شعر چشم دیگر آهو از فاضل نظری

شعر چشم دیگر آهو از فاضل نظری

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر چشم دیگر آهو از فاضل نظری
  •  

    شعر چشم دیگر آهو از فاضل نظری

    شعر چشم دیگر آهو از فاضل نظری

     

    ناگهان آیینه حیران شد، گمان کردم تویی

    ماه پشت ابر پنهان شد، گمان کردم تویی

    رد پایی تازه از پشت صنوبرها گذشت

    چشم آهوها هراسان شد، گمان کردم تویی

    ای نسیم بی‌قرار روزهای عاشقی

    هر کجا زلفی پریشان شد، گمان کردم تویی

    سایه‌ی زلف کسی چون ابر بر دوزخ گذشت

    آتشی دیگر گلستان شد، گمان کردم تویی

    باد پیراهن کشید از دست گل‌ها ناگهان

    عطر نیلوفر فراوان شد، گمان کردم تویی

    چون گلی در باغ، پیراهن دریدم در غمت

    غنچه‌ای سر در گریبان شد، گمان کردم تویی

    کشته‌ای در پای خود دیدی یقین کردی منم

    سایه‌ای بر خاک مهمان شد، گمان کردم تویی

     

    کلمات کلیدی : آتشی آهو آهوها آیینه ابر از ای باد باغ، بر بی‌قرار تازه تویی تویی حیران خاک خود در دریدم دست دوزخ دیدی دیگر رد روزهای زلف زلفی سایه‌ای سایه‌ی سر شد، شعر صنوبرها عاشقی عطر غمت غنچه‌ای فاضل فراوان ماه منم مهمان ناگهان ناگهان نسیم نظری نیلوفر هر هراسان پای پایی پریشان پشت پنهان پیراهن چشم چون کجا کردم کردی کسی کشته‌ای کشید گذشت گریبان گلستان گلی گل‌ها گمان یقین

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر چشم دیگر آهو از فاضل نظری”

    دیدگاه ها بسته شده اند.