شعر حافظ – اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

شعر حافظ – اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر حافظ – اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
  •  

    شعر حافظ - اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

    شعر حافظ – اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

     

    اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

    به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

    بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت

    کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را

    فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب

    چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را

    ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است

    به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را

    من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم

    که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را

    اگر دشنام فرمایی و گر نفرین دعا گویم

    جواب تلخ می‌زیبد لب لعل شکرخا را

    نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست‌تر دارند

    جوانان سعادتمند پند پیر دانا را

    حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو

    که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را

    غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

    که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را

     

    کلمات کلیدی : آب آباد آرد آن از است افشاند اگر این باقی بخارا بخشم بخوان بده بر بردند برون به بیا ترک ترکان تلخ تو ثریا جان جانا جمال جنت جو جواب جوانان حاجت حافظ حافظ حدیث حسن حکمت خال خط خوان خوش دارند داشت دانا دانستم در دست دشنام دعا دل دهر دوست‌تر را را را راز رنگ روزافزون روی رکن ز زلیخا زیبا ساقی سعادتمند سفتی سمرقند شعر شهرآشوب شوخ شکرخا شیرازی شیرین صبر عشق عصمت عقد غزل فرمایی فغان فلک لب لعل لولیان ما مستغنی مصلا مطرب معما من می می‌زیبد ناتمام نخواهی نصیحت نظم نفرین نگشاید نگشود هندویش و پرده پند پیر چنان چه کار کاین کس کمتر کن کنار که گر گفتی گلگشت گو گوش گویم یار یافت یغما یوسف

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر حافظ – اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را”

    دیدگاه ها بسته شده اند.