جدیدترین مطالب امروز

شعر سنگ گور از سیمین بهبهانی

مجموعه: شعر
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...
به این مطلب امتیاز دهید

 

شعر سنگ گور از سیمین بهبهانی

شعر سنگ گور از سیمین بهبهانی

 

ای رفته ز دل رفته ز بر ، رفته ز خاطر
بر من منگر تاب نگاه تو ندارم

بر من منگر زانکه به جز تلخی اندوه
در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم

ای رفته ز دل ،راست بگو !بهر چه امشب
با خاطره ها آمده ای باز به سویم؟

گر آمده ای از پی آن دلبر دلخواه
من آن نیم او مرده و من سایه اویم

من آن نیم آخر دل من سرد و سیاه است
او در دل سودا زده از عشق شرر داشت

او در همه جا ،با همه کس ،در همه احوال
سودای تو را ای بت بی مهر به  سر داشت

من آن نیم ،این دیده ی من سرد و خموش است
در دیده او آن همه گفتار نهان بود

وان عشق غم آلوده در آن نرگس شبرنگ
مرموز تر از تیرگی شامگهان بود

من او نیم آری ،لب من این لب بی رنگ
دیریست که با خنده یی از عشق نشکفت

اما به لب او همه دم خنده ی جان بخش
مهتاب صفت بر گل شبنم زده می خفت

بر من منگر تاب نگاه تو ندارم
آن کس که تو می خواهیش از من به خدا مرد

او در تن من بود و ندانم که به ناگاه
چون دید و چها کرد و کجا رفت و چرا مرد

من گور ویم ،گور ویم بر تن گرمش
افسردگی و سردی کافور نهادم

او مرده و در سینه ی من ،این دل بی مهر
سنگی ست که من بر سر آن گور نهادم

به اشتراک بگذارید...

مطالب مرتبط

دیدگاه ها

نظر شما برای “شعر سنگ گور از سیمین بهبهانی”