شعر بابا فغانی شیرازی – چه باشد عاشقی

شعر بابا فغانی شیرازی – چه باشد عاشقی

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر بابا فغانی شیرازی – چه باشد عاشقی
  •  

    شعر بابا فغانی شیرازی - چه باشد عاشقی

    شعر بابا فغانی شیرازی – چه باشد عاشقی

     

    چه باشد عاشقی؟ خود را به غمها مبتلا کردن

    به صد خون جگر بیگانه ای را آشنا کردن

    چه حاصل زینهمه افسانه ی مهر و وفا یارب

    چو نتوان در دل سنگین او یک ذره جا کردن

    اگر صد سال افتم چون گدایان بر سر راهش

    هم او دشنام خواهد داد و من خواهم دعا کردن

    من و دردی بروی درد و داغی بر سر راهی

    که بی دردی بود در عشق تدبیر دوا کردن

    به جای قطره گوهر در کنارم ریختی دیده

    اگر ممکن شدی از گریه تغییر قضا کردن

    “فغانی” کمترین بازیست در عشق نکو رویان

    جفا از بیوفایان دیدن و نامش وفا کردن

     

    کلمات کلیدی : آشنا از افتم افسانه او اگر ای بابا بازیست باشد بر بروی به بود بی بیوفایان بیگانه تدبیر تغییر جا جای جفا جگر حاصل خواهد خواهم خود خون داد داغی در درد دردی دشنام دعا دل دوا دیدن دیده ذره را راهش راهی رویان ریختی زینهمه سال سر سنگین شدی شعر شیرازی صد عاشقی عاشقی؟ عشق غمها فغانی قضا قطره مبتلا ممکن من مهر نامش نتوان نکو هم و وفا چه چو چون کردن کردن کمترین کنارم که گدایان گریه گوهر ی یارب یک

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر بابا فغانی شیرازی – چه باشد عاشقی”

    دیدگاه ها بسته شده اند.