شعر فریدون مشیری – هیچ جز یاد تو ، رویای دلاویزم نیست

مجموعه: شعر
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 500 out of 5)
Loading...
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر فریدون مشیری – هیچ جز یاد تو ، رویای دلاویزم نیست
  •  

    شعر فریدون مشیری - هیچ جز یاد تو ، رویای دلاویزم نیست

    شعر فریدون مشیری – هیچ جز یاد تو ، رویای دلاویزم نیست

     

    فریدون مشیری در سی ام شهریور ۱۳۰۵ در تهران به دنیا آمد. جد پدری او به دلیل مأموریت اداری به همدان منتقل شده بود، و پدرش ابراهیم مشیری افشار در سال ۱۲۷۵ خورشیدی در همدان متولد شد، و در روزهای جوانی به تهران آمد و از سال ۱۲۹۸ در وزارت پست مشغول خدمت گردید.

    هیـچ جـز یـاد تـو ، رویای دلاویـزم نـیست

    !هیـچ جـز نـام تـو ، حـرف طـرب انگـیزم نـیست

    عـشق می ورزم و می سـوزم و فـریـادم نـه!

    دوست می دارم و می خـواهـم و پـرهـیزم نـیست.

    نـور می بـیـنم و می رویـم و می بـالم شـاد ،

    شاخه می گـستـرم و بـیـم ز پـائـیـزم نـیست

    تـا به گـیتی دل ِ از مهـر تـو لبـریـزم هـست

    کـار با هـستی ِ از دغـدغـه لـبریـزم نـیست

    بخـت آن را کـه شـبی پـاک تـر از بـاد ِ سـحر

    بـا تـو ، ای غـنچه نشکـفـته بـیامیـزم نـیست

    تـو بـه دادم بـرس ای عـشق ، که با ایـن هـمه شـوق

    چـاره جـز آنکـه به آغـوش تـو بگـریـزم نـیست

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر فریدون مشیری – هیچ جز یاد تو ، رویای دلاویزم نیست”

    دیدگاه ها بسته شده اند.

    }