لباس مردان ترکمن

لباس مردان ترکمن

مجموعه: فرهنگ زندگی
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • لباس مردان ترکمن
  •  

    لباس مردان ترکمن

    لباس مردان ترکمن

     

    با مقایسه پوشاک ترکمن‌ها با پوشاک ادوار تاریخی ایران، شاید نتوان پوشاک آن‌ها را با تمام جزییات به دوره خاصی ارتباط داد. آنچه که در لباس قومیت‌های مختلف ایرانی به چشم می‌خورد، عناصر ترکیبی دوره‌های تاریخی متفاوت می‌باشد. باید در نظر داشت آنچه که در یک دوره تاریخی موجود بوده است و یا آنچه که در برخی از دوره‌ها وارد ایران شده است، همواره در پی تغییر یک دوره به لحاظ سیاسی، با تفکری خاص تغییر داده شده و یا شکلی ترکیبی پیدا کرده است، لذا برای این‌که بتوان ارتباط بین آن‌ها را پیدا کرد انجام مطالعات مستمر تاریخی، اجتماعی، سیاسی و …. الزامی به نظر می‌رسد.

    پوشاک ترکمن‌ها نیز از این قاعده مستثنی نیست، در آن نشانه‌های پوشاک دوره‌های مختلف به عنوان مثال  پوشاک عربی ( مربوط به زمان ورود اسلام ) و تغییرات آن در ایران، به چشم می‌خورد، بوروک ترکمنی، در ظاهر شبیه عرقچین‌های دوره تیموری و یا کلاه بانوان دربار تیموری و تزیینات آن، شبیه به آل دانقی بانوان ترکمن به همراه زیورآلات فلزی خاص آن می‌باشد. پس باید اجزا پوشاک ترکمنی از میان ادوار مختلف ایران بیرون کشیده شود.

    پوشاک سنتی

    آنچه در این قسمت به آن پرداخته می‌شود، شامل موارد زیر می‌باشد:

    پوشاک و پاپوش مردان ترکمن:
    لباس‌هایی مردان‌ را می‌توان‌ در چهار قسمت‌: تن‌ پوش‌، شلوار، کلاه‌ و کفش‌ بررسی‌ کرد.

    الف‌  – تن‌پوش‌ها:
    ـ دون‌(don):
    لباس‌ اصلی‌ ترکمنی‌ ردایی بلندی‌ بود که‌ از ابریشم‌ دوخته‌ می‌شد و تا زیر زانوان‌ می‌رسید و«دون‌» نام‌ داشت‌. دون‌ بنا به‌ رنگ‌ و نوع‌ بافت‌ بر دو نوع‌ بود. اگر از ابریشم‌ کاملا قرمز رنگ‌ دوخته‌ می‌شد، «قیزیل‌دون‌» یا «قیرمیز دون‌» (Gyzyl/ Gyrmyz don)  و اگر از ابریشمی‌ دوخته‌ می‌شد که‌ رنگ‌ آن‌ متمایل‌ به‌ زرد بوده و بافت‌ پارچه‌ آن‌ یکنواخت‌ نباشد و نخ‌های رنگی مختلف از آن عبور دهند، – در واقع‌ رنگارنگ‌ و راه‌راه‌ باشد – «قارما دون‌» (Garma don)  نام‌ داشت‌.

    بر حاشیه‌ دون‌، نوارهایی سوزن‌دوزیی از نوع‌ «آلاجا» (Alaja) (دو نخ‌ تافته‌ سیاه‌ و سفید یا تیره‌ و روشن‌) وجود داشت‌ که‌ به‌ زیبایی‌ این‌ لباس‌ می‌افزود. بر کمره‌ دون، ‌کمربندی‌ از شال‌ (گاه‌ آراسته‌ به‌ نقره‌) می‌بستند که‌ به‌ آن‌«شده قوشاق» ‌ ((Guşakو یا «تیرمه‌ شال‌» (Tirme) می‌گویند.

