شعر بیتوته ی کوتاهیست جهان از احمد شاملو

شعر بیتوته ی کوتاهیست جهان از احمد شاملو

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر بیتوته ی کوتاهیست جهان از احمد شاملو
  •  

    شعر بیتوته ی کوتاهیست جهان از احمد شاملو

    شعر بیتوته ی کوتاهیست جهان از احمد شاملو

     

    بیتوته‌یِ کوتاهی‌ست جهان
    در فاصله‌یِ گناه و دوزخ
    خورشید
    هم‌چون دشنامی برمی‌آید
    و روز
    شرمساری‌یِ جبران‌ناپذیری‌ست.
    آه
    پیش از آن که در اشک غرقه‌شوم
    چیزی بگوی
    درخت،
    جهلِ معصیت‌بارِ نیاکان است
    و نسیم
    وسوسه‌یی‌ست نابه‌کار.
    مهتابِ پاییزی
    کفری‌ست که جهان را می‌آلاید.
    چیزی بگوی
    پیش از آن که در اشک غرقه‌شوم
    چیزی‌بگوی
    هر دریچه‌یِ نغز
    بر چشم‌اندازِ عقوبتی می‌گشاید.
    عشق
    رطوبتِ چندش‌انگیزِ پلشتی‌ست
    و آسمان
    سرپناهی
    تا به خاک بنشینی و
    بر سرنوشتِ خویش
    گریه سازکنی.
    آه
    پیش از آن که در اشک غرقه‌شوم چیزی بگوی،
    هرچه باشد
    چشمه‌ها
    از تابوت می‌جوشند
    و سوگ‌وارانِ ژولیده آبرویِ جهان‌اند.
    عصمت به آینه مفروش
    که فاجران نیازمندتران‌اند.
    خامُش منشین
    خدا را
    پیش از آن که در اشک غرقه‌شوم
    از عشق
    چیزی بگوی!

     

    کلمات کلیدی : آبرویِ آسمان سرپناهی تا آن آینه احمد از است و اشک باشد چشمه‌ها از برمی‌آید و بنشینی به بگوی بگوی درخت، جهلِ بگوی پیش بگوی، هرچه بیتوته بیتوته‌یِ تابوت جبران‌ناپذیری‌ست آه پیش جهان جهان در جهان‌اند عصمت خاک خویش گریه در دریچه‌یِ دشنامی دوزخ خورشید هم‌چون را را پیش روز شرمساری‌یِ سازکنی آه پیش سرنوشتِ سوگ‌وارانِ شاملو شعر عشق چیزی عقوبتی غرقه‌شوم غرقه‌شوم از غرقه‌شوم چیزی غرقه‌شوم چیزی‌بگوی هر فاجران فاصله‌یِ معصیت‌بارِ مفروش که منشین خدا می‌آلاید چیزی می‌جوشند و می‌گشاید عشق رطوبتِ نابه‌کار مهتابِ نسیم وسوسه‌یی‌ست نغز بر نیازمندتران‌اند خامُش نیاکان و و بر پاییزی کفری‌ست پلشتی‌ست و چشم‌اندازِ چندش‌انگیزِ چیزی ژولیده که کوتاهیست کوتاهی‌ست گناه ی

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر بیتوته ی کوتاهیست جهان از احمد شاملو”

    دیدگاه ها بسته شده اند.