شعر دلتنگی عاشقانه

شعر دلتنگی عاشقانه

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر دلتنگی عاشقانه
  •  

    شعر دلتنگی عاشقانه

    شعر دلتنگی عاشقانه

     

    به نام خدائی که هستی را با مرگ، دوستی را یک رنگ
    زندگی را با رنگ، عشق را رنگارنگ، رنگین کمان را هفت رنگ
    شاپرک را صد رنگ، و مرا دلتنگ تو آفرید . . .

    گـاهـی در ذهـنـم
    آنــقــدر واقـعـیــت داری
    کـه دسـتـهـایـم هــوایت را در آغـوش می گــیـرد …

    **** شعر دلتنگی کوتاه ****

    تنهایی و دل تنگی هایتان‌ را پیش‌فروش نکنید
    فصل‌اش که برسد به قیمت می‌خرند . . .

    آدم خوب قصه های من
    دلتنگت شده ام !
    حجمش را میخواهی ؟؟؟
    خدا را تصور کن …

    **** شعر دلتنگی و عشق ****

    دلتنگم…
    مثل خیلی از روزهای زندگانی ام.
    این روزها هیچ کس شریک غم و دلتنگی آدمها نیست؛
    تنها همدم تنهایی ها و بی کسی هایم، یک قلم و چند ورق کاغذ تا نخورده است.
    اگر روزی کاغذهایم تمام شوند چه کنم؟!!!

    نبودنت مثل تمام کردن سیگار است
    در نیمه شبی برفی
    وقتی دکه های شهر بسته اند …

    **** شعر دلتنگی جدید ****

    تو را خواستم و به جای تو عشق نصیب من شد…
    کاش عشق را می‌خواستم…شاید تو نصیب من می‌شدی!…

    تنهایی
    می دانستم می آیی
    اما من
    بی تو
    هر شب تقدیر را دوره میکنم …

    **** شعر دلتنگی و همدردی ****

    نگاهت کافیست تا دوباره در هوای آمدنت بمیرم
    تو همیشه دعوتی راس ساعت دلتنگی…

    خدایا
    این دلتنگی های ما را هیچ بارانی آرام نمیکند
    فکری کن
    اشک ما طعنه میزند به باران رحمتت . . .

    **** شعر کوتاه دلتنگی ****

    دلتنگم…
    مثل خیلی از روزهای زندگانی ام.
    این روزها هیچ کس شریک غم و دلتنگی آدمها نیست؛
    تنها همدم تنهایی ها و بی کسی هایم، یک قلم و چند ورق کاغذ تا نخورده است.
    اگر روزی کاغذهایم تمام شوند چه کنم؟!!!

    هرچقدر که سرتو گرم کنی
    هرچقدر که حواستو پرت کنی
    هر چقدر که دور و برتو شلوغ کنی
    باز تو یه لحظه میاد و مچتو میگیره
    دلتنگیتو می گم!!!!!

    **** شعر های عاشقانه دلتنگی ****

    گاهی…
    شنیدن صدای قلب کسی رو که دوسش داری
    زیباترین موسیقی دنیاست…!!

    تنهایی
    گوشه ای در این شهر
    مچاله شدم در خودم
    لرزم از سرما نیستاز تنهایی ام می ترسم …

    **** شعر دلتنگی عاشقانه و همدردی ****

    در دل دردیست از تو پنهان که مپرس
    تنگ آمده چندان دلم از جان که مپرس
    با این همه حال و در چنین تنگدلی
    جا کرده محبت تو  چندان که مپرس…

    برای بعضی از دردها نه میتوان گریه کرد
    نه میتوان فریاد زد
    برای بعضی دردها
    فقط میتوان نگاه کرد
    لبخند زد و بی صدا شکست…

    **** شعر های دلتنگی ****

    دلتنگی
    تنها نصیب من بود
    از تمام زیبایی هایت….

    نمیدانم از دلتنگی عاشقترم یا از عاشقی دلتنگ تر
    فقط میدانم در آغوش منی، بی آنکه باشی
    و رفتی، بی آنکه نباشی . . .

