غذاهای محلی بلوچستان

غذاهای محلی بلوچستان

مجموعه: فرهنگ زندگی
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • غذاهای محلی بلوچستان
  •  

    غذاهای محلی بلوچستان

    غذاهای محلی بلوچستان

     

    غذاهای بلوچی نیز مثل بقیه غذاهای ایرانی اند . با توجه به غلبه دامپروری در منطقه عنصر اصلی و محوری غذاهای این منطقه را گوشت تشکیل می دهد . بعد از گوشت این خرماست که برای مردم نقش محوری در تولید خوراکی بازی می کند . جالب اینجاست که برخلاف تصور عمومی در دوره کنونی این منطقه محل مناسبی برای کشت برنج است و در مکُران برنج نیز به خوبی کاشته می شود . نکته ای که برخلاف موقعیت جغرافیایی منطقه در رفتار غذایی مردم بلوچستان می توان دید این است که این مردم خیلی کمتر از چاشنی های تند بهره می برند . بلوچستان همچوار با کشور پاکستان است و رفت و آمدهای بسیاری به این کشور و همین طور کشور هندوستان وجود دارد اما رنگ و بویی از غذاهای پاکستانی یا هندی در آن دیده نمی شود . این نکته مقایسه ای است بین عادت های غذایی مردم جنوبی کشور در خوزستان ، بوشهر و هرمزگان و استفاده بسیار از چاشنی های تند .

    با این وصف می توان شیرینی یا غذایی کامل با مواد اولیه خرما و روغن حیوانی با نام «چنگال» تهیه کرد . همچنین «تنورچه» کبابی از گوشت گوسفند است که روش پختی کاملاً متفاوت دارد . «تباهگ» گوشتی نمک سود شده است که برای نگهداری و تهیه استانبلی بلوچی استفاده می شود . «دوغ پا» دیگر غذای خاص بلوچهاست که نوعی خورشت است اما به جای آب با دوغ جا انداخته می شود .

    – چنگال :
    «چنگال» در واقع پذیرایی عشایر بلوچ از میهمانان خود است . آنها از میهمانان خود با چنگال و دوغ پذیرایی می کنند به ویژه در ماه مبارک رمضان این شیرینی – غذا سفره افطار را نیز رنگ و روی می بخشد . شاید وجه تسمیه آن از این رو باشد که در تهیه این غذا چنگ زدن عامل اصلی تولید است .
    مواد اولیه برای تهیه چنگال ؛ آرد ، خرما و روغن حیوانی است . بلوچ ها ابتدا آرد و آب را مخلوط می کنند و در شرایطی که این مخلوط هنوز به خمیر تبدیل نشده است آن را به ضخامت حدود ۱سانتی متر روی تابه می اندازند و می گذارند تا اندکی خود را بگیرد و بپزد .
    اگر این مخلوط آب و آرد نازکتر شود نانی از آن به دست می آید . ولی برای چنگال ضخامت یکسانتی متری مناسب است . پس از آنکه این خمیر نیم پز شد آن را بر می دارند و به تناسب حجمی که می خواهند چنگال درست کنند از این نان نیم پز درست می کنند . بعد خرما را در ظرفی دهن گشاد می ریزند . نان نیم پز را درون همین ظرف خرد می کنند یا به عبارت دیگر تکه تکه می کنند .
    این دو را با هم ورز می دهند و چمگ می زنند به گونه ای که هسته های خرما از درون آن بیرون می آید و هم می توان هسته ها را جدا کرد و هم نان و خرما را خوب به خورد هم می دهند . این کار تا جایی پیش می رود که دیگر نتوان تشخیص داد نان است یا خرما . حال نوبت افزودن روغن است . برای افزودن روغن آن را با همراه کمی پیاز خرد شده داغ می کنند و قبل از آنکه روغن چنان داغ شود که پیازها بسوزند آن را از روی شعله برداشته و به مخلوط نان و خرما می افزایند تا این مخلوط نرم شود و نه بیشتر .
    امروزه چنگال را با خلال بادام و پسته تزئین می کنند و بعد برای پذیرایی می آورند .

