شعر بابا افضل کاشانی – در آب و گل که آورد آیین جان نهادن

شعر بابا افضل کاشانی – در آب و گل که آورد آیین جان نهادن

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر بابا افضل کاشانی – در آب و گل که آورد آیین جان نهادن
  •  

    شعر بابا افضل کاشانی - در آب و گل که آورد آیین جان نهادن

    شعر بابا افضل کاشانی – در آب و گل که آورد آیین جان نهادن

     

    افضل الدین محمد بن حسین بن محمد مَرَقی کاشانی معروف به بابا افضل ( زاده نیمۀ اول قرن شش، فوت حدود ۶۱۰ ه.ق.)، فیلسوف و حکیم بزرگ ایرانی است که تعداد زیادی رباعی به او نسبت داده شده است.

    در آب و گل که آورد، آیین جان نهادن؟

    بر دوش جان نازک، بار گران نهادن؟

    شاداب شاخ جان را، از بوم جاودانی

    برکندن از چه علت، در خاکدان نهادن؟

    ز آوردن تن و جان، با هم چه سود بینی

    جز درد تن فزودن، جر بار جان نهادن

    گویندهٔ سمر را، زین حال در خور آید

    صد قصه جمع کردن، صد داستان نهادن

    از داستان و قصه، بگذر که غصه باشد

    پیش گرسنه چندی، از هیچ خوان نهادن

    گفت و شنید کم کن، گر رهروی که از سر

    شاید برای توشه، چشم و زبان نهادن

    کاری شگرف باشد، در ره روش قدم را

    از سود برگرفتن و اندر زیان نهادن

    گاه بلا به مردی، تن در میان فکندن

    کام و هوای خود را، بر یک کران نهادن

    رسمی است عاشقان را، هنگام نامرادی

    از دل کرانه جستن، جان در میان نهادن

    در دین عشق هرگز، جز رسم پاکبازی

    دینی توان گرفتن؟ رسمی توان نهادن؟

    کار تو خواب بینم، در راه، گاه رفتن

    پس جرم نارسیدن، بر همرهان نهادن

     

    کلمات کلیدی : ( آب آورد آورد، آوردن آید آیین از است است افضل الدین اندر او اول ایرانی با بابا بار باشد باشد، بر برای برکندن برگرفتن بزرگ بلا بن به بوم بگذر بینم، بینی تعداد تن تو توان توشه، جان جان، جاودانی جر جرم جز جستن، جمع حال حدود حسین حکیم خاکدان خواب خوان خود خور داده داستان در درد دل دوش دین دینی را را، راه، رباعی رسم رسمی رفتن ره رهروی روش ز زاده زبان زیادی زیان زین سر سمر سود شاخ شاداب شاید شده شش، شعر شنید شگرف صد عاشقان عشق علت، غصه فزودن، فوت فکندن فیلسوف قدم قرن قصه قصه، محمد مردی، معروف مَرَقی میان نارسیدن، نازک، نامرادی نسبت نهادن نهادن نهادن نهادن؟ نیمۀ هرگز، هق)، هم همرهان هنگام هوای هیچ و پاکبازی پس پیش چشم چندی، چه کار کاری کاشانی کام کران کرانه کردن، کم کن، که گاه گر گران گرسنه گرفتن؟ گفت گل گویندهٔ یک

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر بابا افضل کاشانی – در آب و گل که آورد آیین جان نهادن”

    دیدگاه ها بسته شده اند.