شعر از مهدی سهیلی

شعر از مهدی سهیلی

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر از مهدی سهیلی
  •  

    شعر از مهدی سهیلی

    شعر از مهدی سهیلی

     

    مهدی سهیلی شاعر و نویسنده ایرانی در هفتم تیر ماه سال ۱۳۰۳ در تهران متولد شد. نیای مادرش «اصفهانی» و نیای پدرش «تهرانی» بود. در ۱۹۵۷ چند اثر از وی را در مسکو به چاپ رساندند. او سال‌ها در رادیو ایران برنامه اجرا کرد. او در زمینه نمایش نامه نویسی نیز فعالیت داشته است. وی در ۱۸ مرداد ۱۳۶۶ در سن ۶۳ سالگی در گذشت .

    اگر آواز میخوانی
    بخوان آواز غمگین یتیمان را
    که همچون طوطی بی نغمه خاموشند
    و بر سرهایشان چتر محبت سایه افکن نیست
    بدلها راهشان بسته است
    زخاطر ها فراموشند
    مخوان آواز ای دختر!

    صدای نغمه ی مستانه ات را در گلو بشکن
    پسر آواز عشق انگیز را بس کن
    سرود لحظه های کامیابی را به دور افکن
    تو ای دختر که شور نغمه از لبهات لبریز است
    برای نغمه هایت فکر دیگر کن
    تو ای مرد جوان کز کام ها در سینه ات بانگی طر بخیز است
    سرود قرن را سر کن
    بخوان اواز اما همره بانگ دلاویزت
    بگوش ما رسان شب ناله های بینوایان را
    صدای دردمندان بلاکش را
    نوای مبتلایان را
    مخوان آواز عشق انگیز ای دختر!
    اگر اواز میخوانی
    بخوان اواز دردانگیز آن مرد نگون بختی
    که شب با دست خالی میکند اهنگ کاشانه
    و با شرمی غم الوده
    به جای نان به پای کودکانش اشک میریزد
    و غمگین کودکان او
    بگردش در تضرع چون کبوترهای بی دانه…
    تو ای دختر !برای نغمه هایت فکر دیگر کن
    سرود قرن را سر کن

     

    کلمات کلیدی : «اصفهانی» «تهرانی» آن آواز ات اثر اجرا از است است برای است زخاطر است سرود اشک افکن افکن تو الوده به اما انگیز اهنگ او او بگردش اواز اگر ای ایران ایرانی با بانگ بانگی بختی که بخیز بر برای برنامه بس بسته بشکن پسر بلاکش به بود بی بینوایان تضرع تهران تیر جای جوان خالی خاموشند و داشته دانه تو دختر دختر دختر اگر در دردانگیز دردمندان دست دلاویزت بگوش دور دیگر را را صدای را مخوان را نوای را که رادیو راهشان رسان رساندند زمینه سال سالگی سال‌ها سایه سر سرهایشان سن سهیلی سهیلی سینه شاعر شب شد شرمی شعر شور صدای طر طوطی عشق غم غمگین فراموشند مخوان فعالیت فکر قرن لبریز لبهات لحظه ما مادرش ماه مبتلایان متولد محبت مرد مرداد مستانه مسکو مهدی میخوانی بخوان میریزد و میکند ناله نامه نان نغمه نمایش نویسنده نویسی نگون نیای نیز نیست بدلها ها های هایت هفتم همره همچون و وی پای پدرش چاپ چتر چند چون کاشانه و کام کامیابی کبوترهای کرد کز کن کن بخوان کن تو کن سرود که کودکان کودکانش گذشت گلو ی یتیمان

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر از مهدی سهیلی”

    دیدگاه ها بسته شده اند.