جدیدترین مطالب امروز

شعر منوچهری – نوبهار آمد و آورد گل و یاسمنا

مجموعه: شعر
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...
به این مطلب امتیاز دهید

 

شعر منوچهری - نوبهار آمد و آورد گل و یاسمنا

شعر منوچهری – نوبهار آمد و آورد گل و یاسمنا

 

نوبهار آمد و آورد گل و یاسمنا

باغ همچون تبت و راغ بسان عدنا

آسمان خیمه زد از بیرم و دیبای کبود

میخ آن خیمه ستاک سمن و نسترنا

بوستان گویی بتخانه‌ی فرخار شده‌ست

مرغکان چون شمن و گلبنکان چون وثنا

بر کف پای شمن بوسه بداده وثنش

کی وثن بوسه دهد بر کف پای شمنا

کبک ناقوس‌زن و شارک سنتورزنست

فاخته نای‌زن و بط شده طنبورزنا

پرده‌ی راست زند نارو بر شاخ چنار

پرده‌ی باده زند قمری بر نارونا

کبک پوشیده به تن پیرهن خز کبود

کرده با قیر مسلسل دو بر پیرهنا

پوپوک پیکی، نامه زده اندر سر خویش

نامه گه باز کند، گه شکند بر شکنا

فاخته راست بکردار یکی لعبگرست

در فکنده به گلو حلقه‌ی مشکین رسنا

از فروغ گل اگر اهرمن آید بر تو

از پری بازندانی دو رخ اهرمنا

نرگس تازه چو چاه ذقنی شد به مثل

گر بود چاه ز دینار و ز نقره ذقنا

چونکه زرین قدحی بر کف سیمین صنمی

یا درخشنده چراغی به میان پرنا

وان گل نار بکردار کفی شبرم سرخ

بسته اندر بن او لختی مشک ختنا

سمن سرخ بسان دو لب طوطی نر

که زبانش بود از زر زده در دهنا

وان گل سوسن ماننده‌ی جامی ز لبن

ریخته معصفر سوده میان لبنا

ارغوان بر طرف شاخ تو پنداری راست

مرغکانند عقیقین زده بر بابزنا

لاله چون مریخ اندر شده لختی به کسوف

گل دوروی چو بر ماه سهیل یمنا

چون دواتی بسدینست خراسانی‌وار

باز کرده سر او، لاله به طرف چمنا

ثوب عتابی گشته سلب قوس قزح

سندس رومی گشته سلب یاسمنا

سال امسالین نوروز طربنا کترست

پار وپیرار همی‌دیدم، اندوهگنا

این طربناکی و چالاکی او هست کنون

از موافق شدن دولت با بوالحسنا

به اشتراک بگذارید...

مطالب مرتبط

دیدگاه ها

نظر شما برای “شعر منوچهری – نوبهار آمد و آورد گل و یاسمنا”