شعر گذشت زمان از فریبا شش بلوکی

شعر گذشت زمان از فریبا شش بلوکی

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر گذشت زمان از فریبا شش بلوکی
  •  

    شعر گذشت زمان از فریبا شش بلوکی

    شعر گذشت زمان از فریبا شش بلوکی

     

    هیچ چیز قابل برگشتن نیست
    که زمان می گذرد
    و زمان واژۀ محدودیت است
    همچنان می گذرد….

    ***

    و نمی آید باز
    که بسازیم سلامی به لبی
    که بگیریم سحررا ز شبی

    ***

    و اگر مرد کبوتر در باد
    و اگربغض نشست در فریاد
    ***

    واگر خاطره ای تنها ماند
    واگر حرف غمی بر جا ماند
    ***

    و اگر سقف دلی در هم ریخت
    و سکوتی هیجان را آمیخت
    ***

    و اگرفکر حقیقت پرزد
    و گناه هوسی بر سر زد
    ***

    و اگر دست سخاوت کم شد
    و اگر روح لطافت غم شد

    ***

    یا که تشویش کلامی را برد
    یا ندامت به سوالی برخورد

    ***

    واگر عشق به ویرانه نشست
    شیشۀ عمر وفایی بشکست
    ***

    و اگر لحظۀ باران نرسید
    فکر آسودگی جان نرسید
    یا که خندیدی به اشکی که چکید
    ***

    هیچ چیز قابل برگشتن نیست
    که زمان میگذرد

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر گذشت زمان از فریبا شش بلوکی”

    دیدگاه ها بسته شده اند.