جدیدترین مطالب امروز

شعر احمد هاتف – مپرس ای گل ز من

مجموعه: شعر
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...
به این مطلب امتیاز دهید

 

شعر احمد هاتف - مپرس ای گل ز من

شعر احمد هاتف – مپرس ای گل ز من

 

مپرس ای گل ز من کز گلشن کویت چسان رفتم
چو بلبل زین چمن با ناله و آه و فغان رفتم

نبستم دل به مهر دیگران اما ز کوی تو
ز بس نامهربانی دیدم ای نامهربان رفتم

منم آن بلبل مهجور کز بیداد گلچینان
به دل صد خار خار عشق گل، از گلستان رفتم

منم آن قمری نالان که از بس سنگ بیدادم
زدند از هر طرف از باغت ای سرو روان رفتم

به امیدی جوانی صرف عشقت کردم و آخر
به پیری نا امید از کویت ای زیبا جوان رفتم

ندیدم زان گل بی خار جز مهر و وفا اما
ز باغ از جور گلچین و جفای باغبان رفتم

کن سخن کوته ز جور آسمان “هاتف” به ناکامی
ز یاران وطن دل کندم و از اصفهان رفتم

به اشتراک بگذارید...

مطالب مرتبط

دیدگاه ها

نظر شما برای “شعر احمد هاتف – مپرس ای گل ز من”