شعر ” فریاد او ” از فریبا شش بلوکی

شعر ” فریاد او ” از فریبا شش بلوکی

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر ” فریاد او ” از فریبا شش بلوکی
  •  

    شعر " فریاد او " از فریبا شش بلوکی

    شعر ” فریاد او ” از فریبا شش بلوکی

     

    تو مرا فریاد کن ای همنفس
    این منم آوارۀ فریاد تو
    این فضا با بوی تو آغشته است
    آسمانم پر شده از یادتو

    ****

    ای خدا من بندها را رسته ام
    می روم تا انتهای یک نگاه
    بال و پرهایم پراز رنگین کمان
    می نشینم روی آب و عکس ماه

    ****

    باز تن پوشم حریر آرزو
    روی دستانم شکوفه زار عشق
    قامتم از این زمین تا آسمان
    سبزِ سبزِ سبز در بازار عشق

    ****

    گرم این دستان من از یاد او
    کاج این خانه مرا یک تکیه گاه
    فرصت پرواز تا اوج غرور
    روی بال یک پرستویی به راه

    ****

    من کنون آماده ام تا جان دهم
    زیر این تنهاترین کاج حیاط
    انتظاری نیست جز فریاد او
    تا بگیرد جان دوباره این حیات

     

    کلمات کلیدی : آب آرزو روی آسمان سبزِ آغشته آماده آوارۀ از است آسمانم ام ام می انتهای او او تا او کاج اوج ای این با باز بازار بال بلوکی بندها به بوی بگیرد تا تن تنهاترین تو تو این تکیه جان جز حریر حیات حیاط انتظاری خانه خدا در دستان دستانم دهم زیر دوباره را راه رسته رنگین روم روی زار زمین سبز سبزِ شده شش شعر شکوفه عشق عشق قامتم عکس غرور روی فریاد فریبا فضا ماه مرا من منم نشینم نگاه بال نیست همنفس این و پر پراز پرستویی پرهایم پرواز پوشم کاج کمان می کن کنون گاه فرصت گرم یاد یادتو یک

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر ” فریاد او ” از فریبا شش بلوکی”

    دیدگاه ها بسته شده اند.