    ـ چأکمن ‌ Çäkmen:
    بالاپوشی‌ است‌، بلندتر ازکت‌های‌ کنونی‌ که‌ از کرک‌ شتر تهیه‌ می‌شود. چأکمن‌ تهیه ‌شده‌ از کرک‌ ظریف‌ و مرغوب‌ را «اینچه‌ چأکمن‌» (inçe çäkmen) و چأکمنی‌ را که‌ از کرکک زبر تهیه‌ می‌شود «یوغین‌چأکمن‌» (Ýogyn) می‌نامند.

    ـ ایچمک‌ Içmek:
    یا پوستین‌ که‌ در هوای‌ سرد استفاده‌ می‌گردد، آستینبلند و از شانه به سمت مچ دست باریک می‌شود اما قسمت جلوی آن بدون قلاب یادکمه است. برای بستن جلوی سینه از قوشاق، یعنی دستاری که به دور کمر می‌پیچنداستفاده می‌شود.ایچمک بنا به‌ نوع‌ پوستی‌ که‌ از آن‌ تهیه‌ می‌شد، انواع‌ مختلفی داشت‌.

    بهترین نوع پوستین را، «باغانا ایچمک» می‌نامیدند که از پوست بره یک ماهه تهیه و دباغی می‌شد. نوعی از آن که از پوست بره پنج الی شش ماهه تهیه می‌شد، پس از دباغی دشواری با انواع‌ مواد طبیعی‌ به‌ رنگ‌ زرد در آورده‌ می‌شود که آن را «سیلکمه ایچمک» می‌نامند. «ایش ایچمک» و یا (پوستین کار) نوع دیگر آن است که از پوست گوسفند تهیه شده و آن را در حین کار می‌پوشند.

    قبا:
    روپوشی است از پارچه‌های راه راه و گاهی ساده، بدون یقه برگردان با آستین‌های راسته و بدون زیر بغلی که به جای آن در محل اتصال آستین و تنه چاک‌دار است. دامنیبلند دارد که در دو طرف چاک دار است و دو طرف آن از ناجیه کمر به طور یکنواختی گشاد می‌شود. دو طرف قبا بر روی هم قرار می‌گیرد و با بندینک و یا کمربندی چرمی نگاه داشته می‌شود.

    ـ کوینک‌ Köýnek:
    ‌ پیراهنی‌ ساده‌ و فاقد یقه ‌بود و یا یقه‌‌ای‌ کوتاه‌ و مدور و بدون‌ دکمه‌ داشت‌; با آستین‌هایی‌ بلند، ساده و راسته که‌ به‌ جای‌ دکمه‌، بندهایی‌ در آن‌ به‌ کارمی‌رفت که «سپ یقه» نامیده می‌شد و بند را «یقه توپ» می‌نامیدند‌. پیراهن‌ دیگری‌ نیز دوخته‌ می‌شد که‌ آن‌ هم‌ ساده‌، منتها دارای‌ یقه‌ کج‌ یا کناری‌ بود و آن را «چئک یقه» یا «گزک یقه» و یا «اوزیقه» می‌نامیدند که چاک یقه در پهلوی راست  یقه قرار می‌گیرد.

    این‌ یقه‌ با سوزن‌دوزی‌های‌ مفصلیی از نوع «جویجه بورون» (نوک جوجه ای) زینت‌ داده‌ می‌شد و سرآستینش‌ نیز گلدوزی‌ شده‌ بود و «گلباغ» نامیده می‌شد. قد پیراهن‌ها معمولی می‌باشد. پارچه آن را از چلوار ذکر کرده‌اند. مردان میان 50 تا 60 ساله و بزرگ‌تر از آن پیراهن سپید می‌پوشند. این پیراهن‌ها نقش و نگاری ندارند و آرایش آن‌ها نواری است، که در کنار یقه جیب‌های پهلو و آستین دوخته شده است.

    پیراهن روحانیون:
    روحانیون ترکمن هنوز هم از پیراهن‌های سفید با دامنی بلند استفاده می‌کنند، اما یقه آن مثل سابق صوفی یقه نیست بلکه به تقلید از روحانیون فارس تهیه می‌شود که یقه‌ای مدور، پایه‌دار و دارای دکمه است. این پیراهن‌ها معمولا از جنس نخ‌های پنبه‌ای کتانی است.

