جدیدترین مطالب امروز

شعر زندانی از حمید مصدق

مجموعه: شعر
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...
به این مطلب امتیاز دهید

 

شعر زندانی از حمید مصدق

شعر زندانی از حمید مصدق

 

دل وحشت زده در سینه من می‌لرزید
دست من ضربه به دیوار زندان کوبید
آی همسایه زندانی من
ضربه‌ی دست مرا پاسخ گوی
ضربه دست مرا پاسخ نیست

تا به کی باید تنها تنها
وندر این زندان زیست
ضربه هر چند به دیوار فرو کوبیدم
پاسخی نشنیدم

سال ها رفت که من
کرده‌ام با غم تنهایی خو
دیگر از پاسخ خود نومیدم

راستی هان
چه صدایی آمد؟
ضربه‌ای کوفت به دیواره زندان، دستی؟
ضربه می‌کوبد همسایه زندانی من
پاسخی می‌جوید
دیده را می‌بندم
در دل از وحشت تنهایی او می‌خندم !!

به اشتراک بگذارید...

مطالب مرتبط

دیدگاه ها

نظر شما برای “شعر زندانی از حمید مصدق”