شعر سعدی – به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی

شعر سعدی – به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی

مجموعه: شعر
به این مطلب امتیاز دهید

 

  • شعر سعدی – به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی
  •  

    شعر سعدی - به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی

    شعر سعدی – به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی

     

    سعدی شیرازی با نامِ کاملِ ابومحمّد مُشرف‌الدین مُصلح بن عبدالله بن مشرّف سعدی شیرازی (زادهٔ ۵۸۵ یا حدود ۶۰۶ هـ.ق. برابر با حدود ۵۸۹ خورشیدی و ۱۲۱۰ میلادی در شیراز – درگذشتهٔ حدود ۶۹۱ هـ.ق. برابر با حدود ۶۷۰ یا ۶۷۱ خورشیدی و ۱۲۹۱ یا ۱۲۹۲ میلادی ) شاعر و نویسندهٔ پارسی‌گوی نامدار ایرانی است. آوازهٔ او بیشتر به‌خاطر نظم و نثر آهنگین، گیرا و قوی اوست.

    به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی

    به صد دفتر نشاید گفت حسب الحال مشتاقی

    کتاب بالغ منی حبیبا معرضا عنی

    ان افعل ما تری انی علی عهدی و میثاقی

    نگویم نسبتی دارم به نزدیکان درگاهت

    که خود را بر تو می‌بندم به سالوسی و زراقی

    اخلایی و احبابی ذروا من حبه مابی

    مریض العشق لا یبری و لا یشکو الی الراقی

    نشان عاشق آن باشد که شب با روز پیوندد

    تو را گر خواب می‌گیرد نه صاحب درد عشاقی

    قم املا و اسقنی کأسا و دع ما فیه مسموما

    اما انت الذی تسقی فعین السم تریاقی

    قدح چون دور ما باشد به هشیاران مجلس ده

    مرا بگذار تا حیران بماند چشم در ساقی

    سعی فی هتکی الشانی و لما یدر ماشانی

    انا المجنون لا اعبا باحراق و اغراق

    مگر شمس فلک باشد بدین فرخنده دیداری

    مگر نفس ملک باشد بدین پاکیزه اخلاقی

    لقیت الاسد فی الغابات لا تقوی علی صیدی

    و هذا الظبی فی شیراز یسبینی باحداقی

    نه حسنت آخری دارد نه سعدی را سخن پایان

    بمیرد تشنه مستسقی و دریا همچنان باقی

     

    کلمات کلیدی : (زادهٔ ) آخری آمد آن آهنگین، آوازهٔ ابومحمّد احبابی اخلاقی اخلایی است اسقنی اعبا اغراق افعل الاسد الحال الذی الراقی السم الشانی الظبی العشق الغابات المجنون الی اما املا ان انا انت انی او اوست ایرانی این با باحداقی باحراق باشد باقی باقی باقی بالغ بدین بر برابر بماند بمیرد بن به به‌خاطر بگذار بیشتر تا تری تریاقی تسقی تشنه تقوی تو حبه حبیبا حدود حسب حسنت حکایت حیران خواب خود خورشیدی دارد دارم در درد درگاهت درگذشتهٔ دریا دع دفتر ده دور دیداری ذروا را روز زراقی ساقی سالوسی سخن سعدی سعی شاعر شب شعر شمس شیراز شیرازی صاحب صد صیدی عاشق عبدالله عشاقی علی عنی عهدی فرخنده فعین فلک فی فیه قدح قم قوی لا لقیت لما ما مابی ماشانی مجلس مرا مریض مستسقی مسموما مشتاقی مشرّف معرضا ملک من منی مُشرف‌الدین مُصلح مگر میثاقی میلادی می‌بندم می‌گیرد نامدار نامِ نثر نزدیکان نسبتی نشان نشاید نظم نفس نه نویسندهٔ نگویم هتکی هذا هشیاران هـق همچنان و پارسی‌گوی پاکیزه پایان پایان پیوندد چشم چون کأسا کاملِ کتاب که گر گفت گیرا یا یبری یدر یسبینی یشکو

     

  • تو بیا
  •  

    در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید :

    مطالب مرتبط

    دیدگاه ها

    نظر شما برای “شعر سعدی – به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی”

    دیدگاه ها بسته شده اند.