شعر قاآنی شیرازی – هر جا حکایت از صنمی دلربا رود

شعر قاآنی شیرازی – هر جا حکایت از صنمی دلربا رود

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر قاآنی شیرازی – هر جا حکایت از صنمی دلربا رود
  •  

    شعر قاآنی شیرازی - هر جا حکایت از صنمی دلربا رود

    شعر قاآنی شیرازی – هر جا حکایت از صنمی دلربا رود

     

    میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی فرزند محمدعلی گلشن از شعرای نامدار عهد قاجار است. وی در سال ۱۲۲۳ هجری قمری در شیراز متولد شد، تحصیلات مقدماتی را در همان شیراز گذراند. دیوان اشعار وی بالغ بر بیست هزار بیت است. او کتابی به نام پریشان به سبک گلستان در نثر نگاشت. قاآنی در سال ۱۲۷۰ هجری قمری در تهران وفات یافت و درحرم حضرت عبدالعظیم مدفون شد.

    هر جا حکایت از صنمی دلربا رود

    از هر زبان بر او همه مدح و ثنا رود

    در مسجدی که ساده‌رخی می‌کند نماز

    صد دست بر فلک ز برای دعا رود

    سر پیش‌ چشم من به حقیقت عزیز نیست

    الا دمی که در سر مهر و وفا رود

    این پنج روز عمر گرامی عزیز دار

    با دوستان بهل که به صدق‌ و صفا رود

    چون کس خبر ندارد از اسرار علم غیب

    حیفست از آن نفس‌ که به چون و چرا رود

    رویی گشاده دار و لبی بسته تا ز در

    بیگانه آید ار به درون آشنا رو‌د

    تیرم بزن بکش که خطا نیست مرگ من

    مرگ من آن دمست که تیرت خطا رود

    بر صورتت مگر در و دیوار عاشقند

    کز هرکجا روم هه ذکر شما رود

    بر گنج طلعت تو اگر بنگرد گدا

    چون از مقابل تو رود پادشا رود

    از خاطرم نمی‌رود آن ساق سیمگون

    مشکل خیال سیم ز یاد گدا رود

    زلفت چو ما نگون و پریشان و درهمست

    آشفته روز آنکه تو را در قفا رود

    خوابم ز چشم رفت و دل از دست و جان ز کف

    بر من ز یک نیامدنت تا چها رود

    دور از تو شخص من پر کاهی فزون نبود

    وانهم به باد رفت کنون تاکجا رود

    مشتاق روی دوست نخواهد به غیر دوست

    کان مدّعیست کش سخن از مدعا رود

    گر خاک پارس‌ شد همه دریا عجب مدار

    زین آبهای شور که از چشم ما رود

     

    کلمات کلیدی : آبهای آشفته آشنا آن آنکه آید ار از است اسرار اشعار الا الله او اگر این با باد بالغ بر برای بزن بسته بنگرد به بهل بکش بیت بیست بیگانه تا تاکجا تحصیلات تهران تو تیرت تیرم ثنا جا جان حبیب حضرت حقیقت حکایت حیفست خاطرم خاک خبر خطا خوابم خیال دار دار در در درحرم درهمست درون دریا دست دعا دل دلربا دمست دمی دور دوست دوست دوستان دیوار دیوان ذکر را رفت رود رود رود روز روم روی رویی رو‌د ز زبان زلفت زین ساده‌رخی ساق سال سبک سخن سر سیم سیمگون شخص شد شد شد، شعر شعرای شما شور شیراز شیرازی صد صدق‌ صفا صنمی صورتت طلعت عاشقند عبدالعظیم عجب عزیز علم عمر عهد غیب غیر فرزند فزون فلک قاآنی قاجار قفا قمری لبی ما متخلص متولد محمدعلی مدار مدح مدعا مدفون مدّعیست مرگ مسجدی مشتاق مشکل مقابل مقدماتی من من مهر مگر میرزا می‌کند نام نامدار نبود نثر نخواهد ندارد نفس‌ نماز نمی‌رود نگاشت نگون نیامدنت نیست نیست هجری هر هرکجا هزار همان همه هه و وانهم وفا وفات وی پادشا پارس‌ پر پریشان پنج پیش‌ چرا چشم چها چو چون کان کاهی کتابی کز کس کش کف کنون که گدا گدا گذراند گر گرامی گشاده گلستان گلشن گنج یاد یافت یک

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر قاآنی شیرازی – هر جا حکایت از صنمی دلربا رود”

    دیدگاه ها بسته شده اند.