جدیدترین مطالب امروز

شعر ملک الشعرای بهار – بر دل من گشت عشق نیکوان فرمانروا

مجموعه: شعر
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...
به این مطلب امتیاز دهید

 

شعر ملک الشعرای بهار - بر دل من گشت عشق نیکوان فرمانروا

شعر ملک الشعرای بهار – بر دل من گشت عشق نیکوان فرمانروا

 

بر دل من گشت عشق نیکوان فرمان‌روا

اشک سرخ من دلیل و رنگ زرد من گوا

نیستی رنگم چنین و نیستی اشکم چنان

گر بر این دل نیستی عشق بتان فرمانروا

تا شدم با مهر آن نامهربان دلبر، قرین

تا شدم با عشق آن ناپارسا یار آشنا

مهربان بودم‌، به جان خود شدم نامهربان

پارسا بودم‌، به کار دین شدم ناپارسا

شد دژم جان من از نیرنگ آن‌ چشم دژم

شد دوتا پشت من از افسون آن زلف دوتا

از دل عاشق به عشق اندر درختی بردمد

کش برآید جاودان برگ و بر از رنج و عنا

تن اسیر عشق اگرکردم غمی گشتم غمی

دل به دست یار اگر دادم خطا کردم خطا

چاره ی خود را ندانم من به‌عشق اندرکنون

بنده ی مسکین چه داند کرد پیش پادشا

در بلای عشق اگر ماندم نیندیشم همی

کافرین شهریار از من بگرداند بلا

به اشتراک بگذارید...

مطالب مرتبط

دیدگاه ها

نظر شما برای “شعر ملک الشعرای بهار – بر دل من گشت عشق نیکوان فرمانروا”