    چاتال:جامه‌ای بود سبک که در هنگام آلامان، یعنی یورش به دشمن، می‌پوشیدند و آن از جامه خانگی کوتاه‌تر بود.

    یاپینجا:
    پوششی است از جنس نمد و بدون آستین، مخصوص چوپان‌ها که در زمستان بر دوش می‌اندازند و درتابستان به عنوان سایه بان استفاده می‌کنند.

    ب‌ – شلوار:
    بالاق/ تنبان
    شلوار مردانه،‌ عبارت‌ از تنبان‌ گشادی‌ بود که ‌رشته‌ای‌ پنبه‌ای‌ لیفه‌ آن‌ را تشکیل‌ می‌داد و سر آن‌ را گاه‌ با «هوتاز» (Hotaz) یا منگوله‌ می‌آراستند که به آن «اوچغور» می‌گویند. بالاق نیز مانند شلوار برشی سادهداشت، اما برای مردان مسن از پارچه‌های سفید و جوان ترها از پارچه‌های سبز و نیلی استفاده می‌شد.

    جولبار/ شلوار:
    این پوشاک را مردان کهنسال، در روزهای جشن و از بالای تنبان می‌پوشیدند، جولبار، برشی معمولی داشت و از دو قسمت اصلی درست می‌شد:
    الف) قسمت اصلی: که قوزک پاها را می‌پوشانید.

    ب) خشتک: که برشی نزدیک به ذوزنقه ی دوقلو داشت. این نوع شلوار به وسیله نخی پنبه‌ای به نام اوچقورباق/ بند تنبان به دور کمر محکم می‌شد که از درون لیفه شلوار عبور می‌دادندو گاهی نیز به دو انتهای اوچقورباق به عنوان زینت، منگوله‌ای به نام هوتوز می‌بستند.پارچه جولبار معمولا به رنگ نیلی بود و گوگ ماووت/ ماهوت آبی نامیده می‌شد.

    ج‌ – کلاه‌ها:
    ـ تلپک‌(Telpek):
    کلاه‌ پوستی‌، که‌ از پوست گوسفند تهیه می‌شود و انواع‌ گوناگون‌ داشت‌ که‌ عبارتند از: 1 – دوومه‌تلپک‌ ((Düwme 2- بوخار تلپک‌ (Buhar T.)  که نیم گرد است و دارای پشم‌های بلند، مشکی و پیچ در پیچ می‌باشند که گاهی روی چشم و ابروی مرد ترکمن را می‌پوشانند.3- شیپیرما تلپک‌ (ypyrma T.)  که کلاهی نه چندان بلند می‌باشد، که در بالای آن اندکی فراخی است. سر پوشی مسطح دارد و اغلب آن را با پارچه خوشرنگی از قرمز می‌پوشانند و نوارهایی به شکل (+) برای تزیین، روی آن می‌دوزند. هر دو نوع کلاه آستردار، پنبه دوزی شده و لفاف‌دار است. این کلاه بر روی بوروک استفاده می‌شود.

    ـ بؤروک‌ (Börük):
    یا عرقچین‌ که‌ غالبا با نقوش‌ گوناگون‌ سوزن‌دوزی‌ می‌شد و در برخی‌ لهجه‌ها تاخیا (Tahýa) یا تایخا (Taýha) خوانده‌ می‌شد. از این نوع کلاه هم مردان و هم زناناستفاده می‌کنند، در واقع مردان اغلب در زیر کلاه پوست استفاده می‌کنند و پسران نیز بؤروک را در ایام کودکی و جوانی به سر می‌گذارند. نقش و نگار زیبا و هنرمندانه آن توسط زنان ایجاد و تمام نقاطبیرونی کلاه پارچه‌ای، سوزن دوزی می‌شود. زنان ترکمن به خصوص عشایر، در تهیه این کلاه که وقت زیادیهم صرف می‌شود، با حوصله و دقت تمام و با سلیقه خاصی، انواع نقش و نگارها را بکاربرده و یک هنر ظریف تماشایی را به یادگار باقی می‌گذارند

    دستار شیرشکری:
    گاهی مردان از دستار معروف شیر شکری که پارچه‌ای سفید با گل های نخودی رنگ می‌باشد، همانند عمامه استفاده می‌کنند.

