شعر شعله رمیده از فروغ فرخزاد

شعر شعله رمیده از فروغ فرخزاد

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر شعله رمیده از فروغ فرخزاد
  •  

    شعر شعله رمیده از فروغ فرخزاد

    شعر شعله رمیده از فروغ فرخزاد

     

    فروغ‌الزمان فرخزاد ( زادۀ ۸ دی ۱۳۱۳ – درگذشته ۲۴ بهمن ۱۳۴۵) شاعر معاصر ایرانی است. وی پنج دفتر شعر منتشر کرد که از نمونه‌های قابل توجه شعر معاصر فارسی هستند. فروغ فرخزاد در ۳۲ سالگی بر اثر تصادف اتومبیل درگذشت.

    می بندم این دو چشم پر آتش را
    تا ننگرد درون دو چشمانش
    تا داغ و پر تپش نشود قلبم
    از شعله نگاه پریشانش
    می بندم این دو چشم پر آتش را
    تا بگذرم ز وادی رسوایی
    تا قلب خامشم نکشد فریاد
    رو می کنم به خلوت و تنهای
    ای رهروان خسته چه می جویید
    در این غروب سرد ز احوالش
    او شعله رمیده خورشید است
    بیهوده می دوید به دنبالش
    او غنچه شکفته مهتابست
    باید که موج نور بیفشاند
    بر سبزه زار شب زده چشمی
    کاو را بخوابگاه گنه خواند
    باید که عطر بوسه خاموشش
    با ناله های شوق بیآمیزد
    در گیسوان آن زن افسونگر
    دیوانه وار عشق و هوس ریزد
    باید شراب بوسه بیاشامد
    ازساغر لبان فریبای
    مستانه سر گذارد و آرامد
    بر تکیه گاه سینه زیبایی
    ای آرزوی تشنه به گرد او
    بیهوده تار عمر چه می بندی
    روزی رسد که خسته و وامانده
    بر این تلاش بیهده می خندی
    آتش زنم به خرمن امیدت
    با شعله های حسرت و ناکامی
    ای قلب فتنه جوی گنه کرده
    شاید دمی ز فتنه بیارامی
    می بندمت به بند گران غم
    تا سوی او دگر نکنی پرواز
    ای مرغ دل که خسته و بی تابی
    دمساز باش با غم او ‚ دمساز

     

    کلمات کلیدی : ( ) آتش آرامد بر آرزوی آن اتومبیل اثر احوالش او از است است بیهوده افسونگر دیوانه امیدت با او او بیهوده ایرانی این با باش بخوابگاه بر بند بندم بندمت بندی روزی به بهمن بوسه بگذرم بی بیآمیزد در بیارامی می بیاشامد ازساغر بیفشاند بر بیهده تابی دمساز تار تشنه تصادف تلاش تنهای ای توجه تپش تکیه جوی جویید در حسرت خامشم خاموشش با خرمن خسته خلوت خندی آتش خواند باید خورشید داغ در درون درگذشت درگذشته دفتر دل دمساز دمی دنبالش او دو دوید دگر دی را را تا رسد رسوایی تا رمیده رهروان ریزد باید ز زادۀ زار زده زن زنم زیبایی ای سالگی سبزه سر سرد سوی سینه شاعر شب شراب شعر شعله شوق شکفته عشق عطر عمر غروب غم غم تا غنچه فارسی فتنه فرخزاد فرخزاد فروغ فروغ‌الزمان فریاد رو فریبای مستانه قابل قلب قلبم از لبان مرغ معاصر منتشر مهتابست باید موج می ناله ناکامی ای نشود نمونه‌های ننگرد نور نکشد نکنی نگاه های هستند هوس و وادی وار وامانده بر وی پر پرواز ای پریشانش می پنج چشم چشمانش تا چشمی کاو چه کرد کرده شاید کنم که گاه گذارد گران گرد گنه گیسوان ‚

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر شعله رمیده از فروغ فرخزاد”

    دیدگاه ها بسته شده اند.