شعر انوری – ای از بنفشه ساخته گلبرگ را نقاب

شعر انوری – ای از بنفشه ساخته گلبرگ را نقاب

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر انوری – ای از بنفشه ساخته گلبرگ را نقاب
  •  

    شعر انوری - ای از بنفشه ساخته گلبرگ را نقاب

    شعر انوری – ای از بنفشه ساخته گلبرگ را نقاب

     

    ای از بنفشه ساخته گلبرگ را نقاب

    وز شب تپانچه‌ها زده بر روی آفتاب

    بر سیم ساده بیخته از مشک سوده‌گرد

    بر برگ لاله ریخته از قیر ناب آب

    خط تو بر خد تو چو بر شیر پای مور

    زلف تو بر رخ تو چو بر می پر غراب

    دارم ز آب و آتش یاقوت و جزع تو

    در آب دیده غرق و بر آتش جگر کباب

    در تاب و بند زلف دلاویز جان کشت

    جان در هزار بند و دل اندر هزار تاب

    گه دست عشق جامهٔ صبرم کند قبا

    گه آب چشم خانهٔ رازم کند خراب

    چون چشمت از جفا مژه بر هم نمی‌زند

    چشمم به خون دل مژه تا کی کند خضاب

    هم با خیال تو گله‌ای کردمی ز تو

    بر چشم من اگر نشدی بسته راه خواب

    ای روز و شب چو دهر در آزار انوری

    ترسم که دهر باز دهد زودت این جواب

     

    کلمات کلیدی : آب آب آتش آزار آفتاب از اندر انوری انوری اگر ای این با باز بر برگ بسته بند بنفشه به بیخته تا تاب تاب ترسم تو تو تپانچه‌ها جامهٔ جان جزع جفا جواب جگر خانهٔ خد خراب خضاب خط خواب خون خیال دارم در دست دل دلاویز دهد دهر دیده را رازم راه رخ روز روی ریخته ز زده زلف زودت ساخته ساده سوده‌گرد سیم شب شعر شیر صبرم عشق غراب غرق قبا قیر لاله مشک من مور مژه می ناب نشدی نقاب نقاب نمی‌زند هزار هم و وز پای پر چشم چشمت چشمم چو چون کباب کردمی کشت کند که کی گلبرگ گله‌ای گه یاقوت

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر انوری – ای از بنفشه ساخته گلبرگ را نقاب”

    دیدگاه ها بسته شده اند.