    د – پای پوش/ کفش:‌
    ـ چکمه ‌ çekme:
    اصلی‌ترین‌ پاپوش‌ مردان، ‌چکمه‌های‌ بلند چرمی‌ با نوک‌ برگردان‌ بود. چکمه‌های بلند را ایدیک نیز می‌نامند و در سوارکاری از آن‌ها استفاده می‌شود.

    ـ چاریق‌(Çaryk):
    چوپانان‌ را از پوست‌ گاو چارقی ‌تهیه‌ می‌کردند (در برخی منابع به چرم شتر و گاومیش نیز اشاره شده است) که‌ کفشی نرم است و مخصوص‌ پیاده روی و استفاده‌ در صحرا و خاک ‌نرم‌ است‌. برایتهیه چاریق، پوست دباغی شده را کمی بزرگ‌تر از پا برش می‌دهند و در اطراف آن، برایگذراندن بند، سوراخ‌هایی ایجاد می‌کنند، آن‌گاه پای دولاق پیچ شده را در آن قرارداده، بندها را به دور دولاق می‌پیچند و محکم می‌کنند. این بندها را چاریق‌باق می‌گویند.

    ـ دولاق‌ Dolak:
    قبل‌ از پوشیدن‌ چارق‌، پارچه‌ای دستباف، ضخیم و از جنس پشم،که مثل نواری به دور پا تا زیر زانو می‌پیچند، را استفاده و آن را با چاریق‌باق محکم می‌کنند. دولاق حکم جوراب را دارد اما بسیار زبرتر و گرم‌تر است. بدین جهت از آن فقط درزمستان‌ها استفاده می‌شود.

    ـ چپک‌  Çepekیا یلکن‌ (Ýelken):
    پاپوشی است تابستانی که، از پوست شتر تهیه می‌شود. این پاپوش، سبک، راحت و در مقاممقایسه، شبیه دمپایی‌های امروزی است.

    مردان ترکمن در گذشته، علاقه‌مند به نوعی کفش به نام گبری نیز بودند اما آن‌ها امروزه مانند سایرین از کفش‌های معمول استفاده می‌کنند.

    – جوراب:

    از جنس ابریشم و پشم می‌باشد که زنان ترکمن آن‌ها را می‌بافند.

     

