شعر شطرنج از صادق حسینی

شعر شطرنج از صادق حسینی

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر شطرنج از صادق حسینی
  •  

    شعر شطرنج از صادق حسینی

    شعر شطرنج از صادق حسینی

     

    روزی هزار مرتبه بازنده میشوم

    از بازی ظریف تو شرمنده میشوم

    اینبار فرق میکند اما به شوق برد

    آماده جدال درآینده میشوم

    موعود می رسد تو سفیدی ومن سیاه

    بر شاه بی شکست تو تازنده میشوم

    یک لحظه میخروشم و زورم نمی رسد

    با این خیال خام که کوبنده میشوم

    باران کیش های تو آغاز می شود

    چون مرغ پرشکسته ی سرکنده میشوم

    یکجا تمام قدرتم از دست می رود

    تا کیش آن وزیر برازنده میشوم

    می تازد اسب سرکش عشقت به هر طرف

    وقتی که محو آن رخ تابنده میشوم

    بی هیچ قلعه های مرا فتح می کنی

    در خانه ی سیاه پناهنده میشوم

    حالا میان صفحه ی تاریک زندگی

    از مهره های سوخته آکنده میشوم

    من مات می شوم به همین سادگی وباز

    روزی هزار مرتبه بازنده میشوم

     

    کلمات کلیدی : آغاز آماده آن آکنده از اسب اما این اینبار با باران بازنده بازی بر برازنده برد به بی تا تابنده تاریک تازد تازنده تمام تو جدال حالا حسینی خام خانه خیال در درآینده دست رخ رسد رسد رود روزی زندگی زورم سادگی سرکش سرکنده سفیدی سوخته سیاه سیاه شاه شرمنده شطرنج شعر شود شوق شوم شکست صادق صفحه طرف ظریف عشقت فتح فرق قدرتم قلعه لحظه مات محو مرا مرتبه مرغ من مهره موعود می میان میخروشم میشوم میشوم میکند نمی های هر هزار همین هیچ و وباز وزیر وقتی ومن پرشکسته پناهنده چون کنی که کوبنده کیش ی یک یکجا

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر شطرنج از صادق حسینی”

    دیدگاه ها بسته شده اند.