شعر ” فریاد او ” از فریبا شش بلوکی

مجموعه: شعر
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 500 out of 5)
Loading...
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر ” فریاد او ” از فریبا شش بلوکی
  •  

    شعر " فریاد او " از فریبا شش بلوکی

    شعر ” فریاد او ” از فریبا شش بلوکی

     

    تو مرا فریاد کن ای همنفس
    این منم آوارۀ فریاد تو
    این فضا با بوی تو آغشته است
    آسمانم پر شده از یادتو

    ****

    ای خدا من بندها را رسته ام
    می روم تا انتهای یک نگاه
    بال و پرهایم پراز رنگین کمان
    می نشینم روی آب و عکس ماه

    ****

    باز تن پوشم حریر آرزو
    روی دستانم شکوفه زار عشق
    قامتم از این زمین تا آسمان
    سبزِ سبزِ سبز در بازار عشق

    ****

    گرم این دستان من از یاد او
    کاج این خانه مرا یک تکیه گاه
    فرصت پرواز تا اوج غرور
    روی بال یک پرستویی به راه

    ****

    من کنون آماده ام تا جان دهم
    زیر این تنهاترین کاج حیاط
    انتظاری نیست جز فریاد او
    تا بگیرد جان دوباره این حیات

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر ” فریاد او ” از فریبا شش بلوکی”

    دیدگاه ها بسته شده اند.

    }