شعر فریدون مشیری – تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم

شعر فریدون مشیری – تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر فریدون مشیری – تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم
  •  

    شعر فریدون مشیری - تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم

    شعر فریدون مشیری – تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم

     

    تو کیستی، که من اینگونه بی تو بی تابم؟
    شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم .
    تو چیستی، که من از موج هر تبسم تو
    بسان قایق، سرگشته، روی گردابم!

    تو در کدام سحر، بر کدام اسب سپید؟
    تو را کدام خدا؟
    تو از کدام جهان؟
    تو در کدام کرانه، تو از کدام صدف؟
    تو در کدام چمن، همره کدام نسیم؟
    تو از کدام سبو؟

    من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه!
    چه کرد با دل من آن نگاه شیرین، آه!
    مدام پیش نگاهی، مدام پیش نگاه!
    کدام نشاه دویده است از تو در تن من؟

    که ذره های وجودم تو را که می بینند،
    به رقص می آیند،
    سرود میخوانند!

    چه آرزوی محالی است زیستن با تو
    مرا همین بگذارند یک سخن با تو:
    به من بگو که مرا از دهان شیر بگیر!

    به من بگو که برو در دهان شیر بمیر!

    بگو برو جگر کوه قاف را بشکاف!
    ستاره ها را از آسمان بیار به زیر؟
    ترا به هر چه تو گویی، به دوستی سوگند

    هر آنچه خواهی از من بخواه، صبر مخواه.
    که صبر، راه درازی به مرگ پیوسته ست!

    تو آرزوی بلندی و، دست من کوتاه
    تو دوردست امیدی و پای من خسته ست.
    همه وجود تو مهر است و جان من محروم
    چراغ چشم تو سبزست و راه من بسته است.

     

    کلمات کلیدی : تو آرزوی آسمان آمدم آن آنچه آه مدام آیند، سرود از اسب است امیدی اینگونه با بخواه، بر برد برو بسته بشکاف ستاره بلندی بمیر به بگذارند بگو بگیر بی بیار بینند، به تابم تابم؟ شب تبسم تن تو تو بسان تو به تو مرا جان جهان؟ تو جگر خدا؟ تو خسته خوابم خواهی خیالت در درازی دست دل دهان دوردست دوستی دویده ذره را راه رقص روی زیر؟ ترا زیستن سبزست سبو؟ ست ست همه سحر، سخن سر سرگشته، سوگند سپید؟ تو شعر شیر شیرین، صبر صبر، صدف؟ تو فریدون قاف قایق، محالی محروم چراغ مخواه که مدام مرا مرگ مشیری من من؟ مهر موج می میخوانند ناگاه چه نسیم؟ تو نشاه نمی نگاه نگاه کدام نگاهی، ها های هجوم هر همره همین و و، وجود وجودم پای پیش پیوسته چشم چمن، چه چیستی، کجا کدام کرانه، کرد که کوتاه تو کوه کیستی کیستی، گردابم گویی، یک

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر فریدون مشیری – تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم”

    دیدگاه ها بسته شده اند.