جدیدترین مطالب امروز

شعر بوسه و آتش از فریدون مشیری

مجموعه: شعر
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...
به این مطلب امتیاز دهید

 

شعر بوسه و آتش از فریدون مشیری

شعر بوسه و آتش از فریدون مشیری

 

در همه عالم کسی به یاد ندارد
نغمه سرایی که یک ترانه بخواند
تنها با یک ترانه در همه ی عمر
نامش اینگونه جاودانه بماند

صبح که در شهر، آن ترانه درخشید
نرمی مهتاب داشت، گرمی خورشید
بانگ: هزار‌آفرین! زهرجا بر شد
شور و سروری به جان مردم بخشید

نغمه، پیامی ز عشق بود و ز پیکار
مشعل شب های رهروان فداکار
شعله بر افروختن به قله کهسار
بوسه به یاران، امید و وعده به دیدار

خلق، به بانگ “مرا ببوس” تو برخاست!
شهر، به ساز “مرا ببوس” تو رقصید!
هرکس به هرکس رسید نام تو را پرسید
هر که دلی داشت، بوسه داد و ببوسید!

یاد تو، در خاطرم همیشه شکفته ست
کودک من، با “مرا ببوس” تو خفته ست
ملت من، با “مرا ببوس” تو بیدار
خاطره ها در ترانه ی تو نهفته ست

روی تو را بوسه داده ایم، چه بسیار
خاک تو را بوسه می دهیم، دگر بار
ما همگی ” سوی سرنوشت”  روانیم
زود رسیدی! برو، “خدا نگهدار”

“هاله” ی مهر است این ترانه، بدانید
بانگ اراده ست این ترانه، بخوانید
بوسه ی او را به چهره ها بنشانید
آتش او را به قله ها برسانید

به اشتراک بگذارید...

مطالب مرتبط

دیدگاه ها

نظر شما برای “شعر بوسه و آتش از فریدون مشیری”