یک شعر از بابا فغانی شیرازی

یک شعر از بابا فغانی شیرازی

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • یک شعر از بابا فغانی شیرازی
  •  

    یک شعر از بابا فغانی شیرازی

    یک شعر از بابا فغانی شیرازی

     

    خوبی همین کرشمه و ناز و خرام نیست

    بسیار شیوه هست بتان را که نام نیست

    کامی نیافت از تو دل نامراد من

    جایی که نامرادی عشق است کام نیست

    ماییم و نیمه شب و ناله ی سحر

    اهل فراق را طلب صبح و شام نیست

    گاهی صبا به بوی تو جان بخشدم ولی

    افسوس کاین نسیم عنایت مدام نیست

    هرجا که هست جای تو در چشم روشنست

    بنشین که آفتاب بدین احترام نیست

    تا صبح مگوی پند که گفتار تلخ تو

    چون گفتگوی ساقی شیرین کلام نیست

     

    کلمات کلیدی : آفتاب احترام از است افسوس اهل بابا بتان بخشدم بدین بسیار بنشین به بوی تا تلخ تو تو جان جای جایی خرام خوبی در دل را روشنست ساقی سحر شام شب شعر شیرازی شیرین شیوه صبا صبح طلب عشق عنایت فراق فغانی ماییم مدام من مگوی ناز ناله نام نامراد نامرادی نسیم نیافت نیست نیست نیمه هرجا هست همین و ولی پند چشم چون کام کامی کاین کرشمه کلام که گاهی گفتار گفتگوی ی یک

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “یک شعر از بابا فغانی شیرازی”

    دیدگاه ها بسته شده اند.