شعر عادل دانتیسم – دلم را از سرِ راه نیاورده ام

شعر عادل دانتیسم – دلم را از سرِ راه نیاورده ام

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر عادل دانتیسم – دلم را از سرِ راه نیاورده ام
  •  

    شعر عادل دانتیسم - دلم را از سرِ راه نیاورده ام

    شعر عادل دانتیسم – دلم را از سرِ راه نیاورده ام

     

    دلم را از سرِ راه نیاورده ام
    سرِ راهِ هر کس و ناکسی بگذارم
    و بگویم :لطفا مرا بردارید و دوستم بدارید!
    شده باشد تنهایی تمامش را به دوش بکشم
    آوازه خوانِ کوچه و خیابان بشوم
    دوست داشتنت را زمین نمی گذارم
    جایش را هم به زور به هیچ نگاهی نمی بخشم
    راستش حتی به تو هم هیچ ربطی ندارد
    چه برسد به دیگران
    که چرا اینگونه بی رحمانه دل پایِ تو نشسته است
    اما برایِ خاطر جمعیِ هرکس که می پرسد از خلوتِ خودش
    که مگر می شود دوست داشت اینچنین ؟
    می شود ! حتی بی بوسه و آغوش هم می شود
    حتی می شود آنقدر وفادار بود که هرکسی از لحنِ حرفهایت
    بفهمد که اینجا کسی دارد عاشقی می کند
    کافیست یک دل داشته باشی که دوست داشتن را
    بخواهد در تمامِ وجودش در آغوش بگیرد
    من دلم را از سرِ راه نیاورده ام
    که به هر سلامی
    به هر نگاهی به هر کلامی
    یادم برود که تو هرروز
    در من حکومت می کنی

    «عادل دانتیسم»

     

    کلمات کلیدی : «عادل ؟ می آغوش آنقدر از است اما ام ام سرِ ام که اینجا اینچنین اینگونه باشد باشی بخشم راستش بدارید شده برایِ بردارید برسد برود بشوم دوست به بود بوسه بکشم آوازه بگذارم و بگویم بگیرد من بی تمامش تمامِ تنهایی تو جمعیِ حتی حرفهایت بفهمد حکومت خاطر خلوتِ خوانِ خودش که خیابان دارد داشت داشتن داشتنت داشته دانتیسم دانتیسم» در دل دلم دوست دوستم دوش دیگران که را را بخواهد راه راهِ ربطی رحمانه زمین زور سرِ سلامی به شعر شود شود حتی عادل عاشقی لحنِ لطفا مرا من مگر می ناکسی ندارد چه نشسته نمی نگاهی نیاورده هر هرروز در هرکس هرکسی هم هیچ و وجودش وفادار پایِ پرسد چرا کس کسی کلامی یادم کند کافیست کنی که کوچه گذارم جایش یک

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر عادل دانتیسم – دلم را از سرِ راه نیاورده ام”

    دیدگاه ها بسته شده اند.