شعر نقش حقایق از شهریار

مجموعه: شعر
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 500 out of 5)
Loading...
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر نقش حقایق از شهریار
  •  

    شعر نقش حقایق از شهریار

    شعر نقش حقایق از شهریار

     

    ای چشم خمارین که کشد سرمه خوابت

    وی جام بلورین که خورد باده نابت

    خواهم همه شب خلق به نالیدن شبگیر

    از خواب برآرم که نبینند به خوابت

    ای شمع که با شعله دل غرقه به اشگی

    یارب توچه آتش که بشویند به آبت

    ای کاخ همایون که در اقلیم عقابی

    یارب نفتد ولوله وای غرابت

    در پیچ و خم و تابم از آن زلف خدا را

    ای زلف که داد اینهمه پیچ و خم و تابت

    عکسی به خلایق فکن ای نقش حقایق

    تا چند بخوانیم به اوراق کتابت

    ای پیر خرابات چه افتاده که دیریست

    در کنج خرابات نبینند خرابت

    دیدی که چه غافل گذرد قافله عمر

    بگذاشت به شب خوابت و بگذشت شبابت

    آهسته که اشگی به وداعت بفشانیم

    ای عمر که سیلت ببرد چیست شتابت

    ای مطرب عشاق که در کون و مکان نیست

    شوری بجز از غلغله چنگ و ربابت

    در دیر و حرم زخمه سنتور عبادت

    حاجی به حجازت زد و راهب به رهابت

    ای آه پر افشان به سوی عرش الهی

    خواهم که به گردی نرسد تیر شهابت

    شهریست بهم یار و من یک تنه تنها

    ای دل به تو باکی نه که پاکست حسابت

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر نقش حقایق از شهریار”

    دیدگاه ها بسته شده اند.