امام زمان

امام زمان

مجموعه: اختصاصی, دینی و مذهبی
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • امام زمان
  •  

    امام زمان

    امام زمان

     

    علائم ظهور حضرت مهدی (عج) بر دو دسته تقسیم می شوند:

    الف: علائم حتمی و قطعی؛

    ب: علائم غیر حتمی و غیر قطعی که البته در این علائم هم ممکن است اختلاف نظر وجود داشته باشد.

    علائم غیر حتمی فراوان هستند و نوعاً بعضی از آنان به وقوع پیوسته است اما علائم حتمی و قطعی هنوز رخ نداده اند بعضی از این علائم قطعی عبارتند از:

    1. خروج سفیانی: پیش از ظهور مردی از نسل ابوسفیان در منطقه شام خروج می کند و با تظاهر به دینداری گروه زیادی از مسلمانان را می فریبد و به گرد خود می آورد و بخش گسترده ای از سرزمینهای اسلام را به تصرف خویش در می آورد و بر مناطق پنجگانه شام، حمص، فلسطین، اردن و قنسرین (نام شهری در نزدیکی حلب) و منطقه عراق سیطره می یابد و در کوفه و نجف به قتل عام شیعیان می پردازد و برای کشتن و یافتن آنان جایزه تعیین می کند آنگاه که از ظهور امام زمان باخبر می شود با سپاهی گران به جنگ وی می رود که در منطقه بیداد (بین مکه و مدینه) با سپاه امام (ع) برخورد می کند و به امر خدا همه لشگریان وی به جز چند نفر در زمین فرو می روند و هلاک می شوند. [1]

    2. خسف در بیداء: خسف یعنی فرو رفتن و پنهان شدن، و بیداء نام منطقه ای در مکه و مدینه است. ظاهراً لشگر سفیانی در این منطقه که به قصد جنگ با امام عصر(عج) آمده است در زمین فرو می روند. [2]

    3. خروج یمانی: سرداری از یمن قیام می کند و مردم را به حق و عدل دعوت می کند این نشانه در منابع عامه نیست ولی در مصادر شیعه روایات فراوانی در این باره وجود دارد. امام صادق (ع) فرمود: قیامهای سه گانه خراسانی، سفیانی، یمانی در یک سال و یک ماه و یک روز خواهد بود و هیچ پرچمی به اندازه پرچم یمانی دعوت حق و هدایت نمی کند و هم فرمود که یمانی از علائم حتمی است. [3]

    4. قتل نفس زکیه: زکیه یعنی فرد پاک و بی گناه و کسی که قتلی انجام نداده است و جرمی ندارد.  در آستانه ظهور مهدی (عج) در گیرودار مبارزات زمینه ساز انقلاب حضرت مهدی (عج) فردی پاکباخته و مخلص از اولاد حضرت امام حسن مجتبی (ع) در راه امام می کوشد و در این راه مظلومانه به قتل می رسد. روایات گاهی نفس زکیه و گاهی «سید حسنی» گفته اند امام باقر (ع) فرمود: بین ظهور مهدی (عج) و کشته شدن نفس زکیه بیش از پانزده شبانه روز فاصله نیست. [4]

    5. صیحه آسمانی: منظور از صیحه آسمانی صدایی است که در آستانه ظهور حضرت مهدی در آسمان شنیده می شود و همه مردم آن را می شنوند در روایات تعبیر به «نداء» «فزعه» «صوت» نیز بکار رفته است که ظاهر آن نشان می دهد که هر یک از اینها نشانه جداگانه ای است که پیش از ظهور واقع می شود لکن به نظر می رسد که اینها تعبیر از یک واقعیت است و ممکن هم هست که از سه حادثه جدای از هم خبر داده باشند که اول صداهای هولناکی برآید و همه را به خود متوجه کند (صیحه) و به دنبال آن صدای مهیب و هولناکی شنیده شود که دلهای مردم را به وحشت اندازد (فزعه) و آن گاه از آسمان صدایی شنیده می شود که مردم را به سوی مهدی(عج) فرا می خواند (نداء) روایاتی که از این معنا خبر داده اند از طریق شیعه و سنی فراوان هستند. امام باقر (ع) می فرماید: ندا کننده ای از آسمان نام قائم را ندا می کند پس هر که در شرق و غرب است آن را می شنود و از وحشت این صدا خوابیده ها بیدار و ایستادگان نشسته و نشستگان بر دو پای خویش می ایستند رحمت خدا بر کسی که از این صدا عبرت گیرد و ندای وی را اجابت کند زیرا صدای نخست، صدای جبرئیل روح الأمین است.

    آنگاه می فرماید: این صدا در شب جمعه بیست و سوم ماه رمضان خواهد بود در این هیچ شک نکنید و بشنوید و فرمان برید، در آخر روز شیطان فریاد می زند که «فلانی مظلوم کشته شد» تا مردم را بفریبد و به شک اندازد. و امام صادق (ع) می فرماید: در ابتدای روز گویند ه ای در آسمان ندا می دهد که آگاه باشید که حق با علی و شیعیان اوست. پس از آن در پایان روز شیطان که لعنت خدا بر او باد از روی زمین فریاد می زند که حق با عثمان و پیروان اوست پس در این هنگام باطل گرایان به شک می افتند هرگاه گوینده ای از آسمان نداء بزند که حق با اولاد محمد(ص) است در آن هنگام ظهور مهدی(عج) به سر زبانها می افتد به گونه ای که غیر از او یاد نمی کنند. [5]

    6. خروج دجال: این نشانه در کتب اهل سنت از علائم برپایی قیامت شناخته شده است [6]   ولی در منابع روایی شیعه از نشانه های ظهور است. و اشکال ندارد که هم علامت ظهور و هم علامت معاد باشد. چون خود ظهور امام عصر (عج) هم از علائم آخرالزمان می باشد.

    دجال فردی است که در آخر الزمان و پیش از قیام مهدی (عج) خروج می کند و غیر عادی است و با انجام کارهای شگفت انگیز جمع زیادی از مردم را می فریبد و سرانجام به دست عیسی مسیح (ع) در کنار دروازه ”لد“ در منطقه شام به هلاکت می رسد. در مورد دجال نظریه های متعددی طرح شده است مثلا گروهی آن را فردی نامیده اند و دسته ای آن را جریانی می دانند و نه شخص معین که مطرح کردن این امور مجال دیگری را می طلبد. [7]

    [1] کمال الدین، ص 651. و بحار الأنوار، ج 52، ص 215؛ و کنز العمال، ج 14، ص 272؛ تاریخ غیبت کبری، ص 518 الی 520.

    [2] مراصد الاطلاع، ج1، ص239؛ وافی، ج2، ص 442؛ مسائل العشره چاپ شده در مجموع مصنفات شیخ مفید، ج 3، ص 122 و غیبت نعمانی، ص 252، منتخب الأثر، ص 459؛ کتاب الغیبه نعمانی ص 252، تاریخ غیبت کبری ص 499 ـ 520.

    [3] تاریخ غیبت کبری، ص 525، کتاب غیبت  نعمانی 252.

    [4] منتخب الأثر، 459، تاریخ الغیبه الکبری، ص 511؛ الارشاد، ج2، ص374؛ اعلام الوری، ص 427.

    [5] تاریخ ما بعد الظهور/176 ـ کشف الغمه ج3،  ص 260 ، وافی، ج 2، ص 445 ـ 446، کتاب الغیبه، شیخ طوسی، ص 435 و454 و453 – ارشاد، ج2، ص 371؛ کمال الدین / 651 بحار الأنوار، ج52، ص204-288-290؛ منتخب الاثر، ص 459، غیبت نعمانی/254.

    [6] سنن ترمذی، ج4، ص 507 ـ 519؛ سنن ابی داوود؛ ج4، ص 115؛ صحیح مسلم، ج 18، ص 46 و 81.

    [7] بحارالأنوار، ج 52، ص 193و209؛ کمال الدین 525 و 526؛ کشف الغمه، ج 3، ص 281؛ المسائل العشر، چاپ شده در مصنفات شیخ طوسی، ج3، ص 122؛ ارشاد، ج2، ص 371، کنز العمال، ج 14، ص 198ـ200.

     

    زندگینامه امام زمان

     

    زندگینامه امام زمان

     

    نام: محمد بن الحسن
    کنیه: ابوالقاسم
    امام زمان حضرت مهدی (عج) هم نام و هم کنیه حضرت پیامبر اکرم(ص) است. در روایات آمده است که شایسته نیست آن حضرت را با نام و کنیه، اسم ببرند تا آن گاه که خداوند به ظهورش زمین را مزیّن و دولتش را ظاهر گرداند.

