شعر خاقانی – رویم ز گریه بین چو گلین کاه زیر آب

مجموعه: شعر
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 500 out of 5)
Loading...
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر خاقانی – رویم ز گریه بین چو گلین کاه زیر آب
  •  

    شعر خاقانی - رویم ز گریه بین چو گلین کاه زیر آب

    شعر خاقانی – رویم ز گریه بین چو گلین کاه زیر آب

     

    رویم ز گریه بین چو گلین کاه زیر آب

    از شرم روی توست رخ ماه زیر آب

    ماهی تنی و می‌کنی از اشک من گریز

    نه ماهیان کنند وطن گاه زیر آب

    نی نی توراست عذر که مشک و میی بهم

    نی مشک و می شود آنگاه زیر آب

    تخم وفاست دانهٔ دل چون به دست توست

    خواهی به زیر خاک بنه خواه زیر آب

    در اشک گرم غرقم و آنگاه سوخته

    کس دید غرق سوخته به نگاه زیر آب

    دریا کشم ز چاه غمت گر برآرم آه

    سوزد نهنگ را طپش آه زیر اب

    همسایگان ز تف دلم برکنند شمع

    چون شد چراغ روز شبانگاه زیر آب

    گریم چنان که از دم دریای چشم من

    هر گوش ماهیی شود آگاه زیر اب

    آبم برفت و گر شنود سنگ آه من

    از سنگ بشنوند علی‌الله زیر آب

    ای در آبدار جوانی ز پیچ و خم

    در آب شد ز شرم تو صد راه زیر آب

    حال من و تو از من و تو دور نیست زانک

    تو آب زیر کاهی و من کاه زیر آب

    خاقانیا به چاه فرو گوی راز دل

    کز دوست رازدارتر آن چاه زیر آب

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر خاقانی – رویم ز گریه بین چو گلین کاه زیر آب”

    دیدگاه ها بسته شده اند.

    }