شعر شکست عهد من از ایرج دهقان

شعر شکست عهد من از ایرج دهقان

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر شکست عهد من از ایرج دهقان
  •  

    شعر شکست عهد من از ایرج دهقان

    شعر شکست عهد من از ایرج دهقان

     

    شکست عهد من و گفت: هرچه بود گذشت

    بگریه گفتمش: آری، ولی چه زود گذشت

    بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید

    بهار رفت و تو رفتی و هرچه بود گذشت

    شبی بعمر گرم خوش گذشت آنشب بود

    که در کنار تو با نغمه و سرود گذشت

    چه خاطرات خوشی در دلم بجای گذاشت

    شبی که با تو مرا در کنار رود گذشت

    گشوده بس گره آنشب ز کار بسته ی ما

    صبا چواز بر آن زلف مشکسود گذشت

    غمین مباش و میندیش از این سفر که ترا

    اگرکه بر دل نازک غمی فزود،گذشت

     

    کلمات کلیدی : آری، آن آنشب از امید اگرکه ایرج این با بجای بر بس بسته بعمر بهار بود بود بودی بگریه ترا تو خاطرات خوش خوشی در دل دلم دهقان رفت رفتی رود ز زلف زود سرود سفر شبی شعر شکست صبا عشق عهد غمی غمین فزود،گذشت ما مباش مرا مشکسود من میندیش نازک نغمه هرچه و ولی چه چواز کار کنار که گذاشت گذشت گذشت گرم گره گشوده گفت گفتمش ی

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر شکست عهد من از ایرج دهقان”

    دیدگاه ها بسته شده اند.