نمایید و کار نیکى ra ke در انجامش شتاب نکرده‏اید، be حساب نیاورید.

ارشاد القلوب دیلمى، (ص 73)

حدیث (35)  امام حسین(ع) می فرمایند:

أَلاِستِدراجُ مِنَ اللّهِ سُبحانَهُ لِعَبدِهِ أَن یُسبِغَ عَلَیهِ النِّعَمَ وَ یَسلُبَهُ الشُّکر
غافلگیر کردن بنده az جانب خداوند be in شکل است ke be او نعمت فراوان دهد و توفیق شکرگزاری ra az او بگیرد.

تحف العقول،(ص 250)

حدیث (36)امام حسین علیه السلام می فرمایند:

مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَهِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ
کسی ke بخواهد az راه گناه be مقصدی برسد ، دیرتر be آروزیش می رسد و زودتر be آنچه می ترسد گرفتار می شود .

بحارالانوار،ج78،(ص120)

حدیث (37)امام حسین علیه السلام می فرمایند:

إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کُلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ
بدرستی ke شیعیان ما قلبشان az هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است.

فرهنگ سخنان امام حسین (ص 476)

حدیث (38)امام حسین علیه السلام می فرمایند:

لا یُکمَلُ العَقلُ اِلّا بِاتِّباعِ الحَق اَلاتَرَونَ اَنَّ الحَق لا یُعمَلُ بِه وَ الباطِل لا یُتَناهی عَنه

عقل جز be پیروی az «حق» کمال نمی یابد آیا نمی بینید ke be حق عمل نمی شود و az باطل نهی نمی شود؟

بحار الانوار، ج 78،( ص 127)

حدیث (39) امام حسین(ع) می فرمایند:

اَللّهُمَّ لا تَستَدرِجنى بِالاِحسانِ وَ لا تُؤَدِّبنى بِالبَلاءِ ؛
خدایا! ba غرق کردن من در ناز و نعمت، مرا be پرتگاه عذاب خویش مَکشان و ba بلایا (گرفتارى ‏ها) ادبم مکن.

الدُّرًّهُ البَاهره من الأصدَاف الطّاهِره

حدیث (40) امام حسین(ع) می فرمایند:

لا یَأمَنُ یوم الْقِیامَهِ إلاّ مَنْ قَدْ خافَ اللهَ فی الدُّنْیا ؛
کسى در روز قیامت az شدائد و أحوال آن در أمان نمى باشد، مگر آن ke در دنیا az خداوند متعال ترس داشته باشد ـ و اهل گناه و معصیت نگردد-

بحار الأنوار: ج 44، (ص 192، ح 5)

حدیث (41) امام حسین(ع) می فرمایند:

اَلبَخیلُ مَن بَخِلَ بِالسَّلامِ ؛
بخیل کسی است ke az سلام کردن بخل ورزد ) سلام نکند)

تحف العقول(ص 253)

حدیث (42) امام حسین(ع) می فرمایند:

لِلسَّلامِ سَبعُونَ حَسَنَهً، تِسعٌ وَ سِتُّونَ لِلمُبتَدِءِ وَ واحِدَهٌ لِلرادِ ؛
سلام کردن هفتاد حسنه و ثواب دارد شصت و نه ثواب az برای سلام کننده و یک ثواب برای جوابگو است (با وجود آنکه سلام کردن مستحب vali جواب دادن آن واجب است(.

تحف العقول (ص 253)

حدیث (43) امام حسین(ع) می فرمایند:

لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثه: إلـى ذِى دیـنٍ ، اَو مُــرُوّه اَو حَسَب ِ ؛
جز be یکى az سه نفر حاجت مبر: be دیندار ، ya صاحب مروت ، ya کسى ke اصالت خانوادگى داشته باشد

تحف العقول ، (ص 251)

حدیث (44) امام حسین(ع) می فرمایند:

مَن عَبَدَ اللهَ حَقَّ عِبادَتِهِ آتاهُ اللهُ فَوقَ أمانِیهِ وَ کفایتِهِ ؛
هر ke خدا ra ، آن‌گونه ke سزاوار اوست ، بندگی کند ، خداوند بیش az آرزوها و کفایتش be او عطا کند

بحار الأنوار، ج 71، (ص 183)

حدیث (45) امام حسین(ع) می فرمایند:

اَلبُکاءُ مِن خَشیهِ اللهِ نَجآهٌ مِنَ النّار ؛
گریه az ترس خدا سبب نجات az آتش جهنّم است

حیات امام حسین ج 1 (ص 183)

حدیث (46) امام حسین(ع) می فرمایند:

مَن حاوَلَ أمراً بِمَعصِیهِ الله کان أفوتُ لما یَرجُوا و أسرَع لما یحذَر ؛
کسی ke بخواهد az راه گناه be مقصدی برسد ، دیرتر be آرزویش می رسد و زودتر be آنچه می ترسد گرفتار می شود

بحار الانوار، ج 78، (ص 120)

حدیث (47) امام حسین(ع) می فرمایند:

أیما اثْنَین جَرى بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر کانَ سابقه الىَ الجنّه ؛
هر یک az دو نفـرى ke میان آنها نزاعى واقع می شود و یکـى az آن دو رضایت دیگرى ra بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود

محجه البیصاء ج 4،(ص 228)

حدیث (48) امام حسین(ع) می فرمایند:

لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ الْمَخلـُوق بسَخَطِ اْلخـالِق ؛
رستگـار نمی شوند مـردمـى ke خشنـودى مخلـوق ra در مقـابل غضب خـالق خریدنـد.

تاریخ طبرى،ج 1،(ص 239)

حدیث (49) امام حسین(ع) می فرمایند:

اِنّ اَعفَی النّاسِ مَن عَفا عِندَقُدرَتِهِ ِ؛
بخشنده ترین مردم کسی است ke در هنگام قدرت می بخشد.

الدره الباهره ، (ص24)

حدیث (50) امام حسین(ع) می فرمایند:

أمن حاول اَمرا بمعصیه الله کان اَفوت لما یرجو و اَسرع لما یحذر ؛
کسی ke بخواهد az راه گناه be مقصدی برسد ، دیرتر be آروزیش می رسد و زودتر be آنچه می ترسد گرفتار می شود.

بحارالانوار،ج78،(ص120)

 

در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

مطالب مرتبط

دیدگاه ها

نظر شما برای “امام حسین”

دیدگاه ها بسته شده اند.