    القاب امام زمان حضرت مهدی (عج):

    مهدى، خاتم، منتظر، حجت، صاحب الامر، صاحب الزمان، قائم و خلف صالح.
    شیعیان در دوران غیبت صغرى ایشان را «ناحیه مقدسه» لقب داده بودند. در برخى منابع بیش از 180 لقب براى امام زمان(ع) بیان شده است.
    ولادت امام زمان حضرت مهدی (عج):

    وی یگانه فرزند امام عسکری علیه السلام یازدهمین امام شیعیان است. امام زمان حضرت مهدی (عج) در سحرگاه نیمه شعبان 255 ق در سامرّا چشم به جهان گشود و پس از پنج سال زندگی تحت سرپرستی پدر، و مادر بزرگوارشان نرجس خاتون، در سال 260 ق به دنبال شهادت حضرت عسکری علیه السلام ـ همچون حضرت عیسی علیه السلام و حضرت یحیی علیه السلام که در سنین کودکی عهده دار نبوّت شده بودند ـ در پنج سالگی منصب امامت شیعیان را عهده دار شدند. آن بزرگوار پس از سپری شدن دوران غیبت با تشکیل حکومت عدل جهانی احکام الهی را در سرتاسر زمین حاکمیت خواهد بخشید.

    آخرین امام شیعیان در پانزدهم ماه شعبان 255 ق، علی رغم مراقبت های ویژه مأموران حکومت عباسی، در خانه امام عسکری علیه السلام چشم به جهان گشودند. تولد مخفیانه آن حضرت بی شباهت به تولد حضرت موسی علیه السلام و حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام نیست. همان گونه که این دو پیامبر بزرگ الهی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی فرعونیان و نمرودیان به اراده خداوند و به سلامت در کنار کاخ فرعون و نمرود متولّد شدند، حضرت مهدی(عج) نیز در حالی که جاسوسان و مأموران خلیفه عباسی تمام وقایع خانه امام یازدهم علیه السلام را زیر نظر داشتند، در کمال امنیت و بدون آن که دشمنان بویی ببرند، در سحرگاه روز جمعه نیمه شعبان قدم به جهان هستی گذاشتند.

    سیمای امام زمان حضرت مهدی (عج)

    پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار علیهم السلام هر کدام در سخنان خود به اوصاف امام مهدی(عج) اشاره کرده اند. حضرت امام رضا علیه السلام در توصیف ویژگی های چهره و سجایای اخلاقی و ویژگی های برجسته آن حضرت می فرمایند: «قائم آل محمد(عج) هاله هایی از نور چهره زیبای او را احاطه کرده است رفتار معتدل و چهره شادابی دارد. از نظر ویژگی های جسمی شبیه ترین فرد به رسول خدا(ص) است. نشانه خاصّ او آن است که گرچه عمر بسیار طولانی دارد، ولی از سیمای جوانی برخوردار است؛ تا آن جا که هر بیننده ای او را چهل ساله یا کمتر تصور می کند. از دیگر نشانه های او آن است که تا زمان مرگ با وجود گذشت زمان بسیار طولانی هرگز نشان پیری در چهره او دیده نخواهد شد».

    —– —– —– —– —– —– —– —– —– —–

    از صفحات دیگر نیز بازدید فرمائید : قیمت طلا

    —– —– —– —– —– —– —– —– —– —–

    حجت خدا
    روزی عثمان بن سعید بن عمری به همراه حدود چهل نفر از بزرگان شیعه به حضور امام عسکری علیه السلام رسیدند تا درباره جانشین آن حضرت سؤال کنند و در آینده از ایجاد اختلاف در مسئله امامت جلوگیری کنند. راوی می گوید: وقتی عثمان بن سعید به حضرت عسکری علیه السلام گفت: آمده ایم تا درباره مطلب مهمی که شما به آن آگاه ترید از شما سؤال کنیم، حضرت عسکری علیه السلام فرمودند: بنشین عثمان. پس از ساعتی امام علیه السلام فرمودند: آیا می خواهید بگویم به چه منظوری آمده اید؟ همه گفتند: ای فرزند رسول خدا، بفرمایید. آنگاه حضرت فرمودند: آمده اید تا درباره حجت خدا و امام پس از من بپرسید. همه گفتند: آری. در این لحظه ناگهان پسری که چهره درخشانی چون ماه داشت و از هر حیث به امام عسکری علیه السلام شبیه بود وارد شد. حضرت فرمودند: بعد از من پیشوای شما و جانشینم این فرزند من است. مواظب باشید پس از من در دین دچار آشفتگی نشوید…
    دوران زندگی امام زمان حضرت مهدی (عج)

    دوران زندگی امام زمان حضرت مهدی (عج) به چهار دوره تقسیم می شود:

    1) از تولد تا غیبت امام زمان حضرت مهدی (عج):

    امام زمان حضرت مهدی (عج) پس از تولد حدود پنج سال تحت سرپرستی پدر بزرگوارشان امام عسکری علیه السلام به صورت نیمه مخفی زندگی کردند. یکی از کارهای بسیار مهمی که حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در این دوره انجام دادند این بود که امام زمان حضرت مهدی (عج) را به بزرگان شیعه معرفی کردند تا در آینده در مسئله امامت دچار اختلاف نشوند.
    2) غیبت صغری امام زمان حضرت مهدی (عج):

    پس از شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260 ق دوره غیبت صغری آغاز شد و تا سال 329 ق ادامه پیدا کرد. در این دوره امام زمان حضرت مهدی (عج) از طریق چهار نائب به ادامه امور مردم می پرداختند.
    3) دوره غیبت کبری امام زمان حضرت مهدی (عج):

    این دوران از سال 329 ق شروع شد و تا زمانی که خداوند مصلحت بدانند ادامه خواهد داشت در این دوره پاسخ به پرسش ها و احکام مردم بر عهده نایبان عام آن حضرت است و حضرت نایب خاصی برای این دوره معرفی نکرده اند.
    4) دوره حکومت امام زمان حضرت مهدی (عج):

    پس از ظهور، امام زمان حضرت مهدی (عج) بر اساس احکام اسلام حکومت واحد جهانی تشکیل خواهند داد که در سایه آن سرتاسر عالم پر از عدل و داد خواهد شد.

    صورت و سیرت امام زمان حضرت مهدی (عج)

    چهره و شمایل حضرت مهدی ( ع ) را راویان حدیث شیعی و سنی چنین نوشته اند چهره اش گندمگون ، ابروانی هلالی و کشیده ، چشمانش سیاه و درشت و جذاب ، شانه اش پهن ، دندانهایش براق و گشاد ، بینی اش کشیده و زیبا، پیشانی اش بلند و تابنده . استخوان بندی اش استوار و صخره سان ، دستان و انگشتهایش درشت .گونه هایش کم گوشت و اندکی متمایل به زردی  – که از بیداری شب عارض شده -بر گونه راستش خالی مشکین . عضلاتش پیچیده و محکم ، موی سرش بر لاله گوش ریخته ، اندامش متناسب و زیبا ، هیاتش خوش منظر و رباینده ، رخساره اش در هاله ای از شرم بزرگوارانه و شکوهمند غرق . قیافه اش از حشمت و شکوه رهبری سرشار .نگاهش دگرگون کننده ، خروشش دریاسان ، و فریادش همه گیر ” .حضرت مهدی صاحب علم و حکمت بسیار است و دارنده ذخایر پیامبران است . وی   نهمین امام است از نسل امام حسین ( ع ) اکنون از نظرها غایب است . ولی مطلق و خاتم اولیاء و وصی اوصیاء و قائد جهانی و انقلابی  اکبر است . چون ظاهر شود ، به کعبه تکیه کند ، و پرچم پیامبر ( ص ) را در دست گیرد و دین خدا را زنده و احکام خدا را در سراسر گیتی جاری کند . و جهان را پر از عدل و داد و مهربانی کند .حضرت مهدی ( ع ) در برابر خداوند و جلال خداوند فروتن است . خدا و عظمت خدا در وجود او متجلی است و همه هستی او را فراگرفته است . مهدی ( ع ) عادل است و خجسته و پاکیزه . ذره ای از حق را فرو نگذارد . خداوند دین اسلام را به دست او عزیز گرداند . در حکومت او ، به احدی ناراحتی نرسد مگر آنجا که حد خدایی جاری گردد .مهدی ( ع ) حق هر حقداری را بگیرد و به او بدهد . حتی  اگر حق کسی زیر دندان دیگری   باشد ، از زیر دندان انسان بسیار متجاوز و غاصب بیرون کشد و به صاحب حق باز گرداند . به هنگام حکومت مهدی ( ع ) حکومت جباران و مستکبران ، و نفوذ سیاسی   منافقان و خائنان ، نابود گردد . شهر مکه – قبله مسلمین – مرکز حکومت انقلابی مهدی   شود . نخستین افراد قیام او ، در آن شهر گرد آیند و در آنجا به او بپیوندند …برخی به او بگروند ، با دیگران جنگ کند ، و هیچ صاحب قدرتی و صاحب مرامی   ، باقی   نماند و دیگر هیچ سیاستی و حکومتی ، جز حکومت حقه و سیاست عادله قرآنی   ، در جهان جریان نیابد . آری ، چون مهدی ( ع ) قیام کند زمینی  نماند ، مگر آنکه در آنجا گلبانگ محمدی : اشهد ان لا اله الا الله ، و اشهد ان محمدا رسول الله ، بلند گردد .در زمان حکومت مهدی ( ع ) به همه مردم ، حکمت و علم بیاموزند ، تا آنجا که زنان در خانه ها با کتاب خدا و سنت پیامبر ( ص ) قضاوت کنند . در آن روزگار ، قدرت عقلی توده ها تمرکز یابد . مهدی ( ع ) با تایید الهی   ، خردهای مردمان را به کمال رساند و فرزانگی  در همگان پدید آورد … .مهدی ( ع ) فریاد رسی است که خداوند او را بفرستد تا به فریاد مردم عالم برسد .در روزگار او همگان به رفاه و آسایش و وفور نعمتی  بیمانند دست یابند . حتی   چهارپایان فراوان گردند و با دیگر جانوران ، خوش و آسوده باشند . زمین گیاهان بسیار رویاند آب نهرها فراوان شود ، گنجها و دفینه های  زمین و دیگر معادن استخراج گردد . در زمان مهدی ( ع ) آتش فتنه ها و آشوبها بیفسرد ، رسم ستم و شبیخون و غارتگری برافتد و جنگها از میان برود .در جهان جای ویرانی نماند ، مگر آنکه مهدی ( ع ) آنجا را آباد سازد .در قضاوتها و احکام مهدی ( ع ) و در حکومت وی ، سر سوزنی  ظلم و بیداد بر کسی نرود و رنجی بر دلی ننشیند .مهدی ، عدالت را ، همچنان که سرما و گرما وارد خانه ها شود ، وارد خانه های مردمان کند و دادگری او همه جا را بگیرد .
    اصحاب و یاران امام زمان حضرت مهدی (عج):

    1. عثمان بن سعید عمروى (متوفاى سال 265 ق.).

