شعر کمال خجندی – دیدم از دور بر افروخته سیمای تو را

مجموعه: شعر
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 500 out of 5)
Loading...
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر کمال خجندی – دیدم از دور بر افروخته سیمای تو را
  •  

    شعر کمال خجندی - دیدم از دور بر افروخته سیمای تو را

    شعر کمال خجندی – دیدم از دور بر افروخته سیمای تو را

     

    دیدم از دور بر افروخته سیمای تو را
    خواندم از  نرگس بیمار تو غمهای تو را

    منکه هرگز نگشودم به کسی چشم نیاز
    دارم امروز به جان تو تمنای تو را

    بخدا میکشدم حسرت این غم که چو شمع
    نکنم گرم چرا خلوت شبهای تو را

    گردش چشم سیه مست تو سرمستم کرد
    به جهانی ندهم مستی صهبای تو را

    در دلم مهر کسی خانه نکرده ست بیا
    خانه خالیست نگه داشته ام جای تو را

    سر ببالین نگذارم من شوریده مگر
    تکیه گاه سر شورریده کنم پای تو را

    همه سرگرم تماشای بهارند “کمال”
    نفروشد به گل و لاله تماشای تو را

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر کمال خجندی – دیدم از دور بر افروخته سیمای تو را”

    دیدگاه ها بسته شده اند.

    }