جدیدترین مطالب امروز

شعر مریم حیدر زاده – وقتی که چشات ابره

مجموعه: شعر
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...
به این مطلب امتیاز دهید

 

شعر مریم حیدر زاده - وقتی که چشات ابره

شعر مریم حیدر زاده – وقتی که چشات ابره

 

وقتی که چشات ابره ، پلکات چه مهی داره
آفتاب به نگاه تو ، کلی بدهی داره

ماه روزا میاد مکتب،پیش مژه نازت
بارون شده شاگرد،شب تاسحرسازت

پروانه میاد دورت،تنها واسه مردن
مردن پیش چشم تو،یعنی همیشه بردن

دریا شنیدم عصرا،موتومیزنه شونه
راستی دیگه فهمیدم، محض چی پریشونه

پیش یه نگاه تو،کوها همیشه مومن
بیچاره گلا پیشت،یک عمره که محکومن

کوها توزمستونا از دوره که پربرفن
پیش تو میان هیچن،درحد دو تا حرفن

رنگین کمونم سادس،پهلوی تو بی رنگه
چشمای تو که باشه،جای آسمون تنگه

با اسم تو سیمرغا،پر میکشن و میرن
بابرق نگاه تو میسوزن و میمیرن

دربون دو چشماته،هرچی نور و سیارس
دفترچه ابرا از،حرفای مژت پارس

صحراها زیردستت گرما رو می آموزن
زیبا آتیشا از رو،چشمای تو میسوزن

قطبا زیر دست توشیش ماه میبینن دوره
تو قلب تو دائم شب ،دستات همیشه ظهره

جنگل با اون آوازش،تو چشمای توگم شد
شمشاد اومد و پیشت،خم شد،قدگندم شد

من هرچی بگم ازتو ، با اون جذبت دوره
راس گفتی چه کاری بود،شاعر مگه مجبوره؟

من متهمم باشه، تو داوری و قاضی
هم میتونی شاکی شی،هم مهربون و راضی

حرف حالا و فردا،مثل همیشس زیبا
جز تو همه یعنی هیچ،تو یعنی،خود دنیا

به اشتراک بگذارید...

مطالب مرتبط

دیدگاه ها

نظر شما برای “شعر مریم حیدر زاده – وقتی که چشات ابره”