شعر عاشق اصفهانی – واقف نگشته بودم از بی وفایی تو

مجموعه: شعر
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 500 out of 5)
Loading...
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر عاشق اصفهانی – واقف نگشته بودم از بی وفایی تو
  •  

    شعر عاشق اصفهانی - واقف نگشته بودم از بی وفایی تو

    شعر عاشق اصفهانی – واقف نگشته بودم از بی وفایی تو

     

    واقف نگشته بودم از بی وفایی تو

    تا روز رفتن جان یعنی جدایی تو

    دستی ز سینه ی من سوی فلک نبردی

    ای ناله سوخت جانم از نارسایی تو

    در وادی محبت گمگشتگان شوقیم

    ای کوکب هدایت کو روشنایی تو

    ای دل که در ره عشق حیران کار خویشی

    مشکل رسم به جایی از رهنمایی تو

    گفتی: چرا به هر سو از دیده خون گشادی؟

    طرفی ست اینکه بستم از آشنایی تو

    امشب که باده صاف است آن شوخ هست ساقی

    “عاشق” مگو کجا شد آن پارسایی تو؟

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر عاشق اصفهانی – واقف نگشته بودم از بی وفایی تو”

    دیدگاه ها بسته شده اند.

    }