    کلمات کلیدی : قبل‌ ( ((ü ((şو () (+) (Ý) (Ý) پاپوشی (ç (öü) یا (ý) (در (دو (نوک (پوستین (گاه‌ ) )  «آلاجا» «اوزیقه» «اوچغور» «ایش «اینچه‌ «باغانا «تیرمه‌ «جویجه «سپ «سیلکمه «قارما «قیرمیز «قیزیل‌دون‌» «هوتاز» «چئک «گزک «گلباغ» «یقه «یوغین‌چأکمن‌» Çä بالاپوشی‌ Çیا ç اصلی‌ترین‌ ç یا çä) öý ‌ آبی آراسته‌ آرایش آستردار، آستین آستین، آستینبلند آستین‌های آستین‌هایی‌ آل آلامان، آن آن، آنچه آن‌ آن‌«شده آن‌ها آن‌گاه آورده‌ ابروی ابریشم ابریشمی‌ ابریشم‌ اتصال اجتماعی، اجزا ادوار ارتباط از ازکت‌های‌ است است مردان است پیراهن است چاتالجامه‌ای است) است، استفاده استفاده‌ است‌ است‌، اسلام اشاره اصلی اصلی‌ اطراف اغلب الزامی الی اما امروزه امروزی انتهای انجام اندکی انواع انواع‌ اوچقورباق اگر ای) ایام ایجاد ایدیک ایران ایران، ایرانی این این‌ این‌که ایچمک» ایچمک‌ بؤروک بؤروک‌ با باریک باشد بافت‌ باقی بالاق بالای بان بانوان باید بتوان بدون بدون‌ بدین بر برای برایتهیه برایگذراندن برخی برخی‌ بررسی‌ برش برشی بره برگردان برگردان‌ بزرگ‌تر بستن بسیار بغلی بلند بلند، بلندتر بلندی‌ بلکه بنا بند بند، بندها بندهایی‌ بندینک به به‌ بوخار بود بود یاپینجا پوششی بودند بوده بورون» بوروک بکاربرده بیرون بین تا تابستانی تاخیا تاریخی تاریخی، تافته‌ تایخا ترها ترکمن ترکمن ترکمن لباس‌هایی ترکمنی ترکمنی، ترکمنی‌ ترکمن‌ها ترکیبی تزیین، تزیینات تشکیل‌ تغییر تغییرات تفکری تقلید تلپک‌ تلپک‌() کلاه‌ تماشایی تمام تنبان تنبان شلوار تنبان‌ تنه تن‌ تن‌پوش‌ها ـ تهیه تهیه‌ توسط توپ» تیره‌ تیموری جامه جای جای‌ جزییات جشن جلوی جنس جهت جوان جوانی جوجه جوراب جوراب از جولبار جولبار، جیب‌های حاشیه‌ حوصله حکم حین خاص خاصی خاصی، خانگی خاک خشتک خصوص خوانده‌ خوشرنگی داد داده داده‌ دار دارای دارای‌ دارد داشت داشته داشت‌ داشت‌ بر داشت‌ بهترین دامنی دامنیبلند دانقی دباغی در دربار درتابستان درزمستان‌ها درست درون دست دستار دستاری دستباف، دشمن، دشواری دقت دمپایی‌های دهند، دو دوخته دوخته‌ دور دوره دوره‌ها دوره‌های دوزی دوش دوقلو دولاق دولاق‌ دون، دون‌ دون‌() لباس‌ دون‌» دون‌، دوومه‌تلپک‌ دکمه دکمه‌ دکمه‌، دیگر دیگری‌ ذوزنقه ذکر را را، راحت راست  راسته راه راه‌راه‌ ردایی رنگ رنگارنگ‌ رنگی رنگ‌ روحانیون روحانیون روحانیون روزهای روشن‌) روی زانو زانوان‌ زبر زبرتر زرد زمان زمستان زنان زناناستفاده زیادیهم زیبا زیبایی‌ زیر زینت، زینت‌ زیورآلات سابق ساده ساده، سادهداشت، ساده‌ ساده‌، ساله سایرین سایه سبز سبک سبک، سر سرآستینش‌ سرد سفید سلیقه سمت سنتی آنچه سوارکاری سوراخ‌هایی سوزن سوزن‌دوزیی سوزن‌دوزی‌ سوزن‌دوزی‌های‌ سپید سیاسی سیاسی، سیاه‌ سینه شال‌ شال‌» شامل شانه شاید شبیه شتر شده شده‌ شش شلوار شلوار این شلوار بالاق شلوار، شود پوشاک شکری شکل شکلی شیر شیرشکری گاهی