    2. محمد بن عثمان عمروى (متوفاى سال 304ق.).

    3. حسین بن روح نوبختى (متوفاى سال 326ق.).

    4. على بن محمد سمرى (متوفاى سال 329ق.).

    این چهار تن نماینده بلافصل امام زمان حضرت مهدی (عج) بودند که در ایام غیبت صغرى، پس از شهادت امام حسن عسکرى(ع)، از سال 260 تا 329، به مدت 70 سال به ترتیب، واسطه میان امام زمان حضرت مهدی (عج) وشیعیان ایشان بودند. این چهار نفر به «نوّاب اربعه» مشهورند. ولى در هنگام خروج آن حضرت، 313 نفر از یارانش به او پیوسته و نخستین هسته لشکریان امام زمان حضرت مهدی (عج) را تشکیل مى‏دهند. علاوه بر آنان، هزاران نفر در ایام غیبت آن حضرت به این مقام ارجمند نایل شده‏اند که بر دیگران پنهان مانده است و پنهان خواهد ماند. همچنین افراد بسیارى در ایام غیبت به محضرش شرفیاب گشته و از عنایاتش بهره‏مند شده‏اند که در این جا به نام برخى از آنان اشاره مى ‏گردد:

    1. اسماعیل بن حسن هرقلى.
    2. سید محمد بن عباس جبل عاملى.
    3. سید عطوه علوى حسنى.
    4. امیراسحاق استرآبادى.
    5. ابوالحسین بن ابى بغل.
    6. شریف عمر بن حمزه.
    7. ابوراجح حمامى.
    8. شیخ حر عاملى.
    9. مقدس اردبیلى.
    10. محمد تقى مجلسى.
    11. میرزا محمد استرآبادى.
    12. علامه بحر العلوم.
    13. شیخ حسین آل رحیم.
    14. ابوالقاسم بن ابى جلیس.
    15. ابو عبداللَّه کندى.
    16. ابو عبداللَّه جنیدى.
    17. محمد بن محمد کلینى.
    18. محمد بن ابراهیم بن مهزیار.
    19. محمد بن اسحاق قمى.
    20. محمد بن شاذان نیشابورى.

    زمامداران معاصر امام زمان حضرت مهدی (عج) :

    امام زمان حضرت مهدی (عج) از زمان تولد (سال 255 هجرى) تا زمان ظهور و تشکیل حکومت جهانى، با تمام حاکمان و زمامداران کشورهاى اسلامى و غیر اسلامى، معاصر بوده و خواهد بود؛ اما خلفاى عباسى که در ایام غیبت صغراى آن حضرت بر مسلمانان حکومت راندند، عبارتند از:

    1. مهتدى عباسى (255 – 256ق.).

    2. معتمد عباسى (256 – 279ق.).

    3. معتضد عباسى (279 – 289ق.).

    4. مکتفى عباسى (289 – 295ق.).

    5. مقتدر عباسى (295 – 320ق.).

    6. قاهر عباسى (320 – 322ق.).

    7. راضى عباسى (322 – 329ق.).

    8. متقى عباسى (329 – 333ق.).

    هنگامى که امام زمان حضرت مهدی (عج) ظهور کند و قیام آزادى بخش وى فراگیر شود، برخى از سلاطین و حاکمان کشورها در برابر او تواضع نموده و سر تسلیم فرود مى‏آورند و برخى دیگر با آن حضرت، به مقابله و منازعه بر مى‏خیزند و پس از درگیرى، متحمل شکست و اضمحلال خواهند شد و حکومت آن حضرت، از شرق تا غرب کره زمین را فرا خواهد گرفت. در این باره، روایات فراوانى از معصومین(ع)نقل شده است که براى نمونه، حدیثى را از امام محمد باقر(ع) بیان مى‏کنیم:

    عَن أبی جعفر(ع) قال: القائِمُ مِنّا مَنصُورٌ بالرُّعبِ، مُؤیّدٌ بالنَّصر، تُطوى‏ له الأرضُ وَتظهَرُ لَهُ الکنوزُ ویبلغُ سُلطانه المشرقَ والمغرِبَ ویُظِهرُ اللَّهُ دینهُ على الدّینِ کُلّه ولو کَرِهَ المُشرکون فلا یَبقى‏ على وجهِ الأرضِ خرابٌ إلّا عمّر وینزلُ روحُ‏اللَّهِ عیسى بن مریم فیُصلّی خلفه.(1)

    قیام کننده از ما منصور به رعب و مؤیّد به نصر است. زمین از براى او در نوردیده شود و گنج‏هاى پنهان را براى او آشکار کند. سلطنت و حکومت او شرق و غرب را فرا خواهد گرفت و خداوند منان، به دست او دین خود را بر همه دین‏ها غالب گرداند، اگر چه مشرکان را خوش نیاید. در روى زمین هیچ خرابى باقى نماند، مگر این که آبادش کند و روح اللَّه، عیسى بن مریم از آسمان نازل شده و بر او اقتدا کند و پشت سرش نماز بخواند.

     

    احادیث امام زمان علیه السلام

     

    احادیث امام زمان علیه السلام

     

    1- توجّه امام مهدى(علیه السلام) به شیعیان خویش

    إِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ، وَ لا ناسینَ لِذِکْرِکُمْ، وَ لَوْ لا ذلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللاَّْواهُ، وَ اصْطَلَمَکُمُ الاَْعْداءُ. فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَ ظاهِرُونا:

    ما در رعایت حال شما کوتاهى نمى‌کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده ‌یم، که اگر جز این بود گرفتارى‌ها به شما روى مى‌آورد و دشمنان، شما را ریشه کن مى‌کردند. از خدا بترسید و ما را پشتیبانى کنید.

    2- عمل صالح و تقرّب به اهل بیت(علیهم السلام)

    فَلْیَعْمَلْ کُلُّ امْرِء مِنْکُمْ بِما یُقَرَّبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَلْیَتَجَنَّبْ ما یُدْنیهِ مِنْ کَراهِیَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَإِنَّ امْرَأً یَبْغَتُهُ فُجْأَهً حینَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَهٌ، وَ لا یُنْجیهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حَوْبَه:

    هر یک از شما باید به آنچه که او را به دوستى ما نزدیک مى‌سازد، عمل کند و از آنچه که خوشایند ما نبوده و خشم ما در آن است، دورى گزیند، زیرا خداوند به طور ناگهانى انسان را مى‌گیرد، در وقتى که توبه برایش سودى ندارد و پشیمانى او را از کیفر ما به خاطر گناهش نجات نمى‌دهد.

    3- تسلیم در مقابل دستورهاى اهل بیت(علیهم السلام)

    فَاتَّقُوا اللّهَ، وَ سَلِّمُوا لَنا، وَ رُدُّو الاَْمْرَ إِلَیْنا، فَعَلَیْنَا الاِْصْدارُ، کَما کانَ مِنَّا الاِْیرادُ، وَ لا تَحاوَلُوا کَشْفَ ما غُطِّىَ عَنْکُمْ، وَ اجْعَلُوا قَصْدَکُمْ إِلَیْنا بِالْمَوَدَّهِ عَلَى السُّنَّهِ الْواضِحَهِ:

    از خدا بترسید و تسلیم ما شوید و کارها را به ما واگذارید، بر ماست که شما را از سرچشمه، سیراب برگردانیم، چنان که بردن شما به سرچشمه از ما بود، در پى کشف آنچه از شما پوشیده شده نروید. مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى که روشن است به طرف ما قرار دهید.

    4- تحقّق حتمى حقّ

    أَبَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لِلْحَقِّ إِلاّ إِتْمامًا وَ لِلْباطِلِ إِلاّ زَهُوقًا، وَ هُوَ شاهِدٌ عَلَىَّ بِما أَذْکُرُهُ:

    خداوند مقدّر فرموده است که حقّ به مرحله نهایى و کمال خود برسد و باطل از بین برود، و او بر آنچه بیان نمودم گواه است.

