شعر از احمد گلچین معانی

شعر از احمد گلچین معانی

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر از احمد گلچین معانی
  •  

    شعر از احمد گلچین معانی

    شعر از احمد گلچین معانی

     

    نگهش سوی دگر بود و نگاهش کردم

    دیده روشن به صفای رخ ماهش کردم

    تا برم ره به دل آن گل خندان چو نسیم

    گاه و بیگاه گذر بر سر راهش کردم

    همچو آن تشنه که راهش بزند موج سراب

    اشتباه از نگه کاه به گاهش کردم

    دیدمش گرم سخن دوش چو در صحبت غیر

    غیرتم کشت ولی خوب نگاهش کردم

    دور از آن رلف پریشان دلم آرام نیافت

    گرچه زندانی شبهای سیاهش کردم

    حاصل شمع وجودم همه اشک آمد و آه

    وآنقدر سوختم از غم که تباهش کردم

    مهربان گشت مه من به سرودی “گلچین”

    تا نثار قدم این مهر گیاهش کردم

     

    کلمات کلیدی : آرام آمد آن آه احمد از اشتباه اشک این بر برم بزند به بود بیگاه تا تباهش تشنه حاصل خندان خوب در دل دلم دور دوش دگر دیدمش دیده راهش رخ رلف ره روشن زندانی سخن سر سراب سرودی سوختم سوی سیاهش شبهای شعر شمع صحبت صفای غم غیر غیرتم قدم ماهش معانی من مه مهر مهربان موج نثار نسیم نگاهش نگه نگهش نیافت همه همچو و وآنقدر وجودم ولی پریشان چو کاه کردم کردم کشت که گاه گاهش گذر گرم گرچه گشت گل گلچین گلچین گیاهش

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر از احمد گلچین معانی”

    دیدگاه ها بسته شده اند.