شعر در ستایش محمود شاه از مسعود سعد سلمان

شعر در ستایش محمود شاه از مسعود سعد سلمان

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر در ستایش محمود شاه از مسعود سعد سلمان
  •  

    شعر در ستایش محمود شاه از مسعود سعد سلمان

    شعر در ستایش محمود شاه از مسعود سعد سلمان

     

    مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. دیوان وی مکرر به طبع رسیده و حدود ۱۶۰۰۰ بیت دارد. به غیر از دیوان فارسی، دو دیوان تازی و هندی نیز به او نسبت داده‌اند. حبسیه‌های وی معروف است.

    شاهان جهان شاهی و شاه جهانیا

    در چشم جور و عدل پدید و نهانیا

    بایسته تر به خسروی اندر ز دیده ای

    شایسته تر به مملکت اندر زجانیا

    عقل و روان به لطف نیابد همی تو را

    گویی که عقل دیگر و دیگر روانیا

    روشن به توست سنت و آیین خسروی

    تازه به توست رسم و ره پهلوانیا

    گر مذهب تناسخ اثبات گرددی

    من گویمی تو بی شک نوشیروانیا

    گویم مگر که صورت عقلی عیان شده

    چون بنگرم به عقل و حقیقت همانیا

    گویی صفات ایزدی اندر صفات توست

    کایدون فزون ز وهم و برون از گمانیا

    برنده نیازی گویی که دولتی

    دارنده زمینی گویی زمانیا

    با هر کسی چو با تن مهجور وصلتی

    در هر دلی چو در دل مجرم امانیا

    شاها نظام یابد هندوستان کنون

    زان خنجر زدوده هندوستانیا

    صاحبقران تو باشی و اینک خدایگان

    دادت به دست خاتم صاحبقرانیا

    تا مملکت بماند تو جاودان بمان

    اندر میان مملکت جاودانیا

     

    کلمات کلیدی : آیین اثبات از است است اصل امانیا اندر او اول ای ایزدی اینک با باشی بایسته برنده برون بمان بماند بن بنگرم به بوده بی بیت بین تا تازه تازی تر تن تناسخ تو توست توست جاودان جاودانیا جهان جهانیا جور حبسیه‌های حدود حقیقت خاتم خدایگان خسروی خسروی خنجر دادت داده‌اند دارد دارنده در دست دل دلی دو دولتی دوم دیده دیوان دیگر را رسم رسیده ره روان روانیا روشن ز زاده زان زجانیا زدوده زمانیا زمینی سالهای ستایش سعد سلمان سلمان سنت شاعر شاه شاها شاهان شاهی شایسته شده شده ششم شعر شک صاحبقران صاحبقرانیا صفات صورت طبع عدل عقل عقلی عیان غیر فارسی، فزون قرن قمری لاهور لطف مجرم محمود مذهب مسعود معروف مملکت من مهجور مکرر مگر میان نامی نسبت نظام نهانیا نوشیروانیا نیابد نیازی نیز نیمه نیمهٔ هجری هر همانیا همدان همی هندوستان هندوستانیا هندی و وصلتی وهم وی پدید پنجم پهلوانیا چشم چو چون کایدون کسی کنون که گر گرددی گمانیا گویم گویمی گویی یابد

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر در ستایش محمود شاه از مسعود سعد سلمان”

    دیدگاه ها بسته شده اند.