    5- خلقت هدفدار و هدایت پایدار

    إِنَّ اللّهَ تَعالى لَمْ یَخْلُقِ الْخَلْقَ عَبَثًا وَ لا أَهْمَلَهُمْ سُدًى بَلْ خَلَقَهُمْ بِقُدْرَتِهِ وَ جَعَلَ لَهُمْ أَسْماعًا وَ أَبْصارًا وَ قُلُوبًا وَ أَلْبابًا ثُمَّ بَعَثَ إِلَیْهِمُ النَّبِیّینَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ، یَأْمُرُونَهُمْ بِطاعَتِهِ وَ یَنْهَوْنَهُمْ عَنْ مَعْصِیَتِهِ وَ یُعَرِّفُونَهُمْ ما جَهِلُوهُ مِنْ أَمْرِ خالِقِهِمْ وَ دینِهِمْ وَ أَنـْزَلَ عَلَیْهِمْ کِتابًا، وَ بَعَثَ إِلَیْهِمْ مَلائِکَهً یَأْتینَ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ مَنْ بَعَثَهُمْ إِلَیْهِمْ بِالْفَضْلِ الَّذى جَعَلَهُ لَهُمْ عَلَیْهِمْ:

    خداوند متعال، خلق را بیهوده نیافریده و آنان را مهمل نگذاشته است، بلکه آنان را به قدرتش آفریده و براى آنها گوش و چشم و دل و عقل قرار داده، آن گاه پیامبران را که مژده دهنده و ترساننده هستند به سویشان برانگیخت تا به طاعتش دستور دهند و از نافرمانى‌اش جلوگیرى فرمایند و آنچه را از امر خداوند و دینشان نمى‌دانند به آنها بفهمانند و بر آنان کتاب فرستاد و به سویشان فرشتگان برانگیخت تا آنها میان خدا و پیامبران ـ به واسطه تفضّلى که بر ایشان روا داشته ـ واسطه باشند.

    6- ظهور حقّ

    إِذا أَذِنَ اللّهُ لَنا فِى الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ وَ اضْمَحَلَّ الْباطِلُ، وَ انْحَسَرَ عَنْکُمْ:

    هرگاه خداوند به ما اجازه دهد که سخن گوییم، حقّ ظاهر خواهد شد و باطل از میان خواهد رفت و خفقان از [سرِ] شما برطرف خواهد شد.

    7- تفتیش ناروا

    مَنْ بَحَثَ فَقَدْ طَلَبَ، وَ مَنْ طَلَبَ فَقَدْ دَلَّ، وَ مَنْ دَلَّ فَقَدْ أَشاطَ وَ مَنْ أَشاطَ فَقَدْ أَشْرَکَ:

    حضرت مهدى(علیه السلام) در خصوص کسانى که در جستجوى او بوده اند تا به حاکم جور تحویلش دهند فرموده است: آن که بکاود، بجوید و آن که بجوید دلالت دهد و آن که دلالت دهد به هدف رسد و هر که [در مورد من] چنین کند، شرک ورزیده است.

    8- ظهور حقّ به اذن حقّ

    فَلا ظُهُورَ إِلاّ بَعْدَ إِذْنِ اللّهِ تَعالى ذِکْرُهُ وَ ذلِکَ بَعْدَ طُولِ الاَْمَدِ وَ قَسْوَهِ الْقُلُوبِ وَ امْتِلاءِ الاَْرْضِ جَوْرًا:

    ظهورى نیست، مگر به اجازه خداوند متعال و آن هم پس از زمان طولانى و قساوت دل‌ها و فراگیر شدن زمین از جور و ستم.

    9- مدّعیان دروغگو

    سَیَأْتى إلى شیعَتى مَنْ یَدَّعِى المُشاهَدَهَ. أَلا فَمَنِ ادَّعَى المُشاهَدَهَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْیانى وَ الصَّیْحَهِ فَهُوَ کَذّابٌ مُفْتَر وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ إِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیم:

    آگاه باشید به زودى کسانى ادّعاى مشاهده (نیابت خاصّه) مرا خواهند کرد. آگاه باشید هر کس قبل از خروج «سفیانى» و شنیدن صداى آسمانى، ادّعاى مشاهده مرا کند دروغگو و افترا زننده است؛ حرکت و نیرویى جز به خداى بزرگ نیست.

    10- دنیا در سراشیبى زوال

    إِنَّ الدُّنْیا قَدْ دَنا فَناؤُها وَ زَوالُها وَ أَذِنَتْ بِالْوِداعِ وَ إِنّى أَدْعُوکُمْ إِلَى اللّهِ وَ رَسُولِهِ(صلى الله علیه وآله وسلم) وَ الْعَمَلِ بِکِتابِهِ وَ إِماتَهِ الْباطِلِ وَ إِحْیاءِ السُّنَّهِ:

    دنیا فنا و زوالش نزدیک گردیده و در حال وداع است، و من شما را به سوى خدا و پیامبرش ـ که درود خدا بر او و آلش باد ـ و عمل به قرآنش و میراندن باطل و زنده کردن سنّت، دعوت مى‌کنم.

    11- ذخیره بزرگ

    أَنَا بَقِیَّهٌ مِنْ آدَمَ وَ ذَخیرَهٌ مِنْ نُوح وَ مُصْطَفى مِنْ إِبْراهیمَ وَ صَفْوَه مِنْ مُحَمَّد(صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِمْ أَجْمَعینَ):

    من باقیمانده آدم و ذخیره نوح و برگزیده ابراهیم و خلاصه محمّد (درود خدا بر همگى آنان باد) هستم.

    12- حجّت خدا

    زَعَمَتِ الظَّلَمَهُ أَنَّ حُجَّهَ اللّهِ داحِضَهٌ وَ لَوْ أُذِنَ لَنا فِى الْکَلامِ لَزالَ الشَّکُّ:

    ستمگران پنداشتند که حجّت خدا از بین رفته است، در حالى که اگر به ما اجازه سخن گفتن داده مى‌شد، هر آینه تمام شکّ‌ها را از بین مى‌بردیم.

    13- عطسه، نشانه سلامت

    أَلا أُبَشِّرُکَ فِى الْعِطاسِ فَقُلْتُ بَلى قالَ: هُوَ أَمانٌ مِنَ الْمَوْتِ ثَلاثَهَ أَیّام:

    نسیم، خدمتکار حضرت مهدى(علیه السلام) گوید: آن حضرت به من فرمود: آیا تو را در مورد عطسه کردن بشارت دهم؟ گفتم: آرى. فرمود: عطسه، علامتِ امان از مرگ تا سه روز است.

    14- نماز، طردکننده شیطان

    ما أُرْغِمَ أَنْفُ الشَّیْطانِ بِشَىْء مِثْلِ الصَّلوهِ، فَصَلِّها وَ أَرْغِمْ أَنْفَ الشَّیْطانِ:

    هیچ چیز مثل نماز، بینى شیطان را به خاک نمى‌مالد، پس نماز بخوان و بینى شیطان را به خاک بمال.

    15- حق الناس

    لا یَحِلُّ لاَِحَد أَنْ یَتَصَرَّفَ فى مالِ غَیْرِهِ بِغَیْرِ إِذْنِهِ:

    تصرّف در مال هیچ کس بدون اجازه او جایز نیست.

    16- پناه بردن به خدا

    أَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الْعَمى بَعْدَ الْجَلاءِ وَ مِنَ الضَّلالَهِ بَعْدَ الْهُدى وَ مِنْ مُوبِقاتِ الاَْعْمالِ وَ مُرْدِیاتِ الْفِتَنِ:

    پناه به خدا مى‌رم از نابینایى بعد از بینایى و از گمراهى بعد از راهیابى و از اعمال ناشایسته و فرو افتادن در فتنه‌ها.

    17- اسوه هاى حقیقت

    إِنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَ فینا، لا یَقُولُ ذلِکَ سِوانا إِلاّ کَذّابٌ مُفْتَر:

    حقّ با ما و در میان ماست، کسى جز ما چنین نگوید، مگر آن که دروغگو و افترا زننده باشد.

    18- ظهور فَرَج به اذن خدا

    وَ أَمّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإِنَّهُ إِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، کَذَبَ الْوَقّاتُونَ. وَ أَمّا قَوْلُ مَنْزَعَمَ أَنَّ الْحُسَیْنَ(علیه السلام) لَمْ یُقْتَلْ، فَکُفْرٌ وَ تَکْذیبٌ وَ ضَلالٌ:

    امّا ظهور فرج، موکول به اراده خداوند متعال است و هر کس براى ظهور ما وقت تعیین کند دروغگوست. و امّا گفته کسانى که پنداشته‌اند امام حسین(علیه السلام) کشته نشده، کفر و دروغ و گمراهى است.

    19- شناخت خدا

    إِنَّ اللّهَ تَعالى هُوَ الَّذى خَلَقَ الاَْجْسامَ وَ قَسَّمَ الاَْرْزاقَ لاَِنَّهُ لَیْسَ بِجِسْم وَلا حالّ فیجِسْم«لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَىءٌ وَ هُوَالسَّمیعُ الْعَلیمُ»:

    همانا خداوند متعال، کسى است که اجسام را آفریده و ارزاق را تقسیم فرموده، او جسم نیست و در جسمى هم حلول نکرده، چیزى مثل او نیست و شنوا و داناست.