شیپیرما صحرا صرف صوفی ضخیم طبیعی‌ طرف طور ظاهر ظریف ظریف‌ عبارتند عبارت‌ عبور عربی عرقچین‌ عرقچین‌های عشایر، علاقه‌مند عمامه عناصر عنوان غالبا فارس فاقد فراخی فقط فلزی قاعده قبا قد قرار قرارداده، قرمز قسمت قسمت‌ قلاب قوزک قوشاق» قوشاق، قومیت‌های لباس لباس‌ لحاظ لذا لفاف‌دار لهجه‌ها لیفه لیفه‌ مانند ماهه ماهوت ماووت متفاوت متمایل‌ مثال  مثل محل محکم مختلف مختلفی مخصوص مخصوص‌ مدور مدور، مربوط مرد مردان مردان، مردانه،‌ مردان‌ مرغوب‌ مستثنی مستمر مسطح مسن مشکی مطالعات معروف معمول معمولا معمولی مفصلیی مقاممقایسه، مقایسه منابع منتها منگوله‌ منگوله‌ای مواد موارد موجود مچ میان می‌آراستند می‌افزود می‌اندازند می‌باشد می‌باشد پوشاک می‌باشد، می‌باشند می‌بافند می‌بستند می‌بستندپارچه می‌توان‌ می‌خورد، می‌داد می‌دادندو می‌دهند می‌دوزند می‌رسد پوشاک می‌رسید می‌شد می‌شد جولبار می‌شد ج‌ می‌شد الف) می‌شد، می‌شود می‌شود ـ می‌شود، می‌شودایچمک می‌نامند می‌نامند ـ می‌نامیدند می‌نامیدند‌ می‌پوشانند می‌پوشانید ب) می‌پوشند می‌پوشند قبا روپوشی می‌پوشیدند می‌پوشیدند، می‌پیچند می‌پیچند، می‌پیچنداستفاده می‌کردند می‌کنند می‌کنند می‌کنند ب‌ می‌کنند د می‌کنند، می‌گذارند می‌گذارند دستار می‌گردد، می‌گویند می‌گویند ـ می‌گیرد می‌گیرد این‌ ناجیه نام نامیده نام‌ نباشد نتوان نخودی نخی نخ‌ نخ‌های ندارند نرم نزدیک نشانه‌های نظر نقاطبیرونی نقره‌) نقش نقوش‌ نمد نه نوارهایی نواری نوع نوعی نوع‌ نوک‌ نگار نگارها نگاری نگاه نیز نیست نیست، نیلی نیم های هر هم همانند همراه همواره هم‌ هنر هنرمندانه هنوز هنگام هوای‌ هوتوز و و«دون‌» وارد واقع واقع‌ وجود ورود وسیله وقت پا پارچه پارچه‌ پارچه‌ای پارچه‌ای، پارچه‌های پاها پاپوش پاپوش، پاپوش‌ پای پایه‌دار پرداخته پس پسران پشم پشم،که پشم‌های پنبه پنبه‌ای پنبه‌ای‌ پنج پهلو پهلوی پوست پوستین پوستین‌ پوستی‌ پوستی‌، پوست‌ پوش پوشاک پوشی پوشیدن‌ پوش‌، پی پیاده پیدا پیراهن پیراهنی‌ پیراهن‌ پیراهن‌ها پیراهن‌های پیچ چأکمن چأکمنی‌ چأکمن‌ چأکمن‌» چارقی چارق‌، چاریق، چاریق‌(Ç) چوپانان‌ چاریق‌باق چاک چاک‌دار چرم چرمی چرمی‌ چشم چلوار چندان چهار چوپان‌ها چپک‌  چکمه چکمه‌های کار کار) کارمی‌رفت کاملا کتانی کج‌ کرد کرد الف‌  کرده کرده‌اند کرکک کرک‌ کشیده کفش کفشی کفش‌ کفش‌ ـ کفش‌های کلاه کلاهی کلاه‌ کلاه‌ها ـ کمر کمربندی کمره‌ کمی کنار کناری‌ کنونی‌ که که، کهنسال، که‌ کوتاه‌ کوتاه‌تر کودکی کوینک‌ گاهی گاه‌ گاو گاومیش گبری گذشته، گرد گرم‌تر گشاد گشادی‌ گل گلدوزی‌ گوسفند گوناگون‌ گوگ ی یا یادکمه یادگار یعنی یقه یقه» یقه‌ یقه‌ای یقه‌‌ای‌ یلکن‌ یورش یک یکنواختی یکنواخت‌ ‌ ‌بود ‌تهیه‌ ‌رشته‌ای‌ ‌شده‌ ‌نرم‌ ‌چکمه‌های‌ ‌کمربندی‌ –

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “لباس مردان ترکمن”

    دیدگاه ها بسته شده اند.