شعر محمد علی سپانلو – من در نفس تو رمزها یافته ام

شعر محمد علی سپانلو – من در نفس تو رمزها یافته ام

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر محمد علی سپانلو – من در نفس تو رمزها یافته ام
  •  

    شعر محمد علی سپانلو - من در نفس تو رمزها یافته ام

    شعر محمد علی سپانلو – من در نفس تو رمزها یافته ام

     

    من در نفس تو رمزها یافته ام
    من با نفس تو زندگی ساخته ام

    من در نفس تو یافتم مکیده ای
    با خون ترانه ی تو در رگ هایم

    درخشک ترین کویر بی باران
    من در نفس تو خرم آبادم
    وقتی دو کبوتر حرم را دیدم
    در قرمزی نوک هاشان می شکفند
    پنهان کردم در نفس تو گنج هایم را
    در ژرف ترین خواب تو اسرارم را
    پنهان ز تو ، آهسته امانت دادم
    من در نفس تو رود را پوییدم
    بازیچه ی موج
    از راه تنفس دهان با تو
    از غرق شدن به زندگی برگشت
    هر بازدم تو روح رؤیای من است
    محرابه ی آتشکده در بوسه ی تو
    من آتش را به بوسه برگرداندم
    خاکستر بوسه را به آهی کوتاه
    تا با نفس تو مشتبه گردد
    در راسته ی عطر فروشان ، امشب
    در بین هزار شیشه ی مشک و گلاب
    می پرسم
    دستمال عطر آگینی از نفس او چند ؟

     

    کلمات کلیدی : ، ؟ آبادم وقتی آتش آتشکده آهسته آهی آگینی از است محرابه اسرارم ام ام ام من امانت امشب در او ای با با باران من بازدم برگرداندم خاکستر برگشت هر به بوسه بی بین ترانه ترین تنفس تو تو از تو من حرم خرم خواب خون دادم من در درخشک دهان دو دیدم در رؤیای را را در را پنهان راسته راه رمزها روح رود رگ ز زندگی ساخته سپانلو شدن شعر شکفند پنهان شیشه عطر علی غرق فروشان قرمزی محمد مشتبه مشک من موج از مکیده می نفس نوک هاشان هایم هایم هزار و پرسم دستمال پوییدم بازیچه چند ژرف کبوتر کردم کوتاه تا کویر گردد در گلاب می گنج ی یافتم یافته

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر محمد علی سپانلو – من در نفس تو رمزها یافته ام”

    دیدگاه ها بسته شده اند.