    20- ائمّه(علیهم السلام) دست پرورده‌هاى پروردگار

    إِنَّ اللّه مَعَنا و لا فاقَهَ بِنا إِلى غَیْرِهِ وَ الْحَقَّ مَعَنا فَلَنْ یُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعُنا:

    خداوند با ماست، و به جز ذات پروردگار به چیزى نیاز نداریم، و حقّ با ماست. اگر کسانى با ما نباشند، هرگز در ما وحشتى ایجاد نمى‌شود، ما دست‌پرورده‌هاى پروردگارمان، و مردمان، دست‌پرورده‌هاى ما هستند.

    —– —– —– —– —– —– —– —– —– —–

    از صفحات دیگر نیز بازدید فرمائید : قیمت خودرو

    —– —– —– —– —– —– —– —– —– —–

    21- دانش حقیقى

    أَلْعِلْمُ عِلْمُنا وَ لا شَىْءَ عَلَیْکُمْ مِنْ کُفْرِ مَنْ کَفَرَ:

    دانش، دانشِ ماست، از کفرِ کافر، گزندى بر شما نیست.

    22- اتّفاق و وفاى به عهد

    لَوْ أَنَّ أَشْیاعَنا وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ عَلَى اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِى الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الُْیمْنُ بِلِقائِنا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَهُ بِمُشاهَدَتِنا:

    اگر شیعیان ما ـ که خداوند آنها را به طاعت و بندگى خویش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پیمان الهى اتّحاد واتّفاق مى‌داشتند و عهد و پیمان را محترم مى‌شمردند، سعادت دیدار ما به تأخیر نمى‌افتاد و زودتر به سعادت دیدار ما نائل مى‌شدند.

    23- ما را آزردند

    قَدْ آذانا جُهَلاءُ الشّیعَهِ وَ حُمَقاؤُهُمْ، وَ مَنْ دینُهُ جَناحُ الْبَعُوضَهِ أَرْجَحُ مِنْهُ:

    حضرت مهدى(علیه السلام) به محمّد بن على بن هلال کرخى فرموده‌اند :نادانان و کم‌خردان شیعه و کسانى که بال پشه از دیندارى آنان محکمتر است، ما را آزردند.

    24- بیزارى از غالیان

    أَنـَا بَرىءٌ إِلَى اللّهِ وَ إِلى رَسُولِهِ مِمَّنْ یَقُولُ إِنّا نَعْلَمُ الْغَیْبَ وَ نُشارِکُهُ فیمُلْکِهِ أَوْ یُحِلُّنا مَحَلاًّ سِوَى الَْمحَلِّ الَّذى رَضِیَهُ اللّهُ لَنا:

    من از افرادى که مى‌گویند: ما اهل بیت [مستقلاًّ از پیش خود و بدون دریافت از جانب خداوند] غیب مى‌دانیم و در سلطنت و آفرینش موجودات با خدا شریک هستیم، ما را از مقامى که خداوند براى ما پسندیده بالاتر مى‌برند، نزد خدا و رسولش، بیزارى مى‌جویم.

    25- از واجبات‌ترین مستحبات

    سَجْدَهُ الشُّکْرِ مِنْ أَلْزَمِ السُّنَنِ وَ أَوْجَبِها:

    سجده شکر از لازم‌ترین و واجب‌ترین مستحبّات است.

    26- فضیلت تعقیبات نماز

    إِنَّ فَضْلَ الدُّعاءِ وَ التَّسْبیحِ بَعْدَ الْفَرائِضِ عَلَى الدُّعاءِ بِعَقیبِ النَّوافِلِ کَفَضْلِ الْفَرائِضِ عَلَى النَّوافِلِ:

    فضیلت دعا و تسبیح بعد از نمازهاى واجب در مقایسه با دعا و تسبیح پس از نمازهاى مستحبى، مانند فضیلت واجبات بر مستحبّات است.

    27- سجده، مخصوص خداست

    فَأَمّا السُّجُودُ عَلَى الْقَبْرِ فَلا یَجُوزُ:

    سجده بر قبر جایز نیست.

    28- راه اندازى کار مردم

    أَرْخِصْ نَفْسَکَ وَ اجْعَلْ مَجْلِسَکَ فِىَ الدِّهْلیزِ وَ اقْضِ حَوائِجَ النّاسِ:

    خودت را [براى خدمت] در اختیار مردم بگذار، و محلّ نشستن خویش را درِ ورودى خانه قرار بده، و حوائج مردم را برآور.

    29- امنیّت بخش زمین

    إِنّى أَمانٌ لاَِهْلِ الاَْرْضِ کَما أَنَّ النُّجُومَ أَمانٌ لاَِهْلِ السَّماءِ:

    وجود من براى اهل زمین، سبب امان و آسایش است، همچنان که ستارگان سبب امان آسماناند.

    30- رجوع به راویان حدیث

    وَ أَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَهُ فَارْجِعُوا فیها إِلى رُواهِ حَدیثِنا فَإِنَّهُمْ حُجَّتى عَلَیْکُم وَ أَنـَا حُجَّهُاللّهِ عَلَیْهِمْ:

    در پیشامدهاى مهمّ اجتماعى به راویان حدیث ما مراجعه کنید، زیرا که آنان حجّت من بر شما هستند و من هم حجّت خدا بر آنان هستم.

    31- مطاع، نه مطیع کسى

    إِنَّهُ لَمْ یَکُنْ أَحَدٌ مِنْ آبائى إِلاّ وَقَدْ وَقَعَتْ فى عُنُقِهِ بَیْعَهٌ لِطاغِیَهِ زَمانِهِ وَ إِنّى أَخْرُجُ حینَ أَخْرُجُ وَ لا بَیْعَهَ لاَِحَد مِنَ الطَّواغیتِ فى عُنُقى:

    هر یک از پدرانم بیعت یکى از طاغوت هاى زمان به گردنشان بود، ولى من در حالى قیام خواهم کرد که بیعت هیچ طاغوتى به گردنم نباشد.

    32- آفتاب پشت ابر

    وَ أَمّا وَجْهُ الاِْنْتِفاعِ بى فى غَیْبَتى فَکَالاِْنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ إِذا غَیَّبَها عَنِ الاَْبْصارِ السَّحابُ:

    کیفیّت بهره‌ورى از من در دوران غیبت، مانند کیفیّت بهره‌ورى از آفتاب است هنگامى که ابر آن را از چشم‌ها پنهان سازد.

    33- سبقت اراده خدا بر همه چیز

    وَ لکِنَّ اَقْدارَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ لاتُغالَبُ، وَ إِرادَتُهُ لاتُرَدُّ، وَ تَوْفیقُهُ لایُسْبَقُبه:

    راستى که مقدّرات خداوند متعال، مغلوب نشود و اراده الهى مردود نگردد و چیزى بر توفیق او پیشى نگیرد.

    34- علّت اصلى غیبت امام(علیه السلام)

    وَ أَمّا عِلَّهُ ما وَقَعَ مِنَ الْغَیْبَهِ، فَإِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ قالَ: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَلَکُمْ تَسُؤْکُمْ:

    امّا علّت و فلسفه آنچه از دوران غیبت اتّفاق افتاده [که درک آن براى شما سنگین است] آن است که خداوند در قرآن فرموده: اى مؤمنان از چیزهایى نپرسید که اگر آشکارتان شود، بدتان آید.

    35- آگاهى امام(علیه السلام)

    إِنّا یُحیطُ عِلْمُنا بِأَنْبائِکُمْ، وَ لا یَعْزُبُ عَنّا شَىْءٌ مِنْ أَخْبارِکُمْ:

    علم و دانش ما به خبرهاى شما احاطه دارد و چیزى از اخبار شما بر ما پوشیده نمى‌ماند.

    36- دعاى فراوان

    أَکْثِرُو الدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُمْ:

    براى تعجیل فَرَج زیاد دعا کنید، زیرا همین دعا کردن، فَرَج و گشایش شماست.

    37- سؤال نامطلوب

    فَأَغْلِقُوا أَبْوابَ السُّؤالِ عَمّا لا یَعْنیکُمْ:

    درهاى سؤال را از آنچه که مطلوب شما نیست ببندید.

    38- آخرین اوصیا

    أَنَا خاتَمُ الأَوْصِیاءِ وَ بى یَدْفَعُ اللّهُ الْبَلاءَ عَنْ أَهْلى وَ شیعَتى:

    من آخرین نفر از اوصیا هستم، خداوند به وسیله من بلا را از خانواده و شیعیانم برطرف مى‌گرداند.

    39- حجّت خدا در زمین

    إَنَّ الاَْرْضَ لا تَخْلُوا مِنْ حُجَّه إِمّا ظاهِرًا وَ إِمّا مَغْمُورًا:

    زمین خالى از حجّت خدا نیست، یا آشکار است و یا نهان.

    40- علمدار هدایت در هر زمان

    کُلَّما غابَ عَلَمٌ بَدا عَلَمٌ، وَ إِذا أَفَلَ نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ.»:

    هرگاه عَلَم و نشانه‌اى پنهان شود، عَلَم دیگرى آشکارگردد، و هر زمان که ستاره‌اى افول کند، ستاره‌اى دیگر طلوع نماید.

