شعر انفجار لاشه از اندیشه فولادوند

شعر انفجار لاشه از اندیشه فولادوند

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر انفجار لاشه از اندیشه فولادوند
  •  

    شعر انفجار لاشه از اندیشه فولادوند

    شعر انفجار لاشه از اندیشه فولادوند

     

    اندیشه فولادوند (متولد ۷ مهر ۱۳۶۲ در تهران) شاعر، بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر و موسیقی دان ایران است. وی علاوه بر بازیگری، شاعری صاحب سبک می‌باشد. سال ۱۳۸۷ کتاب شعر عطسه‌های نحس (نشر ثالث) را چاپ کردکه بازتابهای گسترده‌ای در محافل ادبی داشت. سیزده قطعه از اشعار این کتاب، توسط شاعر در آلبومی به نام آخرین حرف معاصر با آهنگسازی فریبرز لاچینی اجرا و در بهمن ۱۳۹۰ رونمایی شد.

    خمیازه های کشدار سیگار پشت سیگار

    شب گوشه ای به ناچار سیگار پشت سیگار

    این روح خسته هر شب جان کندنش غریزی است

    لعنت به این خود آزار سیگار پشت سیگار

    یک استخوان و صد میخ آن پرده را دریدند

    ناموس سایه بر دار سیگار پشت سیگار

    در انجماد یک تخت این لاشه منفجر شد

    پاشیده شد به دیوار سیگار پشت سیگار

    بر سنگ فرش کوچه خوابیده بی سرانجام

    این مرده ی کفن خوار سیگار پشت سیگار

    صد صندلی در این ختم بی سرنشین کبودند

    مردی تکیده، بیزار سیگار پشت سیگار

    تصعید لاله ی گوش با جیغ های رنگی

    شک و شروع انکار سیگار پشت سیگار

    این پنج پنجه امشب همخوابگان خاکند

    بدرود دست و گیتار سیگار پشت سیگار

    مردم در این رهایی در کوچه های بن بست

    انگار ها نه انگار سیگار پشت سیگار

    ماسیده شد تلافی بر میله میله پولاد

    در یک تنور نمدار سیگار پشت سیگار

    مبهوت رد دودم، این شکوه ها قدیمی است

    مومن به اصل تکرار سیگار پشت سیگار

    لخت و پلید با اخم کنج اتاق تاریک

    در بستری گنهکار سیگار پشت سیگار

    صد لنز بی ترحم در چشم شهر جوشید

    وین شاعران بیکار سیگار پشت سیگار

    در لابلای هر متن این صحنه تا ابد هست

    مردی به حال اقرار سیگار پشت سیگار

    اسطوره های خائن در لابلای تاریخ

    خوابند عین کفتار سیگار پشت سیگار

    عکس تو بود و قصه، قاب تو بود و انکار

    کوبیده شد به دیوار سیگار پشت سیگار

    با یک طپانچه امشب این عطسه هم ترور شد

    شلیک تیر اخطار سیگار پشت سیگار

    هر شب همین بساط است، چای و سکوت و یک فیلم

    بعد از مرور اشعار سیگار پشت سیگار

    ته مانده های سیگار در استکانی از چای

    هاجند و واج انگار سیگار پشت سیگار

    کنسرو شعر و سیگار، تاریخ انقضا خورد

    سه/یک/ممیز چهار سیگار پشت سیگار

    خودکار من قدیمی است گاهی نمی نویسد

    یک مارک بی خریدار سیگار پشت سیگار

     

    کلمات کلیدی : (متولد (نشر آخرین آزار آلبومی آن آهنگسازی ابد اتاق اجرا اخطار اخم ادبی از است است است، استخوان استکانی اسطوره اشعار اصل اقرار امشب انجماد اندیشه انفجار انقضا انکار انکار انگار ای ایران این با بازتابهای بازیگر بازیگری، بدرود بر بساط بست بستری بعد بن به بهمن بود بی بیزار بیکار تئاتر تا تاریخ تاریخ تاریک تخت ترحم ترور تصعید تلافی تلویزیون تنور ته تهران) تو توسط تکرار تکیده، تیر ثالث) جان جوشید جیغ حال حرف خائن خاکند ختم خریدار خسته خمیازه خوابند خوابیده خوار خود خودکار خورد دار داشت دان در دریدند دست دودم، دیوار را رد رنگی رهایی روح رونمایی سال سایه سبک سرانجام سرنشین سنگ سهیکممیز سکوت سیزده سینما، سیگار سیگار سیگار، شاعر شاعر، شاعران شاعری شب شد شد شروع شعر شلیک شهر شک شکوه صاحب صحنه صد صندلی طپانچه عطسه عطسه‌های علاوه عکس عین غریزی فرش فریبرز فولادوند فولادوند فیلم قاب قدیمی قصه، قطعه لابلای لاشه لاله لاچینی لخت لعنت لنز مارک ماسیده مانده مبهوت متن محافل مردم مرده مردی مرور معاصر من منفجر مهر موسیقی مومن میخ میله می‌باشد نام ناموس ناچار نحس نمدار نمی نه نویسد ها هاجند های هر هست هم همخوابگان همین و واج وی وین پاشیده پرده پشت پلید پنج پنجه پولاد چاپ چای چای چشم چهار کبودند کتاب کتاب، کردکه کشدار کفتار کفن کنج کندنش کنسرو کوبیده کوچه گاهی گسترده‌ای گنهکار گوش گوشه گیتار ی یک

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر انفجار لاشه از اندیشه فولادوند”

    دیدگاه ها بسته شده اند.