    – تنورچه :
    «تنورچه» نیز نام خود را از محل پخت خود گرفته است . تنورچه را معمولاً به دو صورت آماده پذیرایی می کنند . یکی به شکل سیخ زدن گوشت گوسفند و دیگری به شکل کامل کباب شده( قوزی) . در هر دو روش نیاز به تنور است . در روش سیخ زدن ، گوشت گوسفندی را ذبح و آن را به قطعات درشت خرد می کنند . سپس هر قطعه بزرگ را به سیخی از چوب نخل می کشند . سیخ ها را زمانی در تنور قرار می دهند که ذغال های دورن تنور گداخته و قرمز شده باشند . در این مرحله اگر بخواهند کباب مورد نظر آبدار شود ظرفی از آب را روی ذغالها درون تنور قرار می دهند .
    سیخ ها را دور تا دور ظرف آب به دیواره تنور ایستاده قرار می دهند . این کار باعث می شود گوشت به اصطلاح بخارپز هم بشود . بعد از این مرحله در تنور را با سینی یا هر وسیله دیگری که مقاوم در برابر حرارت باشد می پوشانند و روی آن را با کاهگل می پوشانند . البته تنور مثل همه تنورها از زیر ورودی هوا دارد و این حالت را بین ۴۵ دقیقه تا ۱ساعت نگاه می دارند . البته باز هم این زمان به گوشت های به سیخ کشیده شده بستگی دارد . سپس نوبت به صرف آن کباب مخصوص بلوچی می رسد . این کباب را به تنهایی یا با پلوسفید سرو می کنند . در روش دیگر طبخ ، یک گوسفند را متناسب با اندازه تنور ذبح کرده و دورن آن را خالی می کنند . پس از آماده شدن گوسفند آن را با نخی مناسب که در برابر حرارت از بین نرود می بندند . سپس آن را درون تنوری که ذغالهایش گداخته است قرار می دهند . باز هم باید درِ تنور را با کاهگل بپوشانند و همان زمان را به انتظار بنشینند .

    – تباهگ :
    این کار روشی برای نگهداری گوشت بوده است . اینک نیز این روش متداول است . ماحصل این نوع نگهداری هم به تنهایی قابل خوردن است و هم به عنوان گوشت استانبلی بلوچی . معمولاً اواسط پاییز و با رو به سرما گذاشتن هوا گوسفندان را پروار کرده و از یکسو برای گرفتن روغن حیوانی و از سوی دیگر برای تهیه گوشت از آن استفاده می کردند . گرچه اینک نیروی برق و دستگاه های خنک کننده از قبیل یخچال به زندگی همه وارد شده است اما همچنان این کار انجام می گیرد . البته زمان دیگری نیز هست که بلوچ ها برای تهیه تباهگ دست به کار می شوند و آن زمان «عید قربان» است که گوشت قربانی فراوان می شود . در این روش پودر انار و نمک را به گوشت اضافه می کردند و ماحصل آن را بعد از اندکی که نور آفتاب برآن می تابید درون مشک ریخته و می بستند . این گوشت بعد از مدتی قابل خوردن بود . علاوه بر این همین گوشت را برای تهیه استانبلی بلوچی استفاده می کنند .

    – دوغ پا :
    «دوغ پا» خورشتی با گوشت است که به جای آب برای جاانداختن و طبخ آن از دوغ استفاده می شود . این روش نیز متأثر از دامپرور بودن بلوچ هاست . دوغ یکی از فراورده های متداول دامپروران است و در بلوچستان وقتی به میان عشایر و دامپروران بروید در نخستین گام بعد از تعارف آب از شما با شیرشتر یا دوغ به عنوان نوشیدنی پذیرایی می کنند.

