یک شعر از ابوالحسن ورزی

یک شعر از ابوالحسن ورزی

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • یک شعر از ابوالحسن ورزی
  •  

    یک شعر از ابوالحسن ورزی

    یک شعر از ابوالحسن ورزی

     

    ابوالحسن ورزی، فرزند حسین فلاح زاده سال (۱۲۹۳ ه.ش) در تهران متولد شد .ابوالحسن ورزی پس از تحصیلات ابتدائی وارد دانشکده حقوق شدو در رشته قضائی موفق به اخذ درجه لیسانس شد. مدتی در وزارت دادگستری خدمت می‌کرد و سالها در سمتهای مختلف بود، او نیز در وزارت دارائی خدمت کرده و وی از غزلسرایان بنام معاصر است.
    وی در ۱۳۷۳ خورشیدی درگذشت.

    در دلم یادی از آن رخسار زیبا مانده است

    پرتوی از او در این آیینه پیدا مانده است

    هیچ دانی چیست این سرخی که در چشم منست؟؟

    آتشی کز کاروان اشک بر جا مانده است

    در نگاه گاهگاهت شعله ای دید از هوس

    گر به چشم حسرتم برق تمنا مانده است

    سایه ای بر جویبار اشک غلتان منست

    آنچه در این باغ، از آن سرو بالا مانده است

    از بهار بی نشان عشق من دارد نشان

    آن گل تنها که در دامان صحرا مانده است

    روزها در حسرت فردا به سر شد ای دریغ

    دیگر از عمرم همین امروز و فردا مانده است

    همچو سیلاب بهاران دور شیدایی گذشت

    وز گذشت او همین آشوب و غوغا مانده است

    گر ز رسوایی گریزی، من خود این گویم که نیست

    دیگری جز من که در این شهر، رسوا مانده است؟

    جز دل خلوت گزین من کجا آید بدست

    آنکه با صد همنشین پیوسته تنها مانده است

     

    کلمات کلیدی : ( آتشی آشوب آن آنچه آنکه آید آیینه ابتدائی ابوالحسن اخذ از است است است وی است؟ اشک امروز او ای این با باغ، بالا بدست بر برق بنام به بهار بهاران بود، بی تحصیلات تمنا تنها تهران جا جز جویبار حسرت حسرتم حسین حقوق خدمت خلوت خود خورشیدی دادگستری دارائی دارد دامان دانشکده دانی در درجه درگذشت دریغ دل دلم دور دید دیگر دیگری رخسار رسوا رسوایی رشته روزها ز زاده زیبا سال سالها سایه سر سرخی سرو سمتهای سیلاب شد شدو شعر شعله شهر، شیدایی صحرا صد عشق عمرم غزلسرایان غلتان غوغا فردا فرزند فلاح قضائی لیسانس مانده متولد مختلف مدتی معاصر من منست منست؟؟ موفق می‌کرد نشان نشان نگاه نیز نیست هش) همنشین همچو همین هوس هیچ و وارد ورزی ورزی ورزی، وز وزارت وی پرتوی پس پیدا پیوسته چشم چیست کاروان کجا کرده کز که گاهگاهت گذشت گذشت گر گریزی، گزین گل گویم یادی یک

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “یک شعر از ابوالحسن ورزی”

    دیدگاه ها بسته شده اند.