     

    کلمات کلیدی : [] از امام حجت اصحاب ( (بین (درود (سال (صیحه) (ع) (عج) (عج) (عج) امام (عج) این (عج) دوران (عج) مهدى، (عج) وی (عج) پس (عج) پیامبر (عج) چهره (فزعه) (متوفاى (نام (نداء) (نیابت ) [] [] [] []   [براى [در [سرِ] [مستقلاًّ [که «سفیانى» «سید «صوت» «فزعه» «فلانی «قائم «ناحیه «نداء» «نوّاب «یا ، ؛ آب آبائى آباد آبادش آتش آخر آخرالزمان آخرین آدم آدَمَ آذانا آرى آری آزادى آزردند آزردند قَدْ آسایش آستانه آسمان آسماناند آسمانى، آسمانی آسوده آشفتگی آشوبها آشکار آشکارتان آشکارگردد، آغاز آفتاب آفریده آفرینش آل آلش آمده آمَنُوا آن آنان آنان، آنجا آنها آنچه آنکه آنگاه آورد آگاه آگاهى آیا آید آیند آینده آینه أبی أَبْصارًا أَبْوابَ أَجْمَعینَ) من أَحَدٌ أَخْبارِکُمْ علم أَخْرُجُ أَدْعُوکُمْ أَذِنَ أَذِنَتْ أَذْکُرُهُ خداوند أَرْجَحُ أَرْغِمْ أَسْماعًا أَشاطَ أَشْرَکَ حضرت أَشْیاءَ أَشْیاعَنا أَفَلَ أَلا أَلْبابًا أَلْزَمِ أَمانٌ أَمّا أَمَّا أَمْرِ أَنـَا أَنـْزَلَ أَنَّ أَنْ أَنْفَ أَنْفُ أَهْلى أَهْمَلَهُمْ أَوْ أَوْجَبِها سجده أَیّام نسیم، أَیُّهَا أُبَشِّرُکَ أُذِنَ أُرْغِمَ إلى إلّا إِبْراهیمَ إِتْمامًا إِحْیاءِ إِذا إِذْنِ إِذْنِهِ تصرّف إِرادَتُهُ إِلاّ إِلى إِلَى إِلَیْنا إِلَیْنا، إِلَیْهِمُ إِلَیْهِمْ إِماتَهِ إِمّا إِنّا إِنّى إِنْ ائمه ائمّه(علیهم ابتدای ابر ابر وَ ابراهیم ابروانی ابو ابوالحسین ابوالقاسم ابوالقاسم امام ابوراجح ابوسفیان ابى ابی اتّحاد اتّفاق اجابت اجازه اجتماعى اجسام اجْتِماع اجْعَلُوا اجْعَلْ احادیث احاطه احدی احکام اخبار اختلاف اختیار اخلاقی ادامه ادّعاى ادَّعَى اذن اراده اربعه» ارجمند اردبیلى اردن ارزاق ارشاد، از از اساس است است است آنگاه است ولادت است] است، است؛ استخراج استخوان استرآبادى استوار اسحاق اسلام اسلامى اسلامى، اسم اسماعیل اسوه اش اشاره اشهد اشکال اصلى اصْطَلَمَکُمُ اضمحلال اضْمَحَلَّ اطهار اعلام اعمال افتادن افتاده افتد افترا افتند افراد افرادى افول اقتدا اقْضِ الأثر، الأرضُ الأرضِ الأمین الأنوار، الأَوْصِیاءِ الا الاثر، الارشاد، الاطلاع، الامر، الاَْبْصارِ الاَْجْسامَ الاَْرْزاقَ الاَْرْضَ الاَْرْضِ الاَْعْداءُ الاَْعْمالِ الاَْمَدِ الاَْمْرَ الاِْصْدارُ، الاِْنْتِفاعِ الاِْیرادُ، البته التَّسْبیحِ الحسن کنیه الدُّعاءَ الدُّعاءِ الدُّنْیا الدِّهْلیزِ الدّینِ الدین الدین، الزمان الزمان، السلام السلام السلام) السلام) إِنّا السلام) فَاتَّقُوا السلام) فَلْیَعْمَلْ السلام) وَ السَّحابُ کیفیّت السَّعادَهُ السَّلامُ السَّماءِ وجود السُّؤالِ السُّجُودُ السُّفْیانى السُّنَنِ السُّنَّهِ السُّنَّهِ دنیا الشَّکُّ ستمگران الشَّیْطانِ الشَّیْطانِ هیچ الشُّکْرِ الشّیعَهِ الصَّلوهِ، الصَّیْحَهِ الضَّلالَهِ الطَّواغیتِ الظهور الظَّلَمَهُ العشر، العشره العلوم العمال، الغمه الغمه، الغیبه الغیبه، القائِمُ اللاَّْواهُ، الله اللّه اللّهَ اللّهَ، اللّهُ اللّهِ اللَّه، اللَّهُ المسائل المشرقَ المُشاهَدَهَ المُشرکون الناس لا النّاسِ خودت النَّبِیّینَ النَّوافِلِ النَّوافِلِ فضیلت النُّجُومَ اله الهى الهی الهی   الوری، الَّذى الَّذینَ الْباطِلُ، الْباطِلِ الْبَعُوضَهِ الْبَلاءَ الْجَلاءِ الْحَقَّ الْحَقُّ الْحَوادِثُ الْحُسَیْنَ(علیه الْخَلْقَ الْخَلْقُ الْعَظیم آگاه الْعَلِىِّ الْعَلیمُ» همانا الْعَمى الْعَمَلِ الْعِطاسِ الْغَیْبَ الْغَیْبَهِ، الْفَرائِضِ الْفَرَجِ الْفِتَنِ پناه الْقَبْرِ الْقَوْلِ الْقُلُوبِ الْمَوْتِ الْهُدى الْواضِحَهِ از الْواقِعَهُ الْوَفاءِ الْوَقّاتُونَ الَْمحَلِّ الُْیمْنُ الْکَلامِ الکبری، الکنوزُ الی اما امام امام(علیه امامت امان امر امنیت امنیتی امنیّت امور امّا امْتِلاءِ امْرَأً امْرِء امیراسحاق ان انجام اند اند ) اندازد اندازه اندازى اندامش اندکی انسان انقلاب انقلابی انقلابی  انْحَسَرَ انگشتهایش انگیز اهل او اوست اوصاف اوصیا اوصیا أَنَا اوصیاء اول اولاد اولیاء اى اَقْدارَ اکبر اکرم(ص) اکنون اگر ای ایام ایجاد اید اید؟ ایستادگان ایستند ایشان ایم این اینها با باخبر باد باد) باره باره، باز بازدید باشد باشد باشد دجال باشد علائم باشند باشند باشید باطل باقر باقر(ع) باقى باقی   باقیمانده بال بالاتر بالرُّعبِ، بالنَّصر، باید ببرند ببرند، ببندید بترسید بجوید بحار بحارالأنوار، بحر بخش بخشید آخرین بخوان بخواند بدارد بدانند بدتان بده، بدهد بدون بر برآور برآید برابر برافتد براق برانگیخت براى برای برایش برجسته برخورد برخوردار برخى برخی بردن برسد برطرف برود برود، برپایی برگردانیم، برگزیده برید، بزرگ بزرگ أَنَا بزرگان بزرگوار بزرگوارانه بزرگوارشان بزند بسیار بسیارى بشارت بشنوید بعد بعضی بغل بفرستد بفرمایید بفریبد بفهمانند بلا بلافصل بلند بلکه بمال بن بندگى بندی بنشین به بهره‌ورى بهره‏مند بود بود، بود؛ بودند بوده بویی بى بَحَثَ بَدا بَرىءٌ بَعَثَ بَعَثَهُمْ بَعْدَ بَعْدُ بَقِیَّهٌ بَلى بَلْ بَیْعَهٌ بَیْعَهَ بَیْنَ بَیْنَهُمْ بِأَنْبائِکُمْ، بِالشَّمْسِ بِاللّهِ بِالْعَهْدِ بِالْفَضْلِ بِالْمَوَدَّهِ بِالْوِداعِ بِتَعْجیلِ بِجِسْم بِشَىْء بِطاعَتِهِ بِعَقیبِ بِغَیْرِ بِقُدْرَتِهِ بِلِقائِنا بِما بِمُشاهَدَتِنا اگر بِنا بِهِ بِکُمُ بِکِتابِهِ بپرسید بپیوندند بکار بکاود، بگذار، بگروند بگویم بگیرد بی بیاموزند بیان بیت بیت(علیهم بیداء بیداد بیدار بیداری بیرون بیزارى بیست بیش بیعت بیفسرد بیمانند بین بینایى بیننده بینى بینی بیهوده تأخیر تا تابنده تاریخ تایید تحت تحقّق تحویلش تدابیر ترتیب، ترساننده ترمذی، ترید ترین تسبیح تسلیم تشکیل تصرف تصور تظاهر تعبیر تعجیل تعقیبات تعیین تفتیش تفضّلى تقرّب تقسیم تقى تمام تمرکز تن تو تواضع توبه توجّه توده توصیف توفیق تولد تَأَخَّرَ تَحاوَلُوا تَخْلُوا تَسُؤْکُمْ امّا تَسْأَلُوا تَعالى