     

    کلمات کلیدی : «تنورچه» «دوغ «چنگال» امروزه اگر این با سیخ مواد «تباهگ» «تنورچه» «دوغ «عید «چنگال» ، ؛ آب آبدار آرد آفتاب آماده آمدهای آن آنها آنکه آورند آید ابتدا از است استانبلی استفاده اصطلاح اصلی اضافه افزایند افزودن افطار البته اما انار انتظار انجام اند انداخته اندازند اندازه اندکی اواسط اولیه اگر ای ایرانی ایستاده این اینجاست اینک با بادام باز بازی باشد باشند باعث باید بخارپز بخشد بخواهند بر برآن برابر برای برخلاف برداشته برق برنج برند بروید بزرگ بستند بستگی بسوزند بسیار بسیاری بشود بعد بقیه بلوچ بلوچستان بلوچستان بلوچهاست بلوچی بندند بنشینند به بهره بود بودن بوده بوشهر بویی بپزد بپوشانند بگیرد بیرون بیشتر بین تا تابه تابید تباهگ تبدیل تزئین تسمیه تشخیص تشکیل تصور تعارف تناسب تند تنهایی تنور تنورها تنورچه تنوری تهیه توان توجه تولید تکه جا جاانداختن جالب جای جایی جدا جغرافیایی جنوبی حال حالت حجمی حدود حرارت حیوانی خاص خالی خرد خرما خرماست خلال خمیر خنک خواهند خوب خوبی خود خوراکی خورد خوردن خورشت خورشتی خوزستان خیلی داد دارد دارند داغ دامپرور دامپروران دامپروری در درست درشت درون درِ دست دستگاه دقیقه دهد دهن دهند دو دور دورن دوره دوغ دید دیده دیواره دیگر دیگری ذبح ذغال ذغالها ذغالهایش را رسد رفت رفتار رمضان رنگ رو رود روش روشی روغن روی ریخته ریزند زدن زمان زمانی زندگی زنند زیر ساعت سانتی سرما سرو سفره سود سوی سپس سیخ سیخی سینی شاید شد شدن شده شده( شرایطی شعله شما شود شوند شکل شیرشتر شیرینی صرف صورت ضخامت طبخ طور ظرف ظرفی عادت عامل عبارت عشایر علاوه عمومی عنصر عنوان غذا غذاهای غذای غذایی غلبه فراوان فراورده قابل قبل قبیل قرار قربان» قربانی قرمز قطعات قطعه قوزی) ماحصل ماه مبارک متأثر متداول متر متری متفاوت متناسب مثل محل محلی محوری مخصوص مخلوط مدتی مرحله مردم مشک معمولاً مقاوم مقایسه مناسب مناسبی منطقه مواد مورد موقعیت مکُران می میان میهمانان نازکتر نام نان نانی نتوان نخستین نخل نخی نرم نرود نشده نظر نقش نمک نمی نه نوبت نور نوشیدنی نوع نوعی نکته نگاه نگهداری نیاز نیروی نیز نیم ها هاست های هر هرمزگان هست هسته هم همان همراه همه همچنان همچنین همچوار همین هندوستان هندی هنوز هوا و وارد واقع وجه وجود ورز ورودی وسیله وصف وقتی ولی ویژه پا پا» پاکستان پاکستانی پاییز پخت پختی پذیرایی پروار پز پس پسته پلوسفید پودر پوشانند پیاز پیازها پیش چاشنی چمگ چنان چنگ چنگال چوب کار کاشته کامل کاملاً کاهگل کباب کبابی کرد کردند کرده کشت کشند کشور کشیده کمتر کمی کند کنند کننده کنونی که گام گداخته گذارند گذاشتن گرفتن گرفته گرچه گشاد گوسفند گوسفندان گوسفندی گوشت گوشتی گونه گیرد یا یخچال یک یکسانتی یکسو یکی

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “غذاهای محلی بلوچستان”

    دیدگاه ها بسته شده اند.