جدیدترین مطالب امروز

شعر شکوه شاگرد از ایرج میرزا

مجموعه: شعر
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...
به این مطلب امتیاز دهید

 

شعر شکوه شاگرد از ایرج میرزا

شعر شکوه شاگرد از ایرج میرزا

 

چنین می گفت شاگردی به مکتب
که این مکتب چه تاریکست یا رب

نباشد جز همان تاریک دیوار
همان لوح سیاه تیره و تار

همان درس و همان بحث مبین
همان تکلیف و آن جای معین

همیشه این کتاب و این قلمدان
همین دفتر که دو پیش است و دیوان

نشاید خواند این را زندگانی
کسالت باشد این نه شادمانی

معلم در جوابش این چنین گفت:
که باشد حال تو با حال من جفت

همین منبر مرا همواره در زیر
کنم هر صبحگه این درس تکریر

نباشد جز همان قیل و همان قال
همان تعلیم صرف و نحو اطفال

چه اطفالی که با این جمله تدریس
نمی دانند جز تزویر و تلبیس (اشاره به متقلبین در امتحانات)

چنان تنبل به وقت درس خواندن
که هم خود را کسل سازند و هم من

به شاگرد و معلم بار بسیار
به گردن هست و باید برد ناچار

به اشتراک بگذارید...

مطالب مرتبط

دیدگاه ها

نظر شما برای “شعر شکوه شاگرد از ایرج میرزا”