تَنْفَعُهُ تَوْبَهٌ، تَوْفیقُهُ تَکْذیبٌ تُبْدَلَکُمْ تُطوى‏ تکیه ثَلاثَهَ ثُمَّ ج ج، ج،  جا جاری جاسوسان جانب جانشین جانشینم جانوران جای جایز جایزه جباران جبرئیل جبل جداگانه جدای جذاب جرمی جریان جریانی جز جستجوى جسم جسمى جسمی جعفر(ع) جلال جلوگیرى جلوگیری جلیس جمع جمعه جنگ جنگها جنیدى جهان جهانى، جهانی جوانی جور جَعَلَ جَعَلَهُ جَلالُهُ جَلَّ جَناحُ جَهِلُوهُ جَوْرًا ظهورى جُهَلاءُ حادثه حال حالى حالّ حالی حاکم حاکمان حاکمیت حتمى حتمی حتی  حتی   حجت حجت، حجّت حد حدود حدیث حدیث وَ حدیثى حر حرکت حسن حسنى حسنی» حسین حسین(علیه حشمت حضرت حضرت، حضور حق حقداری حقه حقّ حقّ أَبَى حقّ إِذا حقّ فَلا حقیقت إِنَّ حقیقى أَلْعِلْمُ حلب) حلول حمامى حمزه حمص، حوائج حَدیثِنا حَوائِجَ حَوْبَه هر حَوْلَ حُجَّتى حُجَّه حُجَّهَ حُجَّهُاللّهِ حُمَقاؤُهُمْ، حکمت حکومت حکومتی حیث حینَ خائنان خاتم خاتم، خاتون، خاتَمُ خاصّ خاصّه) خاصی خاطر خالى خالِقِهِمْ خالی خانه خانواده خاک خبر خبرهاى خجسته خدا خدا أَعُوذُ خدا إِنَّ خدا زَعَمَتِ خدا وَ خدا روزی خدا(ص) خدا، خداست فَأَمّا خداوند خداوند] خداى خدایی خدمت] خدمتکار خرابى خرابٌ خراسانی، خردهای خروج خروشش خسف خشم خصوص خفقان خلاصه خلف خلفاى خلفه() قیام خلق خلقت خلیفه خلیل خوابیده خواند خواهد خواهم خواهند خواهید خود خودرو خوش خوشایند خویش خویش إِنّا خَلَقَ خَلَقَهُمْ خُرُوجِ داحِضَهٌ داد دادند داده داده، دادگری دار دارد دارد، دارنده داشت داشتند، داشته داناست دانش دانشِ دانند داوود؛ دجال در درباره درخشانی درشت دروازه درود دروغ دروغگو دروغگو سَیَأْتى دروغگوست درِ درک درگیرى، دریاسان دریافت دست دستان دسته دستور دستورهاى دست‌پرورده‌هاى دشمنان دشمنان، دعا دعاى دعوت دفینه دل دلالت دلهای دلی دل‌ها دنبال دندان دندانهایش دنیا دهد دهم؟ دهند دهنده دهید دو دوران دوره دورى دوستى دولتش دَلَّ دَلَّ، دَنا دچار دگرگون دیدار دیده دین دیندارى دینداری دینشان دینهُ دینُهُ دینِهِمْ دین‏ها دیگر دیگران دیگرى دیگری دیگری   ذات ذخایر ذخیره ذره ذلِکَ ذَخیرَهٌ ذِکْرُهُ را راستش راضى راندند، راه راهى راهیابى راوی راویان رباینده رجوع رحمت رحیم رخ رخساره رساند رسد رسم رسول رسولش، رسی رسیدند رضا رعایت رعب رغم رفاه رفت رفتار رفتن رفته رمضان رنجی رهبری روا روایات روایاتی روایی روح روحُ‏اللَّهِ رود روز روزگار روشن روند روى روی رویاند رَبِّنا رَسُولِهِ رَسُولِهِ(صلى رَضِیَهُ رُدُّو رُواهِ ریخته ریشه زبانها زردی  زمامداران زمان زمان علائم زمان نام زمان کُلَّما زمان(ع) زمانی زمین زمین إَنَّ زمین إِنّى زمین، زمینه زمینی  زنان زند زنده زندگی زندگینامه زننده زوال إِنَّ زوالش زودتر زودى زَمانِهِ زَهُوقًا، زَوالُها زکیه زیاد زیادی زیبا زیبا، زیبای زیر زیرا سؤال ساز سازد سازد ساعتی سال ساله سالگی سامرّا سان سایه سبب سبقت ستاره‌اى ستارگان ستم ستم سجایای سجده، سحرگاه سخن سخنان سر سراسر سراشیبى سرانجام سرتاسر سرداری سرزمینهای سرش سرشار سرما سرپرستی سرچشمه سرچشمه، سعادت سعید سفیانی سفیانی، سلاطین سلامت سلامت أَلا سلطنت سمرى سنت سنن سنّت، سنگین سنی سنین سه سودى سوزنی  سوم سوى سوی سویشان سَخَطِنا، سَلِّمُوا سُدًى سُلطانه سِوانا سِوَى سپاه سپاهی سپری سیاست سیاستی سیاسی   سیاه سید سیراب سیرت سیطره سیمای شادابی شاذان شام شام، شانه شاهِدٌ شایسته شب شبانه شباهت شبیخون شبیه شخص شد شد شد صورت شد» شد» شدن شدن، شدند شدند، شده شده‏اند شدیدترین شرفیاب شرق شرم شروع شرک شریف شریک شعبان شما شماست شمایل شناخت شناخته شنوا شنود شنوند شنیدن شنیده شهادت شهر شهری شود شود ) شود، شوند شوند الف شوید شَىءٌ شَىْءٌ شَىْءَ شک شکر شکست شکوه شکوهمند شکّ‌ها شگفت شیخ شیطان شیطان ما شیعه شیعَتى شیعَتى من شیعی شیعیان شیعیانم ص ص؛ صاحب صادق صالح صالح شیعیان صحیح صخره صدا صداهای صداى صدای صدایی صغراى صغرى صغرى، صغری صفحات صورت صَفْوَه صَنائِعُ صَنائِعُنا خداوند صیحه ضَلالٌ امّا طاعت طاعتش طاغوت طاغوتى طرح طردکننده طرف طریق طلا طلبد طلوع طور طوسی، طولانى طولانی طَلَبَ طَلَبَ، طَلَعَ طُولِ ظاهر ظاهراً ظاهِرًا ظاهِرُونا ما ظلم ظهور ظهور، ظهورش ظَهَرَ ظُهُورَ ظُهُورُ ع عادل عادله عادی عارض عالم عام عاملى عامه عبارتند عباس عباسى عباسی عباسی، عبداللَّه عبرت عثمان عدالت عدل عراق عزیز عسکرى(ع)، عسکری عصر عصر(عج) عضلاتش عطسه عطسه، عطوه عظمت عقل عقلی علائم علامت علامتِ علامه علاوه علم علمدار علوى على علّت علی علیه علیهم عمر عمروى عمری عمل عمّر عنایاتش عهد عهد لَوْ عهده عَبَثًا عَزَّوَجَلَّ عَزَّوَجَلَّ، عَلى عَلَم عَلَمٌ عَلَمٌ، عَلَى عَلَىَّ عَلَیْهِمُ عَلَیْهِمْ عَلَیْهِمْ خداوند عَلَیْهِمْ در عَلَیْکُم عَلَیْکُمْ عَمّا عَنِ عَنّا عَنْ عَنْهُمُ عَنْکُمْ هرگاه عَنْکُمْ، عُنُقى هر عُنُقِهِ عِقابِنا عِلَّهُ عِلْمُنا عیسى عیسی غابَ غارتگری غاصب غالب غالیان أَنـَا غایب غرب غرق غَیَّبَها غَیْبَتى غَیْرُ غَیْرِهِ غُطِّىَ غیب غیبت غیبت  غیبت، غیر ـ ـ فاصله فاقَهَ فتنه فتنه‌ها فرا فراوان فراوان أَکْثِرُو فراوانى فراوانی فراگرفته فراگیر فرج، فرد فردی فرزانگی  فرزند فرستاد فرشتگان فرعون فرعونیان فرمائید فرمان فرماید فرمایند فرمود فرمودند فرموده فرموده، فرموده‌اند فرو فروتن فرود فریاد فریادش فریبد فضیلت فلا فلسطین، فلسفه فنا فى فَإِنَّ فَإِنَّهُ فَإِنَّهُمْ فَاتَّقُوا فَارْجِعُوا فَرَج فَرَجُکُمْ براى فَصَلِّها فَضْلَ فَعَلَیْنَا فَقَدْ فَقُلْتُ فَلا فَلَنْ فَمَنِ فَناؤُها فَهُوَ فَکَالاِْنْتِفاعِ فَکُفْرٌ فُجْأَهً فِى فِىَ فیجِسْم«لَیْسَ فیمُلْکِهِ فینا، فیها فیُصلّی ق ق) ق) این ق) هنگامى ق، قائد قائم قال قالَ قاهر قبر قبل قبله قتل قتلی قدرت قدرتش قدرتی قدم قرآن قرآنش قرآنی   قرار قساوت قصد قضاوت قضاوتها قطعی قطعی؛ ب قمى قنسرین