شعر عاشق اصفهانی – چرا شکسته چنین رنگ و روی گلفامت

شعر عاشق اصفهانی – چرا شکسته چنین رنگ و روی گلفامت

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر عاشق اصفهانی – چرا شکسته چنین رنگ و روی گلفامت
  •  

    شعر عاشق اصفهانی - چرا شکسته چنین رنگ و روی گلفامت

    شعر عاشق اصفهانی – چرا شکسته چنین رنگ و روی گلفامت

     

    چرا شکسته چنین رنگ و روی گلفامت؟

    که برده است ز خاطر قرار و آرامت؟

    چو غنچه سر به گریبان ز فکر کیست تورا؟

    که پیرهن شده چون گل قبا بر اندامت؟

    نگفتمت ز وفا پاس عاشقان میدار

    که میشود چو من خسته دل سر انجامت؟

    ز انتظار منت شوق میکند آگه

    چو بر رهت بنشاند ز صبح تا شامت

    مرا به لطف و وفا صید کرده ای چه کنم؟

    بغیر آنکه بمیرم به گوشه ی دامت؟

    اگرچه رام نگشتی به “عاشق” مسکین

    خدا کند که شود آن مراد دل رامت

     

    کلمات کلیدی : آرامت؟ آن آنکه آگه است اصفهانی انتظار انجامت؟ اندامت؟ اگرچه ای بر برده بغیر بمیرم بنشاند به تا تورا؟ خاطر خدا خسته دامت؟ دل رام رامت رنگ رهت روی ز سر شامت شده شعر شود شوق شکسته صبح صید عاشق عاشقان غنچه فکر قبا قرار لطف مرا مراد مسکین من منت میدار میشود میکند نگشتی نگفتمت و وفا پاس پیرهن چرا چنین چه چو چون کرده کند کنم؟ که کیست گریبان گل گلفامت گلفامت؟ گوشه ی

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر عاشق اصفهانی – چرا شکسته چنین رنگ و روی گلفامت”

    دیدگاه ها بسته شده اند.