    **** شعر عاشقانه دلتنگی****

    هرچه دلتنگی هست، حرفهایی که گره در گره است
    تو بیا تا به همان بوسه اول برود . . .

    بیا باران را دعوت کنیم، به جشن دلتنگی رازقی
    بیا دوباره عادت کنیم، به بغض غریبانه عاشقی . . .

    **** شعرهای دلتنگی کوتاه ****

    تو را خواستم و به جای تو عشق نصیب من شد…
    کاش عشق را می‌خواستم…شاید تو نصیب من می‌شدی!…

    تمام خنده هایم را نذر کرده ام
    تا تو همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا
    عطر دستهایت، دلتنگی ام را به باد می سپارد . . .

    **** شعر دلتنگی و همدردی ****

    دیشب از دلتنگیت بغضی گلویم را شکست
    گریه ای شد بر فراز آرزوهایم نشست
    من نگاهت را کشیدم روی تاریخ غزل

    کمی گیجم کمی منگم عجیب است
    پریده بی جهت رنگم عجیب است
    تو را دیدم همین یک ساعت پیش
    برایت باز دلم تنگ است…

     

    کلمات کلیدی : حجمش ؟؟؟ خدا آدم آدمها آرام آرزوهایم آغـوش آغوش آفرید آمدنت آمده آنکه آیی اما از است است اگر است تو است در است پریده ام ام این ام تا اند اول ای این با باد باران بارانی باز باشی باشی و بر برای برتو برسد برفی وقتی برود بسته بعضی بغض بغضی بمیرم تو به بود از بوسه بی بیا تا تاریخ تر فقط ترسم تصور تقدیر تمام تنهایی تنهایی می تنهایی گوشه تنگ تنگدلی جا تنگی تو تو هر تو  جان جای جدید جشن جهت حال حرفهایی حواستو خدا عطر خدائی خدایا این خنده خواستم خوب خودم لرزم خیلی داری زیباترین داری کـه دانستم در دردها دردها فقط دردیست دستهایت، دسـتـهـایـم دعوت دعوتی دل دلتنگ دلتنگم مثل دلتنگی دلتنگی دلتنگی تنها دلتنگیت دلم دنیاست دوباره دور دوره دوستی دوسش دکه دیدم دیشب ذهـنـم آنــقــدر را رازقی بیا راس رحمتت رفتی، رنگ زندگی رنگ شاپرک رنگ، رنگارنگ، رنگم رنگین رو روزها روزهای روزی روی زد زد برای زندگانی زیبایی ساعت سرتو سرما سپارد سیگار شب شبی شد شد کاش شدم شده شریک شعر شعرهای شلوغ شهر شهر مچاله شوند شکست شکست گریه صبح صد صدا صدای طعنه عادت عاشقانه عاشقانه عاشقترم عاشقی عجیب عشق غریبانه غزل غم فراز فریاد قصه قلب قلم قیمت لحظه ما مثل محبت مرا مرگ، من من بی من دلتنگت منگم منی، موسیقی مپرس مپرس با مپرس تنگ مچتو می میاد میتوان میخواهی میدانم میزند میکنم میگیره دلتنگیتو می‌خرند می‌خواستمشاید می‌شدی نام نباشی نبودنت نخورده نذر نشست من نصیب نمیدانم نمیکند فکری نه نکنید فصل‌اش نگاه نگاهت نیست؛ تنها نیستاز نیمه ها های هایت هایتان‌ هایم هایم، هرچقدر هرچه هست، هستی هــوایت هفت همان همدردی همدم همه همیشه همین هوای هیچ و واقـعـیــت ورق پرت پنهان پیش برایت پیش‌فروش چقدر چند چندان چنین چه کاغذ کاغذهایم کافیست کرد لبخند کرد نه کردن کرده کس کسی کشیدم کمان کمی کن کن اشک کنم؟ کنی باز کنی هر کنی هرچقدر کنیم، که کوتاه گاهی شنیدن گرم گره گریه گـاهـی گــیـرد گلویم گم گیجم یا یه یک یکی

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر دلتنگی عاشقانه”

    دیدگاه ها بسته شده اند.