قَبْلَ قَدْ قَسَّمَ قَسْوَهِ قَصْدَکُمْ قَعَدَ قَوْلُ قُلُوبًا قُوَّهَ قیافه قیام قیامت قیامهای قیمت لا لاتُرَدُّ، لاتُغالَبُ، لازم‌ترین لاله لاَِحَد لاَِنَّهُ لاَِهْلِ لایُسْبَقُبه راستى لحظه لشکریان لشگر لشگریان لعنت لقب له لَتَعَجَّلَتْ لَزالَ لَما لَمْ لَنا لَنا من لَنا، لَنَزَلَ لَهُ لَهُمُ لَهُمْ لَوْ لَیْسَ لِذِکْرِکُمْ، لِطاعَتِهِ لِطاغِیَهِ لِلْباطِلِ لِلْحَقِّ لِمُراعاتِکُمْ، لکن لکِنَّ مأموران مؤمنان مؤیّد ما مادر ماست ماست، مال مالِ ماند مانده مانند ماه مبارزات متجاوز متجلی متحمل متعال متعال، متعددی متقى متمایل متناسب متوجه متولّد مثل مثلا مجال مجتبی مجلسى مجموع محترم محضرش محلّ محمد محمد(ص) محمد(عج) محمدا محمدی محمّد محکم محکمتر مخصوص مخفی مخفیانه مخلص مدت مدّعیان مدینه مدینه) مرا مراجعه مراصد مراقبت مرامی   مرحله مردم مردم أَرْخِصْ مردمان مردمان، مردود مردی مرکز مرگ مریم مزیّن مسئله مسائل مستحبات سَجْدَهُ مستحبى، مستحبّات مستکبران مسلم، مسلمانان مسلمین مسیح مشاهده مشرکان مشهورند مشکین مصادر مصلحت مصنفات مطاع، مطرح مطلب مطلق مطلوب مطیع مظلوم مظلومانه معاد معادن معاصر معتدل معتضد معتمد معرفی معصومین(ع)نقل معنا معین مغلوب مفید، مقابل مقابله مقام مقامى مقایسه مقتدر مقدس مقدسه» مقدّر مقدّرات مقصد ممکن من من] منابع منازعه مناطق منافقان منان، منتخب منتظر، منصب منصور منطقه منظر منظور منظوری مهتدى مهدى(علیه مهدی مهدی(عج) مهدی   مهربانی مهزیار مهمل مهمّ مهمی مهیب مواظب موجودات مورد موسی موفّق موکول موی مى مى‌آورد مى‌بردیم مى‌برند، مى‌جویم مى‌داشتند مى‌دانیم مى‌رم مى‌سازد، مى‌شد، مى‌شدند مى‌شمردند، مى‌کردند مى‌کنم مى‌گرداند مى‌گویند مى‌گیرد، مى‏آورند مى‏خیزند مى‏دهند مى‏کنیم عَن مَجْلِسَکَ مَحَبَّتِنا، مَحَلاًّ مَعَنا مَعْصِیَتِهِ مَغْمُورًا زمین مَلائِکَهً مَنصُورٌ مَنْ مَنْزَعَمَ مُؤیّدٌ مُبَشِّرینَ مُحَمَّد(صَلَّى مُرْدِیاتِ مُصْطَفى مُفْتَر مُفْتَر حقّ مُنْذِرینَ، مُهْمِلینَ مُوبِقاتِ مِثْلِ مِمَّنْ مِنَ مِنّا مِنَّا مِنْ مِنْهُ حضرت مِنْکُمْ مژده مکتفى مکه مگر می میان میراندن میرزا نائب نائل نابود نابینایى نادانان ناراحتی ناروا مَنْ نازل ناسینَ ناشایسته نافرمانى‌اش نام نامطلوب فَأَغْلِقُوا نامیده ناگهان ناگهانى نایب نایبان نایل نباشد نباشند، نبرده نبوده نبوّت نجات نجف نخست، نخستین نخواهد ندا نداء نداده ندارد ندارد  نداریم، ندای نرجس نرسد نرود نروید نزد نزدیک نزدیکی نسل نشان نشانه نشانه‌اى نشده، نشستن نشسته نشستگان نشود نشوند ) نشوید دوران نصر نظر نظرها نظریه نعمانی نعمانی [] نعمانی، نعمتی  نفر نفس نفوذ نماز نماز إِنَّ نماز، نمازهاى نماند نماند، نماید نماینده نمرود نمرودیان نمودم نموده نمونه، نمى‌افتاد نمى‌دانند نمى‌دهد نمى‌شود، نمى‌مالد، نمى‌ماند نمى‌کنیم نمی ننشیند نه نهان نهایى نهرها نهمین نوبختى نوح نور نوردیده نوشته نوعاً نَجْمٌ نَجْمٌ» هرگاه نَحْنُ نَدَمٌ نَعْلَمُ نَفْسَکَ نُشارِکُهُ نُوح نپرسید نکرده نکرده، نکنید نگاهش نگذارد نگذاشته نگردد نگوید، نگیرد نیابد نیاز نیافریده نیاید نیرویى نیز نیست نیست نیست، نیشابورى زمامداران نیمه ه ها هاله هاى های های  هایش هایی هجرى) هدایت هدف هدفدار هر هرقلى هرگاه هرگز هزاران هست هستم هستم، هستند هستند هسته هستی هستیم، هلال هلالی هلاک هلاکت هم همان همراه همه همچنان همچنین همچون همگان همگى همین هنوز هنگام هنگامى هولناکی هُوَ هُوَالسَّمیعُ هیاتش هیچ و و؛ وآله واتّفاق واجب واجبات واجبات‌ترین واجب‌ترین واحد وارد واسطه وافی، واقع واقعیت والمغرِبَ واگذارید، وجهِ وجود وحشت وحشتى وداع ورزیده ورودى وسلم) وسیله وشیعیان وصی وفاى وفور وقایع وقت وقتى وقتی وقوع ولو ولى ولی وى وَ وَتظهَرُ وَجْهُ وَفَّقَهُمُ وَقَدْ وَقَعَ وَقَعَتْ وَلا وَلْیَتَجَنَّبْ وی وی   ویبلغُ ویرانی وینزلُ ویُظِهرُ ویژه ویژگی پاسخ پانزده پانزدهم پاک پاکباخته پاکیزه پای پایان پایدار إِنَّ پدر پدر، پدرانم پدید پر پرداختند ) پردازد پرسش پرورده‌هاى پروردگار پروردگار إِنَّ پروردگارمان، پرچم پرچمی پس پسری پسندیده پشت پشتیبانى پشه پشیمانى پناه پنج پنجگانه پنداشتند پنداشته‌اند پنهان پهن پوشیده پى پیامبر پیامبران پیامبرش پیدا پیروان پیری پیش پیشامدهاى پیشانی پیشوای پیشى پیمان پیوسته پیچیده چاپ چشم چشمانش چشم‌ها چنان چند چنین چه چهار چهارپایان چهره چهل چون چیز چیز وَ چیزهایى چیزى کاخ کار کارها کارهای کافر، کانَ کبری کبری، کتاب کتب کدام کرخى کرد کردن کردن، کردند کرده کره کس کسانى کسى کسى إِنَّهُ کسی کشتن کشته کشد کشف کشورها کشورهاى کشیده کعبه کفر کفرِ کلینى کم کمال کمتر کم‌خردان کن کنار کند کند، کندى کنز کنند کننده کنید کنید، کنیم، کنیه کنیه، که کوتاهى کودکی کوشد کوفه کَذَبَ کَذّابٌ کَراهِیَّتِنا کَرِهَ کَشْفَ کَفَرَ دانش، کَفَضْلِ کَما کَمِثْلِهِ کُفْرِ کُلّه کُلُّ کِتابًا، کیفر کیفیّت گانه گاه گاهی گذاشتند سیمای گذشت گران گرایان گرد گرداند گرداند القاب گرداند، گردد گردند گردنشان گردنم گردیده گرفت گرفتارى‌ها گرما گروه گروهی گرچه گزندى گزیند، گسترده گشاد گشایش گشته گشود گشودند گفت گفتم گفتن گفتند گفته گلبانگ گمراهى گناه گناهش گنجها گنج‏هاى گندمگون گواه گوش گوشت گونه گوید گویند گوینده گوییم، گیاهان گیتی گیر گیرد گیرودار یا یابد یابند یاد یاران یارانش یازدهم یازدهمین یافتن یحیی یعنی یمانی یمن یَأْتینَ یَأْمُرُونَهُمْ یَبقى‏ یَبْغَتُهُ یَتَصَرَّفَ یَجُوزُ سجده یَحِلُّ یَخْلُقِ یَدَّعِى یَدْفَعُ یَعْزُبُ یَعْنیکُمْ درهاى یَقُولُ یَنْهَوْنَهُمْ یَکُنْ یُحِلُّنا یُحیطُ یُدْنیهِ یُعَرِّفُونَهُمْ یُقَرَّبُ یُقْتَلْ، یُنْجیهِ یُوحِشَنا یک یکى یکی یگانه ‌یم، ‏گردد – ”لد“

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “امام زمان”

    دیدگاه ها بسته شده اند.