شعر فریاد از مهدی اخوان ثالث

شعر فریاد از مهدی اخوان ثالث

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر فریاد از مهدی اخوان ثالث
  •  

    شعر فریاد از مهدی اخوان ثالث

    شعر فریاد از مهدی اخوان ثالث

     

    خانه ام آتش گرفته ست ، آتشی جانسوز
    هر طرف می سوزد این آتش

    پرده ها و فرشها را ، تارشان با پود
    من به هر سو می دوم گریان

    در لهیب آتش پر دود
    وز میان خنده هایم تلخ

    و خروش گریه ام ناشاد
    از دورن خسته ی سوزان
    می کنم فریاد ، ای فریاد ! ی فریاد

    خانه ام آتش گرفته ست ، آتشی بی رحم
    همچنان می سوزد این آتش

    نقشهایی را که من بستم به خون دل
    بر سر و چشم در و دیوار

    در شب رسوای بی ساحل
    وای بر من ، سوزد و سوزد

    غنچه هایی را که پروردم به دشواری
    در دهان گود گلدانها

    روزهای سخت بیماری
    از فراز بامهاشان ، شاد

    دشمنانم موذیانه خنده های فتحشان بر لب
    بر من آتش به جان ناظر

    در پناه این مشبک شب
    من به هر سو می دوم

    گریان ازین بیداد
    می کنم فریاد ، ای فریاد ! ای فریاد

    وای بر من، همچنان می‌سوزد این آتش
    آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان

    و آنچه دارد منظر و ایوان
    من به دستان پر از تاول

    این طرف را می کنم خاموش
    وز لهیب آن روم از هوش

    ز آندگر سو شعله برخیزد، به گردش دود
    تا سحرگاهان، که می داند که بود من شود نابود

    خفته اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر
    صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر

    وای، آیا هیچ سر بر می‌کنند از خواب
    مهربان همسایگانم از پی امداد ؟

    سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد
    می‌کنم فریاد ، ای فریاد ! ای فریاد

     

    کلمات کلیدی : ، ؟ آتش آتش آتش آنچه آتشی آن آندگر آنچه آیا اخوان از ازین ام امداد اند ای این ایوان من با بامهاشان بر برخیزد، بستر صبح بستم بنیاد می‌کنم به بود بی بیداد می بیدادگر بیماری از تارشان تاول تلخ ثالث جا جان جانسوز هر خاموش وز خانه خاکستر خروش خسته خفته خنده خواب مهربان خون دارد دارم داند در دستان دشمنانم دشواری در دفتر دل بر دهان دود تا دود وز دورن دوم دوم دیوار دیوان را رحم همچنان رسوای روزهای روم ز ساحل وای ست سحرگاهان، سخت سر سو سوزان می سوزد سوزد سوزدم شاد شاد شب شب من شعر شعله شود طرف غنچه فتحشان فراز فرشها فریاد فریاد لب بر لهیب مانده مشبک مشت من من، منظر مهدی مهربان موذیانه می میان می‌سوزد می‌کنند نابود ناشاد از ناظر نقشهایی ها های هایم هایی هر همسایگانم همچنان هوش هیچ و وای وای، پر پرده پروردم پناه پود من پی چشم کنم که گردش گرفته گریان گریان گریه گلدانها گود ی یادگار

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر فریاد از مهدی اخوان ثالث”

    دیدگاه ها بسته شده اند.