جدیدترین مطالب امروز

شعر بهادر یگانه – سرم دادی و سامانم ندادی

مجموعه: شعر
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...
به این مطلب امتیاز دهید

 

شعر بهادر یگانه - سرم دادی و سامانم ندادی

شعر بهادر یگانه – سرم دادی و سامانم ندادی

 

سرم دادی و سامانم ندادی
به جز بخت پریشانم ندادی

خدایا هرچه اشک اندر جهان بود
به من دادی و دامانم ندادی

چو شمع کاروان آواره ماندم
شبم دادی شبستانم ندادی

دلی خونین به من دادی چو غنچه
ولی لبهای خندانم ندادی

خدایا هرکجا درد دلی بود
به من دادی و درمانم ندادی

زدی صد چاک غم بر سینه ی من
ولی چاک گریبانم ندادی

به من بخشیده ای گنج سخن را
ولی یار سخندانم ندادی

من از این جان درد آلوده سیرم
که جان دادی و جانانم ندادی

به اشتراک بگذارید...

مطالب مرتبط

دیدگاه ها

نظر شما برای “شعر بهادر یگانه – سرم دادی و سامانم ندادی”