شعر آتش عشق از حمید مصدق

شعر آتش عشق از حمید مصدق

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر آتش عشق از حمید مصدق
  •  

    شعر آتش عشق از حمید مصدق

    شعر آتش عشق از حمید مصدق

     

    مرا با سوز جان بگذار و بگذر
    اسیر و ناتوان بگذار و بگذر

    چو شمعی سوختم از آتش عشق
    مرا آتش به جان بگذار و بگذر

    دلی چون لاله بی داغ غمت نیست
    بر این دل هم نشان بگذار و بگذر

    مرا با یک جهان اندوه جانسوز
    تو ای نامهربان بگذار و بگذر

    دو چشمی را که مفتون رخت بود
    کنون گوهر فشان بگذار و بگذر

    در افتادم به گرداب غم عشق
    مرا در این میان بگذار و بگذر

    به او گفتم حمید از هجر فرسود
    به من گفتا جهان بگذار و بگذر

     

    کلمات کلیدی : آتش از افتادم اندوه او ای این با به بود کنون بگذار بگذر بگذر به بگذر در بگذر دلی بگذر دو بگذر مرا بگذر اسیر بگذر چو بی جان جانسوز تو جهان حمید داغ در دل را رخت سوختم سوز شعر شمعی عشق عشق مرا غم غمت فرسود به فشان لاله مرا مصدق مفتون من میان ناتوان نامهربان نشان نیست بر هجر هم و چشمی چون که گرداب گفتا گفتم گوهر یک

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر آتش عشق از حمید مصدق”

    دیدگاه ها بسته شده اند.